─=≡Ξ║ علوم آزمایشگاهی ║Ξ≡=─
صفحات وبلاگ
نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۳

در ذیل مواد مختلفی که ممکن است در ادرار دیده شود و نیز شایعترین ععل هر مورد را ذکر میکنیم:

گلبولهای قرمز:تروما،پیلونفریت،سل دستگاه ادراری تناسلی،سیستیت،پروستاتیت،سنگهای ادراری،تومورها(خوش خیم و بدخیم)،اختلال انعقادی و علل دیگر که مربوط به وجود خون در ادرار می شود از قبیل:خون قاعدگی در زنان،کلیه های پلی سیستیک،نفریت بینابینی،کم خونی همولتیک،واکنش نسبت به تزریق خون،سوختگی.
گلبولهای سفید:عفونت در هر قسمت از دستگاه تناسلی،سل،تومورهای کلیوی،گلومرونفریت حاد،در معرض اشعه قرار گرفتن،نفریت بینابینی(در اثر سوءمصرف داروهای مسکن).
سلولهای اپیتلیال:نکروز حاد توبولی،التهاب نکروز دهنده پاپیها(Necrotizing Papillitis) ،البته در اکثر موارد منشا سلولهای اپیتلیال در ادرار مجرای ادراری است و لذا اهمیت بالینی ندارد.
انگلها:تریکوموناس واژینالیس،شیستوزوماهماتوبیوم.
قارچها:
کاندیدا آلبیکانس(به خصوص در دیابتی ها،بیماران دچار سرکوب ایمنی یا افرادی که عفونت قارچی واژن دارند).
اسپرماتوزوآ:به صورت طبیعی بعد از مقاربت یا احتلام شبانه در ادرار دیده می شود.
کریستالها:به دو گروه تقسیم می شوند:
1)کریستالهای غیرطبیعی:سیستین(Cystine)،سولفونامید،لوسین،تیروزین،کلسترول.
2)کریستالهای طبیعی:به دو گروه تقسیم می شوند:
الف)در ادرار اسیدی:اگزالات کلسیم(به شکل کریستالهای چهرگوشی است که در مرکز آنها یک ضربدر دیده می شود)،اسید اوریک.
ب)در ادرار قلیایی:کربنات کلسیم،تریپل فسفات(شبیه در تابوت است).
آلودگیهای اتفاقی نمونه ادرار:الیاف پنبه،مو،فیبرهای چوب و مواد بی شکل(آمورف)که البته هیچ کدام اهمیتی ندارند.
موکوس:در صورتی که مقادیر زیادی موکوس مشاهده شود،بیماریهای مجرا مطرح می شوند(Urethral Disease).
سلولهای Glitter:گلبولهای سفیدی هستند که در محلول هیپرتون لیز شده اند.
کستها(Casts):مشاهده کست در ادرار وجود بیماریهایی را مطرح می کند که کاملا یا در قسمتی از پروسه خود کلیه را درگیر می سازند.انواع کستهای ادراری عبارتند از:
1-کست هیالین:فقط در صورتی قابل قبول است که به تعداد زاید(numerous)گزارش شود و مطرح کننده افزایش فشارخون خوشخیم و سندرم نفروتیک است.
2-کست گلبول قرمز(RBC Cast):گلومرونفریت حاد،نفریت لوپوسی،آندوکاردیت تحت حاد باکتریایی،بیماری گود پاسچر(GoodPastures) گلومرونفریت بعد از عفونت استرپتوکوکی (PSGN) و واسکولیت،افزایش فشارخون بدخیم.
3-کست گلبول سفید(WBC Cast):پیلونفریت.
4-کست سلولهای اپیتلیال:ضایعات توبولی،نفروتوکسین،ویروس.
5-کست دانه های گرانولر(Granular Cast):شکستن کستهای سلولی منجر به ایجاد این کستها می شود و خود این کستها نیز به کستهای مومی (Waxy Casts) تبدیل می شوند.
6-کست مومی(Waxy):(مرحله انتهایی کست گرانولر) بیماری مزمن پیشرفته کلیوی،آمیلوئیدوز.
7-کست چربی:سندرم نفروتیک،دیابت قندی،تخریب سلولهای توبولهای کلیوی.
8-کست پهن(Broad): بیماری مزمن کلیوی

نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۳

کتونها موادی هستند که در مواردی که بدن شما قادر نباشد انرژی کافی از قند به دست آورد و مجبور می شود از چربی ها وبرای تامین انرژی مورد نیاز خود استفاده کند ساخته می شوند. هنگامی که انسولین کافی برای ورود گلوکز به درون سلولها وجود نداشته باشد بدن اجبارا چربی ها را شکسته و از آنها بعنوان منبع انرژی خود استفاده می نماید.این اسید های چرب اضافی در کبد به "اجسام کتون" از جمله "استون" تبدیل می شوند. ا اجسام کتونی در عین حال که به عنوان سوخت مورد استفاده سلول های بدن مخصوصاً سلول های مغزی قرار می گیرند، خاصیت اسیدی نیز دارند و تجمع آنها در خون منجر به وضعیتی می شود که به "کتواسیدوز دیابتی" معروف است. در این حالت علاوه بر خون در ادرار نیز اجسام کتونی دیده می شود.اکثر بیماران فکر می کنند که کتواسیدوز دیابتی تنها در شروع دیابت نوع 1 تظاهر می کند در حالی که آمار نشان می دهند درصد بالایی از بیماران دیابتی بستری شده به علت کتواسیدوز قبلاً به دیابت مبتلا بوده اند. پیشرفت کتواسیدوز به طور تدریجی و ظرف چند ساعت صورت می گیرد. در واقع اجسام کتونی حدود 12-4 ساعت بعد از ظاهر شدن در ادرار، در خون تجمع پیدا می کنند. به همین خاطر است که تشخیص زود هنگام کتواسیدوز از طریق انجام آزمایش کتون ادرار اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

دیابت کنترل نشده، رژیم بدون کربوهیدرات، گرسنگی شدید یا بیماری‌هایی مثل آنورکسیا و مصرف الکل باعث حضور کتون در ادرار می‌شوند. مصرف بیش از حد آسپیرین، استفراغ طولانی‌مدت و بیماری‌های تب‌دار در کودکان هم حضور کتون در ادرار را به دنبال دارند.

علائم هشدار دهنده کتواسیدوز عبارتند از:

احساس خستگی و تشنگی دائم، پوست خشک و برافروخته، حالت تهوع، استفراغ، درد شکم، تنفس غیر طبیعی (سریع و عمیق)، استشمام بوی استون از دهان، احساس گیجی، کاهش سطح هوشیاری و در موارد شدید بیهوشی کامل و کما.

کتواسیدوز یکی از اورژانس های دیابت است و احتمال وقوع آن در افراد مبتلا به هر دو نوع دیابت 1و 2 وجود دارد (البته در دیابت نوع 2 این احتمال کمتر است). بنابراین لازم است تا این افراد با اصول پیشگیری از کتواسیدوز آشنا باشند و آنها را دقیقاً رعایت کنند. یکی از مهم ترین این اصول اندازه گیری کتون ادرار است.

نحوه جستجوی مواد کتونی در ادرار

از چندین روش برای جستجوی مواد کتونی در ادرار می توانید استفاده کنید. ساده ترین این روشها عبارت است از استفاده از نوارهایی که در ادرار فرو برده شده و سپس تغییر رنگ ایجاد شده در نوار تفسیر می شود.اجسام کتونی ادرار شامل اسیداستواستیک(20%) بتاهیدروکسی بوتیریک اسید(78%) و استون (2%) می باشد.
واکنش تشخیص کتون در نوار ادراری با معرف نیتروپروسید و یک بافر قلیایی صورت می گیرد.در این حالت فقط اسید استواستیک است که قادر است در مجاورت معرف رنگ شاه بلوطی حاصل کند.

 

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠

الکتــروفــورز

الکتروفورز عبارت است از حرکت یک جسم باردار در یک میدان الکتریکی در PH معین.

پروتئین ها درPH  ایزو الکتریک خود دارای بارهای منفی ومثبت برابرند، بنابر این در PH   قلیائی دارای بار منفی شده وبطرف قطب مثبت حرکت می کنند. در طی این حرکت جدا سازی صورت میگیرد. هموگلوبین نرمال در افراد بالغ (HbA) ، در بافر قلیایی دارای شارژ منفی است و به طرف آند حرکت می کند .

جداسازی بیشتر انواع  هموگلوبین های غیرطبیعی ازهموگلوبین A بدلیل ساختمان غیر طبیعی آنها که معمولا" یک آمینواسید جایگزین آمینو اسید دیگرشده است ، بر اساس تغییر  در شارژ الکتریکی شان صورت می گیرد.

جدا سازی الکتروفورتیک روشی ساده برای شناسائی مقدماتی بسیاری از هموگلوبین ها می باشد.

الکتروفورز استات سلولز جهت بررسی هموگلوبینوپاتیها :

انواع مختلف حامل (Supporting media) وجود دارد که حامل های سلولزی از متداول ترین آنها می باشد.

مزایا: سهولت استفاده ،جدا سازی سریع هموگلوبین های A، F ، Sو) C  با جذب کم(،حمل آسان ونگهداری طولانی مدت با قرار دادن در کیسه پلاستیکی

معایب: عدم شناسائی اجزائی از هموگلوبین با غلظت کم،عدم جدا سازی همه انواع هموگلوبین بخصوص  هموگلوبین های ناپایدار.هم چنین هموگلوبین های   F و  A در کنار هم جدا می شوند که ممکن است مقادیر کم هر یک در برابر مقدار بالای دیگری قابل جدا سازی نباشند.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠

لاکتات دهیدروژناز آنزیمی است که در سیتوپلاسم تمام سلولها و بافت های بدن یافت می‌شود. گرچه شایع‌ترین کاربرد رایج آن در انفارکتوس حاد میوکارد می باشد ولی بایددانست که LDH یک تست غیر اختصاصی است که مانند ESR مقدار آن در بیماریهای زیادی افزایش می‌یابد و بنابراین در غربالگری بسیاری از بیماریها می‌توان از آن بهره جست. مقادیر LDH در نوزادان و شیرخواران به طور طبیعی بالاست ولی در بالغین مقدار آن با سن تغییر نمی کند و هیچ اختلافی در دو جنس وجود ندارد. افزایش قابل توجه LDH (بیش از 5 تا 10 برابر مقدار نرمال) در آنمی مگالوبلاستیک، انواع آنمی‌های همولیتیک، بدخیمی‌ها (بخصوص لنفوم ولوسمی) ، سپسیس و ایست قلبی ریوی دیده می شود. در پنومونی پنوموسیستیس کارینی، LDH به طور متوسط بالا می‌رود، در حالی که در اکثر پنومونی‌های دیگر طبیعی است. ایزوآنزیمهای LDH می توانند در تومورهای سلولی ژرم سل گنادها (بخصوص سمینوما و دیس ژر مینوما) به عنوان تومور مارکر بکار روند. در تشخیص انفارکتوس کلیه وکارسینوم سلول کلیوی (Renal cell carcinoma) و آسیب عضلات اسکلتی نیز می توان از این آنزیم بهره گرفت.

برگرفت از سایت :http://payamlab.blogfa.com

نویسنده: افضل نیا - جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩
کروماتوگرافی با لایه نازک نوعی ازکروماتوگرافی جذب سطحی است که در این روش از صفحات با ضخامت نازک استفاده می‌شود و موقعیت اجزای جدا شده روی صفحه مشخص می‌گردد. ذرات روی لایه باید تراکم زیادی داشته باشندو همسان و کوچک باشند. قائم ساکن اغلب از جنس سلولزاست که برای جدا سازی مولکول‌های هیدروفیلی مثل هیدرات‌های کربن،اسیدهای آمینه،مشتقات اسید نوکلئیک وموادمعدنی استفاده می‌شود. در سال 1938ایزومیلووشرایبدهاستفاده ازیک جاذب کروماتوگرافیبه شکل یک لایه نازکتثبیت شده بر روی یک تکیه‌گاه محکم و بی‌اثر را پیشنهاد کرده‌اند و در سال 1951 کیرشنر ، میلر ، و کلر ، ترپن‌ها را بر روی یک «نوار کروماتوگرافی» جدا کردند. این نوار ازیک باریکه کوچک شیشه‌ای با جاذب مخلوط بانشاسته یاگچ شکسته‌بندی، که به عنوان چسباننده عمل می‌کند، پوشیده شده بود.
طرز به کار بردن باریکه‌ها مانند روش به کار بردن کاغذکروماتوگرافی کاغذی بود و در واقع هدف اولیه استفاده از روش لایه نازک به کار بردن روش‌های کروماتوگرافی تقسیمی و کاغذی در یک سیستم جذب سطحی بوده است. در اواخر دهه 1950 استال ،روش‌های ساده‌ای را برای تهیه صفحات اختراع کرد و نشان داد که کروماتوگرافی لایه نازک می‌تواند برای بسیاری ازجداسازی‌هابه کار رود.

مکانیزم کار کروماتوگرافی لایه نازک:
در ابتدا لازم است که صفحات کروماتوگرافی تهیه شوند، یعنی جاذبه به صورت لایه نازکی با ضخامت یکنواخت روی یک تکیه‌گاه سفت بی‌اثر پخش شود. معمولا از صفحات شیشه‌ای استفاده می‌شود، البته روش‌های دیگری نیز وجود دارد. جاذب جامد بصورت پودر ریز را با آب وگاهی با یک مایع فرار، به صورت خمیر در می‌آورند، و آن را به وسیله دستگاه‌های پخش کننده تجارتی یا یک پخش کننده خانگی ساده یا حتی تنهابا استفاده از دست روی صفحه پخش می‌کنند. تهیه لایه با استفاده از روش پاشیدن یافرو بردن نیز امکان‌پذیر است.صفحه پوشیده از خمیر را خشک و با گرم کردن درحدود 100 ، به مدت از قبل تعیین شده ، آن را فعال می‌کنند. محلولی از نمونه در یک حلال فراررا به وسیله یک پیپت یاسرنگ روی صفحه قرار می‌دهند. وقتی که لکه خشک شده صفحه را بطور عمود در مخزن مناسب طوری قرار می‌دهند که لبه پایینی آن درفاز متحرک انتخاب شده فرو رود، بدین ترتیب جداسازی مواد با استفاده از روشکروماتوگرافی صعودی انجام می‌شود. اگر از یک دستگاه پیچیده‌تر استفاده شود،می‌توان کروماتوگرافی نزولی یا افقی را انجام داد، ولی این روش‌ها کمتر متداول هستند. در پایان عمل ، حلال را از صفحه تبخیر می‌کنند ولکه‌های جدا شده را به وسیله روش‌های فیزیکی یا شیمیایی ، به ترتیبی که درکروماتوگراف‌های کاغذی به کار می‌روند، آشکار و شناسایی می‌کنند. شیوه عملی لازم دراین روش ، بجز تهیه صفحات ، بسیار شبیه روشکروماتوگرافی کاغذی است.


مقایسه کروماتوگرافی لایه نازک با انواع کروماتوگرافی:
- مقایسه با کروماتوگرافی ستونی جذب سطحی : کروماتوگرافی ستونی جذب سطحی متداول ، فرآیندی کند استو مقادیر نسبتا زیادی از جاذب و نمونه لازم دارد. پیشرفت‌های اخیر در سیستم‌های باکارایی بالا مطمئنا مشکلات سرعت ، مقیاس و شناسایی را از بین برده‌اند. ولی این سیستم‌ها قیمت خیلی زیادی دارند و دستگاه مربوط به آنها بسیار پیچیده است. درکروماتوگرافی لایه نازک تنها مقادیر کمی از جاذب و نمونه لازم است، دستگاه ساده وارزان است. لکه‌های جدا شده در روی صفحه مانندکروماتوگرافی کاغذی آشکار می‌شوند بنابراین ، معمولا جمع‌آوری اجزا لازم نیست. با وجود این هیچ اشکالی در انجام جدا سازی‌های مقدماتی وجود نداشته وجداسازی مواد با افزایش ضخامت لایه و یا به کار بردن مقدار زیادی از نمونه ، بیشترانجام می‌گیرد. بعد از جداسازی مواد ، به دست آوردن یک جسم بطور مجزا به طریق فراشیدن و جمع ‌آوری آن قسمت از لایه که جسم بر روی آن جذب شده ، ساده است. بعد ازاین عمل می‌توان جسم را در یک حلال مناسب استخراج کرد.

- مقایسه با کروماتوگرافی کاغذی: روش لایه نازک دارای مزیت عمده سرعت بیشتر ، در اکثر موارد ،جداسازی مواد بهتر می‌باشد. زمان متوسط برای حرکت حلال به مقدار 10 در کروماتوگرافی لایه نازک روی سیلیکاژل 30 – 20 دقیقه است، در صورتی که همان جداسازی مواد بر روی یک کاغذ سریع ممکن است 2 ساعت طول بکشد. جداسازی موادبهتر به این واقعیت مربوط می‌شود که جاذب در کروماتوگرافی لایه نازک دارای ظرفیت بیشتری نسبت به کاغذ در کروماتوگرافی کاغذی است. بنابراین لکه‌های جدا شده شکل واندازه کله اصلی را به طور نسبتا زیادی حفظ می‌کنند و پخش شدن وابسته به کروماتوگرافی تقسیمی روی کاغذ در لایه نازک صورت نمی‌گیرد.

کاربرد کروماتوگرافی لایه نازک :
کروماتوگرافی لایه نازک پر کاربردترین روشدرصنایع داروسازیبرای تمام اندازه‌گیری‌هایمهم وتعیین درجه خلوص محصولاتاست. هم‌چنین ،کاربرد گسترده‌ای در آزمایشگاه‌های بالینی پیدا کرده است و ستون فقرات مطالعاتمتعددزیستشناسی وزیست شیمیاییشده است. بالاخره ، کاربردگسترده‌ای در آزمایشگاه‌های صنایع شیمیایی پیدا کرده است.
  
نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری  ششم www.pichak.net کلیک کنید

الکتروفورز (به انگلیسی: Electrophoresis) به حرکات ذرات در یک مایع تحت میدان الکتریکی گویند.

به سبب اینکه ماکرومولکول‌های زیستی مانند دی‌ان‌ای و پروتئین‌ها باردار هستند می‌توان با قرار دادن آنها در یک میدان الکتریکی، آنها را بر اساس خواص فیزیکی مانند شکل فضایی، وزن مولکولی و بار الکتریکی، تفکیک کرد. برای این منظور از روشی بنام الکتروفورز استفاده می‌شود. روش‌های مختلف الکتروفورزی برای تفکیک و مطالعه بیومولکول‌ها اعم از اسیدهای نوکلئیک یا پروتئین‌ها ابداع شده‌است.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a6/Gel_electrophoresis_apparatus.JPG

الکتروفورز ژل

از یک محیط نیمه جامد (ژل) به عنوان فاز ثابت استفاده می‌شود. این نوع الکتروفورز برحسب نوع ژل به کار گرفته شده به دو نوع الکتروفورز ژل پلی‌اکریل آمید ( PAGE) و الکتروفورز ژل آگارز تقسیم می‌شود. الکتروفورز PAGE دارای قدرت تفکیک بسیار بالائی بوده و برای تفکیک پروتئین‌ها و اسیدهای نوکلئیک به کار گرفته می‌شود. به منظور بررسی پروتئین‌ها با استفاده از PAGE، به سبب اینکه پروتئین‌ها دارای بار مختلف هستند، معمولاً برای اینکه تفکیک فقط براساس وزن مولکولی انجام شود به بافر ماده شیمیائی SDS (سدیم دو دسیل سولفات ) اضافه می‌شود. SDS مولکول بزرگی با بار منفی می‌باشد. این ماده باعث واسرشت شدن پروتئین‌ها شده و به آنها متصل می‌شود. به ازای هر دو اسید آمینه، یک مولکول SDS به پروتئین متصل می‌شود که باعث القاء بارمنفی متناسب با وزن مولکولی به پروتئین می‌شود. هر چه غلظت پلی اکریل آمید بیشتر باشد قدرت تفکیک ژل بیشتر خواهد بود و مولکول‌های دارای وزن مولکولی نزدیک به هم را بهتر تفکیک می‌نماید.

برای تفکیک اسیدهای نوکلئیک در صورت امکان از ژل آگارز استفاده می‌شود. تهیه ژل مزبور به مراتب سریعتر وآسانتر از ژل پلی اکریل آمید بوده و هزینه کمتری را در بر می‌گیرد. معمولاً برای تفکیک قطعات بزرگ DNA (بزرگ‌تر از ۵۰۰ جفت باز) در صورتیکه هدف صرفاً بررسی کیفی و تفکیک باشد استفاده از ژل آگارز انتخاب اول است. برای تفکیک قطعات کوچک DNA دو رشته‌ای و قطعات DNA تک رشته‌ای از ژل پلی اکریل آمید استفاده می‌شود. قدرت تفکیک ژل‌های مزبور ارتباط مستقیمی با غلظت آنها دارد. برای مثال، برای تفکیک قطعاتی به اندازه ۱۰۰ جفت باز از آگاروز ۳٪ و برای قطعات حدود ۲۰۰۰ جفت باز از آگارز ۸/۰ ٪ استفاده می‌شود. در صورتیکه نیاز به تفکیک DNA به صورت تک رشته‌ای باشد، از مواد واسرشت کننده نظیر اوره، فرمالدهید یا فرمامید در ژل هم‌زمان با الکتروفورز استفاده می‌شود. به این نوع ژل‌ها، ژل واسرشت کننده می‌گویند. چنین ژل هائی پیچ و تاب‌های اسیدهای نوکلئیک را از هم باز کرده و بنابراین تفکیک مولکول‌ها فقط براساس طول و نه ساختار دوم انجام می‌شود. در این ژل‌ها مولکول‌های کوچک‌تر در مقایسه با مولکول‌های بزرگ‌تر سریعتر حرکت کرده و مسافت بیشتری را طی می‌کنند. از روش PAGE برای بررسی جهش‌ها و تعیین توالی دی‌ان‌ای استفاده می‌شود.

نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری  ششم www.pichak.net کلیک کنید

پروتئین الکتروفورز یکی از تستهای پر کاربرد در آزمایشگاه های تشخیص طبی میباشد. این تست که اغلب بر روی سرم خون و گاه بر روی ادرار راندوم یا ادرار ۲۴ ساعته انجام میشود به منظور بررسی حضور یک پروتئین غیر نرمال در بدن و یا فقدان یک پروتئین طبیعی بدن و یا حتی افزایش و کاهش پروتئینها که تحت شرایط و بیماریهای مختلف اتفاق میافتد کاربرد دارد.

 

الکترو فورز پروتئین های ادرار:

همانطور که میدانیم مقدار بسیار کمی پروتئین در ادرار روزانه دفع میشود که این میزان بسیار ناچیز بوده و با روشهای معمول بررسی پروتئین ادرار قابل ارزیابی نمیباشد. ولی این میزان تحت شریط اسیب های کلیوی افزایش میابد و قابل ردیابی و البته اهمیت میباشد. شرایطی مانند بیماری کلیوی اولیه، بیماری های اتوایمیون که نهایتا منجر به درگیری کلیه شوند و التهابات مزمن همه از جمله شرایطی هستند که باعث افزایش دفع پروتئین از ادرار میشود. همچنین بیماری دیگری که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار میباشد بیماری مولتیپل میلوما میباشد. این بیماری یک نوع بدخیمی در سلولهای تولید کننده انتی بادی است که این سلولها شروع به تولید گاماگلبولینهای منوکلونال کرده که در ۷۵ ٪ از موارد این پروتئینها شامل زنجیره سبک آنتی بادی نیز میباشد و در نتیجه این زنجیره ها از کلیه عبور کرده و وارد ادرار میشود.

موارد درخواست پروتئین الکتروفورزادرار:

معمولا در صورت وجود علائمی مبنی بر مولتیپل میلوما مانند درد استخوانها و مفاصل، شکستگی های بدون دلیل استخوانها، آنمی، فتق و علائمی از این قبیل این تست در خواست میشود. همچنین در موارردی به عنوان یک تست تکمیلی در دنبال کردن نتایج غیر نرمال سایر تستهای آزمایشگاهی مانند کاهش آلبومین سرم، افزایش یا کاهش پروتئین توتال سرم و افزایش پروتئین ادرار، افزایش کلسیم خون و کاهش گلبولهای سفید و قرمز خون درخواست میشود. معمولا در صورت تائید حضور ناهنجاری و افزایش در باند گاماگلبولینهای الکتروفورز پروتئینهای ادرار روشی دیگر از الکتروفورز به نام Immunofixation Electrophoresis انجام میشود. این تست تائیدی اغلب در موارد مولتیپل میلوما کاربرد دارد.

الکتروفورز پروتئینهای سرم در موارد بیماری های اتوایمیون، بیماری های کبدی و کلیوی، التهابات حاد و مزمن در خواست میشود

. روش انجام تست:

برای انجام این تست ابتدا نمونه مورد نظر که ادرار یا سرم بنا به در خواست پزشک میباشد را به دمای اتاق رسانده و سپس مراحل انجام کار را به دقت دنبال میکنیم. مراحل به ترتیب زیر میباشند:

۱- کاغذ استات سلولز که به صورت ژل هایی هستند که برای ۸ نمونه اغلب کاربرد دارند در بافر مخصوص به مدت ۱۰ دقیقه خیسانده.

۲- بعد از ۱۰ دقیقه این کاغذ را از محلول در اورده و بین ۲ کاغذ خشک کن آرام قرار میدهیم تا نم گیری مختصری انجام شود ولی کاغذ نباید خشک شود.

۳--در این مرحله نمونه را توسط اپلیکاتور خاصی که به منظور نمونه گذاری استفاده میشود برروی کاغذ منتقل میکنیم. لازم است که نمونه ها ۵/۱ سانتیمتر از لبه کاغذ و حداقل ۱ سانتیمتر از کناره ها فاصله داشته باشند.

۴--سپس ژل را برگردانده و از پشت داخل تانک الکتروفورز که حاوی بافر مخصوص است قرار میدهیم به طوریکه نمونه در سمت کاتد باشد.

http://www.all-science-fair-projects.com/science_fair_projects_encyclopedia/upload/a/ab/Agarose_Gel_Electrophoresis.png

۵- به وسیله ۲ لام تمیز و کاغذ صافی پلی را برای ارتباط بهتر بافر با ژل تهیه میکنیم.

۶-تانک را به منبع تغذیه متصل نموده و با تنظیم دستگاه روی ولتاژ مناسب ( ۱۶۰ ولت) که شدت جریانی حدود ۶-۴ آمپر را فراهم کند جریان الکتریکی برقرار میشود. بعد از چند بار مصرف بافر جریان افزایش میابد که در این زمان بافر تانک باید تعویض گردد و از بافر تازه استفاده نمود.

۷-- بعد از طی زمان حدود ۲۰ دقیقه دستگاه را خاموش کرده و مراحل رنگ آمیزی، رنگ بری، آب گیری وشفاف سازی را انجام میدهیم.

۸- در نهایت باندها به وسیله اسکنر و برنامه مخصوص قرائت میشوند.

در الکتروفورز پروتئین ۵ باند تشکیل مشود که شامل آلبومین ، الفا-۱ گلوبولین، الفا-۲ گلبولین، بتا گلبولبن و گاما گلبولین میباشد. البومین عمده پروتئنیها را تشکیل داده و نزدیک ترین باند به سمت اند را تشکیل میدهد.

http://howardhughes.trinity.duke.edu/uploads/assets/gel_electrophoresis_2(1).jpg

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری  ششم www.pichak.net کلیک کنید


شرایط کاهش و افزایش پروتئین های مختلف:

 ۱-البومین

۱-۱ افزایش آلبومین در شرایط دهیدراتاسون بدن اتفاق میافتد.

۲-۱ کاهش آلبومین : تحت شرایطی مثل سوء تغذیه و سوء جذب، بارداری، بیماریهای کلیوی و کبدی، التهابات و سندرم از دست دادن پروتئین

۲-الفا ۱ گلبولین:

۱-۲ افزایش: بیماری التهابی حاد و مزمن.

۲- ۲ کاهش: بیماری کبدی حاد، امفیزم که در اثر کمبود آلفا-۱ آنتی تریپسین میباشد.

 ۳- الفا ۲ گلبولین:

۱-۳ افزایش: سندرم نفروتیک، التهابات حاد و مزمن

۲-۳ کاهش: بیماری کبدی شدید، همولیز ( کاهش هاپتوگلوبین

 ۴- بتا گلبولین

۱-۴ افزایش: انمی فقر آهن، هایپرکلسترولمی

۲-۴ کاهش: سیروز و سوء تغذیه

 ۵- گاما گلبولین

۱-۵ افزایش: شامل افزایش پلی کلونال در موارد : آرتریت روماتوئید ، لوپوس، بیماری های کبدی مزمن، التهابات حاد و مزمن،سیروز و افزایش منوکلونال شمال مولتیپل میلوما و ماکروگلبولینمی والدنشتروم.

۲-۵ کاهش : نقص ایمنی اکتسابی و اختلالات ارثی نقص ایمنی.

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

HDLیا کلسترول خوب از بروز حملات قلبی جلوگیری می کند. هرگاه فرد، یک رژیم پرچربی داشته باشد و مقدار HDL خونش کم باشد، مهمترین زمینه جهت ابتلای فرد به بیماری قلبی می شود.

HDL، کلسترول خوب و مفیدی است زیرا باعث پیشگیری از حملات قلبی می شود.HDL، کلسترول را از جریان خون برداشته و به کبد می برد.
درآنجا کلسترول به صفرا تبدیل شده و قبل از اینکه باعث ایجاد لخته درسرخرگ ها شود، از بدن دفع می شود. زمانی که شما یک رژیم غذایی کم چربی داشته باشید، سلول های کبدتان آزادی عمل بیشتری داشته و سریع ترHDL را از جریان خون برمی دارند. وقتی این عمل صورت بگیرد و میزان تولیدHDL به همان صورت قبلی باشد، مقدارHDL خون به طریقه صحیحی، پایین می آید.

سطح HDL خون مانند آب موجود در یک استخر است. اگر همانطور که آب وارد استخر می شود، به همان میزان از آبراه خارج شود، دراین صورت سطح آب ثابت می ماند. ولی اگر آب با سرعت بیشتری خارج شود، سطح آب افت می کند که در مورد HDLهم اینطوراست.وقتی فرد رژیم کم چربی داشته باشد، برای پیش بینی حملات قلبی، می توانید ۱۵ واحد به مقدارHDL خود اضافه کنید و بعد از آن مقدار HDL را برای پیشگیری از حملات قلبی در نظر بگیرید.میزان نرمال HDL، ۸۰-۳۰ میلی گرم در دسی لیتر خون است. هرگاه مقدارHDL خون فرد کمتر از ۳۵ باشد، در معرض خطر بیشتری برای ابتلای به حملات قلبی است. شما می توانید با افزایش هر میلی گرم در دسی لیتر HDL، تا ۲ درصد احتمال ابتلا به حملات قلبی را کاهش دهید.


●راه های افزایش HDL
۱) حداقل ۱۱ کیلومتر در هفته بدوید یا با ورزش کردن ۱۲۰۰ کالری انرژی درهر هفته بسوزانید( در بدنتان مصرف کنید).
۲) کاهش وزن: با کاهش هر نیم کیلوگرم وزن بدن ( چربی اضافی)، مقدارHDL یک درصد افزایش می یابد.
۳) ورزش کردن قبل از خوردن غذای پر چرب: مطالعات نشان داده که انجام ورزش منظم قبل از خوردن وعده های غذایی پر چرب، بطور قابل ملاحظه ای HDL را افزایش می دهد.ورزش کردن تولید آنزیم ” لیپو پروتئین لیپاز” را که آنزیم آزاد کننده چربی است، تحریک می کند که باعث آزاد شدن تری گلیسیرید و تولید بیشترHDL می شود.
۴) نکشیدن سیگار. مطالعه ای نشان داد، با ترک سیگار فقط به مدت یک هفته، ۷ واحد مقدار HDL افزایش می یابد.
۵) از مصرف شکر، آرد، سیب زمینی و برنج سفید به مقدار زیاد خود داری کنید. غذاهایی که قند خون را افزایش می دهند، باعث کاهشHDL خون می شوند.شما می توانید با رعایت موارد بالا و ورزش کردن و پرهیز از مصرف کربوهیدرات های تصفیه شده ( مثل آرد سفید، نان سفید و…) مقدار HDLخون خود را افزایش دهید.با افزایش مقدارHDL، احتمال ابتلا به حملات قلبی کم می شود.

نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩

 

بیماری های تیروئید و بارداری

 

تغذیه مناسب با میزان کافی ید که می تواند با مصرف انواع ماهیها، میگو و دیگر آبزیان و همچنین مقدار توصیه شده نمک یددار تصفیه تامین شود، ضامن سلامت جنین و مادر باردار است.

تغییرات عملکرد تیروئید در بارداری

بارداری طبیعی منجر به یکسری تغییرات فیزیولوژیک و هورمونی می شود که بر عملکرد تیروئید تأثیر میگذارند. بهمین دلیل تفسیر نتایج آزمایش تیروئید یک خانم حامله باید با دقت صورت پذیرد.

اندازه تیروئید نیز در یک بارداری طبیعی، بخصوص در مناطقی که ساکنین آن با کمبود ید روبرو هستند، ممکن است به انداره 10 تا 15 درصد بزرگ‌تر از حد طبیعی شود.  اما معمولأ این بزرگی تیروئید در معاینه بیمار واضح نیست ولی گاهی ممکن است بصورت گواتر در ناحیه جلوی گردن مشاهده شود.

ارتباط عملکرد تیروئید مادر و جنین در دوران بارداری چگونه است؟

در طی سه ماه اول بارداری، جنین کاملأ وابسته به هورمونهای تیروئید مادر است که از جفت عبور نموده و به جنین می‌رسند. پس از پایان سه ماه اول بارداری غده تیروئید جنین فعالیت خود را شروع نموده و هورمون تیروئید تولید می‌کند. از این زمان تا پایان بارداری جنین برای تولید هورمون تیروئید نیاز به ید دراد که باید از طریق مادر به او برسد.

نکات مهم:

در خانم‌های بارداری که دچار بیماری کم کاری تیروئید بوده و یا مقادیر کافی ید دریافت نمی‌کنند، جنین آنها با خطر بروز بیماری کم کاری مادرزادی تیروئید و اختلال در رشد مغز و دستگاه عصبی روبرو هستند.

 نیاز خانم‌های باردار به ید بیشتر از افراد غیر حامله و حدود 200 میکرو گرم در روز است

تغذیه مناسب با میزان کافی ید که می تواند با مصرف انواع ماهیها، میگو و دیگر آبزیان و همچنین مقدار توصیه شده نمک یددار تامین شود، ضامن سلامت جنین و مادر باردار است.

عوارض پرکاری تیرویید در دوران بارداری

- زایمان زودرس

- سقط خود بخود

- مرگ داخل رحمی جنین

- تولد نوزاد نارس

- تولد نوزاد با وزن کم

- نارسایی قلبی در مادر

- پره اکلامپسی (فشارخون بارداری و مسمومیت بارداری)

- بروز بیماری تیروئید در جنین و نوزاد

- بیماری قلبی در جنین و نوزاد

 

عوارض کم کاری تیرویید در دوران بارداری

- زایمان زودرس

- سقط (بخصوص در سه ماهه اول بارداری)

- جدا شدن زودرس جفت

- زجر جنین

- مرگ داخل رحمی جنین

- تولد نوزاد نارس

- تولد نوزاد با وزن کم

- پره اکلامپسی (فشارخون بارداری و مسمومیت بارداری)

- بروز بیماری تیروئید در جنین و نوزاد

- افزایش میزان سزارین

- بروز اختلالات شناختی و عصبی در جنین

- خونریزی پس از زایمان

 

درمان بموقع و مناسب بیماریهای تیروئیدی در دوران بارداری، از بروز کلیه عوارض پیشگیری می نماید

با انجام غربال گری بیماری کم کاری مادرزادی تیروئید در روزهای 3-5 تولد، از عقب ماندگی ذهنی ناشی از این بیماری پیشگیری نمایید

 

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩

زردی عارضه ای است که در آن پوست و سفیدی چشم به علت بیلی روبین زیاد خون زرد می شوند . بیلی روبین در کبد ایجاد می شود و محصول تجزیه هموگلوبین ( مولکول حامل اکــسیژن که در سلولهای قرمز قرار دارد ) است . زردی دو علت اصلی دارد که عبارتند از : ایجاد بیش از حد بیلی روبین خون افزایش می یابد . شایعترین علت ایجاد بیش از حد بیلی روبین تخریب غیر طبیعی سلولهای قرمز است که به کم خونی ناشی از همولیز ( تخریب سلولهای خونی ) معروف است . علل شایع اختلال دفع بیلی روبین عبارتند از : بیماریهای سلولی کبد مثل التهاب کبد ( هپاتیت ) و تشمع کبدی ( سیروز ) ، انسداد کیسه صفرا یا مجاری صفرا وی داخل کبدی منتهی به کیسه صفرا . اغلب علائم دیگری غیر از تغییر رنگ پوست و چشم با زردی همراه نیست . اگر زردی شدید باشد ، مدفوع ممکن است کم رنگ و ادرار تیره شود ( به علت دفع صفرا از کلیه ها ) ، و گاهی خارش عمومی بروز کند . درمان : زردی همیشه باید توسط پزشک مورد بررسی قرار گیرد . او آزمایشهایی را برای کشف علت زمینه ای انجام خواهد داد .


یرقان خود یک بیماری نیست بلکه نشانه ای از بیماری است و با علائمی چون زردی پوست و چشم و بی اشتهایی ظاهر می شود. این عارضه ناشی از افزایش ماده‌ای زرد رنگ به اسم بیلیروبین در خون است. این ماده رنگی زمانی تشکیل میشود که گلبولهای قرمز خون بطور طبیعی شکسته و تجزیه میشوند اما وقتی برخی از بیماریها ایجاد شوند این ماده رنگی در خون جمع می شود و رنگ پوست را تغییر می دهد و از عامل های یرقان می توان به هپاتیت و کم خونی اشاره کرد .

اغلب اوقات این بیماری با علائمی چون تغییر رنگ ادرار به رنگ قهوه ای به دلیل ریزش بیش اندازه این ماده از خون به ادرار وبی رنگ شدن مدفوع به دلیل نبودن این ماده در روده ها نمایان می شود. این بیماری باید تحت نظر پزشک به طور جدی مداوا شود و دکتر بیماری اصلی را شناسائی کرده و به درمان آن خواهد پرداخت اگر هپاتیت باشد اقدامات جداسازی وی از دیگران باید بعمل آید هپاتیت به معنای التهاب و بیماری کبد است و انواع هپاتیت ویروسی عبارت است از: نوع
A و نوع Bکه معروف ترین هستند اما انواع دیگری چون F , E ,D ,Gنیز وجود دارد که چندان شایع نیست.


اما در نوع Aبیماری از راه مدفوغ آلوده ، به دهان وارد می شود و بسیار شایع است به طوری که اکثر کودکان زیر 5 سال به این بیماری مبتلا می شوند. و در نوع B بیماری از راه خون و ترشحات بدن منتقل می شود و احتمال مزمن شدن آن زیاد است .

و نوع دیگر این بیماری nonA.nonB که به هپاتیت C شناخته شده است و از راه انتقال خون منتقل می شود.

واز انواع دیگر این بیماری غیر از ویروسی می توان به هپاتیت خود ایمنی و هپاتیت دارویی اشاره کرد که در نوع اول سیستم ایمنی بدن خود باعث تخریب سلول ها و بافت کبد می شود و در نوع دوم در اثر سموم و داروها پدید می آید.

و در نهایت با دیدن چنین علائمی ضروری است که به دکتر مراجعه شود وتا زمان مراجعه در صورت بی اشتهایی برای از دست ندادن آب بدن توصیه می شود مایعات بیشتری مصرف شود

نویسنده: افضل نیا - جمعه ۱٩ آذر ۱۳۸٩

رعایت نکات زیر برای آزمایش کلسیم ضروری است

موقعیت بیمار در هنگام نمونه گیری:


تغییر موقعیت بیمار از حالت خوابیده به نشسته یا ایستاده ، سبب خروج (efflux) آب و مایعات و مواد محلول قابل عبور از داخل عروق به فضای بینابینی سلولها می گردد. مواد غیر قابل عبور از دیواره عروق مثل پروتئین ها ، سلولها ، مواد باند شده به پروتئین ها و سلولها تغلیظ می شوند. مثلا آلبومین سرم افزایش یافته و کلسیم چون به آلبومین باند شده ، افزایش می یابد.

برای تغییر وضعیت از حالت خوابیده به نشسته ، تغییر میزان کلسیم % 4 + خواهد بود.

رژیم غذایی (diet) :

مثلا پس از نوشیدن مقدار زیادی شیر ، مقدار کلسیم سرم افزایش می یابد.

بستن تورنیکت و باز و بسته کردن مشت :

بستن تورنیکت ، سبب برجسته شدن وریدها و تسهیل خونگیری می شود . کاربرد نامناسب تورنیکت و باز و بسته کردن مشت ، باعث خطا در تست ها می شود. باز و بسته کردن مشت و پمپ کردن دست (pumping) در طی نمونه گیری سبب افزایش غلظت پتاسیم ، لاکتات و فسفر می شود. با افزایش لاکتات خون ، PH خون کاهش یافته و غلظت کلسیم یونیزه سرم بالا می رود.

خونگیری از بیماری که به دست او سرم (IV) وصل شده است :

چون ترکیبات موجود در سرم تزریق شده ، باعث تغییر غلظت مواد شیمیایی شده یا آنها را رقیق می کنند ، لازم است حتی الامکان از بیماری که سرم به او تزریق می شود ، خونگیری نشود. در صورت نیاز به خونگیری ، لوله تزریق سرم بسته شود و از دست دیگر بیمار نمونه گیری شود. در صورتیکه لازم باشد از همان دست محتوی سرم خونگیری شود به ترتیب زیر عمل نمایید :

لوله سرم بسته شود ، تورنیکت زیر محل Needle سرم بسته شود و خون از وریدهای زیر ناحیه تزریق سرم گرفته شود. اگر بخواهیم از برانول خونگیری کنیم ، سرم را بسته و چند میلی لیتر اول خون گرفته شده را دور ریخته و از باقیمانده آن برای انجام آزمایشات استفاده شود.

مواد ضدانعقاد (Anticoagulants) :

استفاده نامناسب از مواد ضدانعقاد باعث تغییرات زیادی در تستهای بیوشیمیایی می گردد. اکسالات ها ، سیترات سدیم و EDTA سبب کاهش کلسیم سرم به روش اسپکتروفتومتری می شوند.

سرم های لیپمیک یا کدر (Lactascent serum) :

افزایش تری گلیسرید سرم باعث تداخل در اندازه گیری سایر موادی که از همان طول موج ، جذب نوری دارند می گردد ؛ از جمله باعث افزایش کلسیم به روش CP (Cresol phetalein)
می گردد.


برای تصحیح اثرات سرم لیپمیک از بلانک سرم استفاده می شود. حتی سرم بلانک هم قادر به حذف کامل همه این تداخل ها نمی باشد.



نکاتی در مورد آزمایش کلسیم :

در اندازه گیری کلسیم به طریق کرزوفتالئین تا مقدار 0.2 gr هموگلوبین در 100 ml سرم ، اثر تداخلی چندانی دیده نمی شود. در مقادیر بیشتر Hb آزمایش باید در مقابل سرم بلانک ، اندازه گیری و اصلاح گردد.

با توجه به اینکه کلسیم یونیزه به جایگاههای اتصالی با بار منفی متصل می شود ، یون هیدروژن برای اتصال به آلبومین و دیگر پروتئین های متصل شده به کلسیم با کلسیم رقابت می کند و اتصال آنها وابسته به PH می باشد. اگرچه سطوح کلسیم تام سرم ممکن است بدون تغییر باقی بماند ، انتشار نسبی 3 فرم کلسیم که در اثر تغییرات PH در ECF رخ می دهد قابل تغییر است. آلکالوز باعث افزایش اتصال کلسیم به پروتئین شده در نتیجه سبب کاهش کلسیم آزاد می شود ، در حالیکه اسیدوز با کاهش اتصال کلسیم به پروتئین ، سطح کلسیم آزاد را افزایش می دهد. سطح کلسیم تام به وسیله غلظت پروتئین پلاسما قابل تغییر است.
کاهش 1 gr/dl آلبومین ، معادل کاهش 0.8 mg/dl کلسیم خواهد بود.
بیماران دارای بدخیمی اغلب تظاهرات هیپوآلبومینمی دارند که این وضعیت ممکن است بطور کاذب سطح کلسیم تام را کاهش دهد. در این شرایط سطح کلسیم تام (بر حسب mg/dl) به وسیله معادله زیر تصحیح می شود :
1% همولیز باعث افزایش کلسیم به میزان 2.9 % می گردد.

= کلسیم تام (mg/dl) تصحیح شده برای هیپوآلبومینم

[0.8 × (آلبومین بیمار- آلبومین طبیعی)] + کلسیم تام (اندازه گیری شده)


(در این فرمول معمولا مقدار آلبومین طبیعی را 4.4 در نظر می گیرند)
درصد کمی از کلسیم به دیگر پروتئین ها از قبیل γ- گلبولین ها متصل می شود. بنابراین در حالات بالینی مانند هیپوگاماگلبولینمی ، سطح کلسیم تام به شدت تغییر می کند.
از سرنگ و ظروف شیشه ای باید اجتناب کرد زیرا کلسیم به بدنه ظروف شیشه ای می چسبد.
افزایش کاذب کلسیم به دلیل استاز وریدی در حین خونگیری و نگهداری طولانی مدت خون حاصل می شود.
در روش O-Cresophtalein Complex دما بایستی به دقت کنترل شود زیرا این روش به دما بسیار حساس است.
در روشهای فتومتریک هر نوع ظروف شیشه ای یا پلاستیکی باید با اسید کلریدریک رقیق شسته شوند.
ضد انعقادهای سیترات ، اگزالات و EDTA نباید مصرف شوند ، به این دلیل که با تشکیل کمپلکس با کلسیم تداخل ایجاد می کنند.
کلسیم یونیزه وضع متابولیسم کلسیم را بهتر از مقادیر کلسیم تام بیان می نماید و بدین علت اکثر پزشکان آزمایش CaI را نسبت به کلسیم تام ترجیح می دهند.
تکرار اندازه گیری کلسیم تام سرم برای تشخیص هیپرپاراتیروئیدیسم لازم است (وقتی کلسیم نرمال و کلسیم یونیزه افزایش یافته است).
عوامل مداخله گر در اندازه گیری کلسیم با روشهای رنگ سنجی عبارتند از :همولیز – زردی – لیپمی – پاراپروتئین ها و منیزیوم.
نمونه سرم ، بهترین نمونه برای سنجش کلسیم تام است اگرچه پلاسمای هپارینه نیز مورد قبول است.
از خون تام ، پلاسمای هپارینه یا سرم برای اندازه گیری کلسیم آزاد استفاده می شود. تمامی نمونه ها باید در شرایط بیهوازی جمع آوری شوند و در یخ 4C انتقال یابند تا از حذف CO2 و گلیکولیز جلوگیری شده و PH تثبیت شود(تغییرات PH نسبت کلسیم یونیزه را تغییر می دهد).
در آلکالمی متابولیک یا تنفسی ، با وجود کلسیم تام نرمال (وقتی کلسیم نرمال و کلسیم یونیزه افزایش یافته است)
پایین بودن سطح سرمی کلسیم و افزایش سطح اسید اوریک از یافته های شایع همراه با پره اکلامپسی است.

(پره اکلامپسی یکی از عوارض شایع بارداری و عامل ایجاد صدمه به جنین و مادر است. این بیماری اغلب در زنان جوان و نخست زا (Primigravida) دیده شده و علائم آن در اواخر حاملگی بارز می شود).


مقادیر مرجع در افراد بالغ طبیعی

mmol/l

کلسیم تام



کلسیم یونیزه (آزاد)






علل هیپرکلسیمی:
- به علت PTH

هیپرپاراتیروئیدیسم اولیه (علت شایع) :

اسپورادیک

نئوپلازی اندوکرین متعدد (نوع 1 و 2)

هیپرکلسیمی هیپوکلسیوری فامیلی

ترشح نابجای PTH به وسیله نئوپلاسم ها (نادر است)

- مستقل از PTH :

همراه بدخیمی ها (علت شایع)

به علت ویتامین D :

مسمومیت با ویتامین D

افزایش تولید D 21,25(OH)

عوامل دیگر اندوکرینوپاتی :

تیروتوکسیکوز

هیپوآدرنالیسم

بی تحرکی همراه با بازگردش استخوان

سندرم شیر – قلیا

سارکوئیدوز

مولتیپل میلوما



علل هیپوکلسیمی :


- به علت PTH

کمبود PTH

دائمی :

اکتسابی : بعد از جراحی

ارثی :

هیپوپاراتیروئیدیسم ایدیوپاتیک

سندرم دی جرج

سندرم های اتوایمیون چند غده ای

معکوس و راجعه :

هیپومنیزیومی شدید

هیپرکلسیمی

مقاومت به PTH

هیپوپاراتیروئیدیسم کاذب

- به علت ویتامین D

کمبود ویتامین D

کمبود D 25(OH)

کمبود D 21,25(OH):

مهار برگشت پذیر 1- هیدروکسیلاز

اختلالات داخل کلیوی (آسیب کلیوی مزمن ، بیماری توبول ها و سندرم فانکونی)
اختلال در پاسخ به D 21,25(OH)
جهش در گیرنده ویتامین
mg/dl 8.8-10.3 2.2-2.58 4.6-5.3 1.16-1.32 D

نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸٩

تستوسترون

ارتباط بین هورمون تستوسترون و افزایش قدرت عضلانی از دیر باز برای پزشکان و محققین علوم پزشکی شناخته شده بود.اطبای قدیم یونان و روم سالها پیش به ارتباط بین کاهش ترشح طبیعی هورمون تستوسترون و افت قوای جنسی پی برده بودند.پزشکان یونانی عهد باستان برای درمان اختلالات جنسی ناشی از افت میزان ترشح طبیعی هورمون تستوسترون، مصرف بیضه گاو را به بیماران خود توصیه می کردند.

در سال 1800 میلادی پزشکان به خواص درمانی مصرف خوراکی بیضه گاو و همچنین خواص قدرتمند درمانی عصاره آن پی بردند.در سال 1935 میلادی نیز برای اولین بار فرم خالص تستوسترون استحصال و تهیه شد.پزشکانی که به این موفقیت چشمگیر دست یافته بودند،جایزه نوبل سال 1939 را از آن خود کردند.در سالهای 1940 و 1944 نتایج اولین تحقیقاتی که در زمینه استفاده از هورمون تستوسترون برای درمان علایم و عوارض پیری در مردان سالخورده در امریکا انجام گرفته بود، منتشر شد.مقاله ای که در ذیل آمده،در مجله انجمن پزشکی آمریکا منتشر شده است.

تحقیقاتی که بعدها در زمینه تستوسترون انجام گرفت به این نتیجه رسیدند که با افزایش سن در آدمی از میزان ترشح این هورمون در بدن نیز به طرز محسوسی کاسته می شود.این تحقیقات همچنین ثابت کردند که پس از سن 30 سالگی،به ازای هر 1 سالی که به سن انسان افزوده می شود از حجم طبیعی ترشح این هورمون در بدن نیز به میزان تقریبی 2% کاسته می شود.

کاهش تدریجی میزان ترشح تستوسترون در آدمی را می توان معلول علتهای زیادی دانست.از اصلی ترین علل کاهش تدریجی ترشح تستوسترون می توان به کاهش میزان و شدت اثر آنزیمهای تولید کننده این هورمون و همچنین کاهش تدریجی تعداد سلولهای بینابینی بیضه ها در اثر روند طبیعی پیری اشاره کرد .ناگفته نماند که این سلولها وظیفه تهیه و ترشح تستوسترون را بر عهده دارند.از دیگر عوامل کاهش تدریجی ترشح هورمون تستوسترون در بدن آدمی می توان به کاهش حساسیت سلولهای بینابینی بیضه نسبت به علایم و فرمانهای غده هیپوفیز را اشاره کرد..ناگفته نماند که هورمون تستوسترون در اثر تحریکات غده هیپوفیز و در سلولهای بینابینی بیضه ها تولید می شود. در نهایت،افزایش میزان (shbg) نیز که در دوران پیری اتفاق می افتد و به تبع آن ایجاد پیوند برگشت ناپذیر بین این پروتئین و مولکولهای تستوسترون باعث بی اثر شدن تستوسترون موجود در بدن شده و علیرغم وجود تستوسترون کافی در بدن،فرد را دچار عوارض نامطلوب کمبود تستوسترون در بدن می کند.

*علایم کمبود هورمون تستوسترون در بدن:
* تستوسترون هورمونی آنابولیک (عضله ساز) و آندروژن (افزاینده انرژی جنسی و مسئول بروز صفات مردانه) بوده و کاهش ترشح آن در بدن موجب بروز اختلالات فراوان می گردد.از علایم کمبود این هورمون در بدن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

· کاهش محسوس حجم و قدرت عضلانی
کاهش قدرت و حجم عضلانی را می توان از بارزترین علایم پیری در انسان دانست.کاهش میزان ترشح هورمون تستوسترون با کاهش میزان سنتز پروتئین در عضلات و در نتیجه کاهش حجم عضلات و همچنین با کاهش قدرت انقباض تارهای عضلانی ارتباطی مستقیم دارد.کاهش حجم عضلانی نیز به نوبه خود موجب تشدید روند طبیعی پیری و همچنین افزایش خطر شکستگی استخوانها می گردد.

· افزایش میزان تجمع چربی در بدن ،مخصوصا در اطراف شکم و پاها
کاهش میزان ترشح هورمون تستوسترون در بدن علاوه بر افزایش میزان تجمع چربی زاید در بدن ممکن است موجب بروز عارضه ژنیکوماستی (بزرگ شدن سینه در مردان) در مردان نیز گردد.با کم شدن میزان تستوسترون موجود در بدن،میزان ترشح هورمون «لپتین »نیز افزایش پیدا می کند.«لپتین» هورمونی پپتیدی است که از بافت چربی ترشح شده و این امر بیش از پیش موجب تشکیل بافت چربی در بدن می گردد.

· کاهش تراکم استخوانی
تحقیقات نشان می دهند که کاهش میزان ترشح هورمون تستوسترون در مردان با کاهش تراکم استخوانها و در نتیجه با بروز عارضه پوکی استخوان رابطه ای مستقیم دارد.تحقیقات همچنین نشان داده است که کاهش میزان ترشح هورمون «استرادیول» و ایضا «تستوسترون »در زنان نیز موجب بروز عارضه پوکی استخوان می گردد! یادآوری این نکته نیز ضروری است که هورمون تستوسترون به میزان اندک در بدن زنان نیز تولید و ترشح می شود. گفته می شود که بیش از 30% از مردان بالای 60 سال جهان از عارضه پوکی استخوان رنج می برند.به عبارت ساده تر می توان گفت که از هر 6 مرد مسن لااقل 1 نفر در طول عمر خود دچار شکستگی استخوان در ناحیه لگن می گردد.

· کاهش محسوس قوای جنسی
با کم شدن میزان ترشح طبیعی هورمون تستوسترون در بدن از کیفیت فعالیت و همچنین از قوای جنسی نیز به شدت کاسته می شود.از عوارض و اثرات کاهش میزان ترشح این هورمون در زمینه عملکرد جنسی در مردان می توان به کاهش میل،لذت و همچنین قدرت انجام فعالیتهای جنسی و در زنان نیز به کاهش لذت و همچنین کاهش تحریک پذیری اشاره کرد.

· کاهش مهارتهای یاد گیری و کاهش قدرت تمرکز
تحقیقات نشان می دهند که کاهش میزان ترشح هورمون تستوسترون با افت قوای یادگیری و همچنین با کم شدن قدرت حافظه در انسان ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد.


بحث دارویی و پزشکی قضیه :
معرفی دارو:
تستوسترون یک هورمون جنسی مردانه است که بیضه‌ها و مقدار کمی هم تخمدانها آن را تولید می‌کنند. موجب رشد استخوان و عضلات در مرد و زن و رشد جنسی در مردان میشود. کمبود تستوسترون می‌تواند بر اثر اختلال بیضه‌ها یا غده هیپوفیز باشد. اگر این اتفاق بیافتد می‌تواند تستوسترون سنتتیک یا حیوانی را از طریق تزریق، قرص و یا کاشت به انسان منتقل نمود.
اگر به علت کمبود هورمون رشد یا بلوغ مرد به تأخیر افتاده باشد می‌توان از تستوسترون برای تحریک بلوغ در مردان استفاده کرد. این دارو می‌تواند در افزایش باروری در مردانی که دچار اختلالات غده هیپوفیز یا بیضه هستند کمک کند. اما منجر به تولید اسپرم در مردهایی که بیضه‌های طبیعی دارند نمی‌شوند. تستوسترون را در موارد نادر برای درمان سرطان بیضه به کار می‌برند.
تستوسترون دارای یک سری عوارض جانبی است. مقدار مصرف آن در درمان تأخیر در بلوغ باید دقیقاً تحت نظر باشد زیرا ممکن است با رشد تداخل کند و باعث ایجاد رشد بسیار سریع جنین بشود. اگر به مقدار زیاد مصرف گردد منجر به بم شدن صدا و رشد موهای اضافه میشود.

طرز استفاده از دارو:


اشکال دارو: کپسول، آمپول، قرصهای کاشتنی.

مقدار و زمان مصرف: 2 بار در روز (کپسول)، هر 3 هفته 1 بار (تا 2 مدت مصرف) برای تزریق بسته به نوع درمان و هر 6 ماه (برای کاشت).

مقدار مصرف برای بزرگسالان: بستگی به طرز یا نوع مصرف دارو دارد.
کودکان: متناسب با سن کم شود.

شروع تأثیر دارو: 2 تا 3روز.

ادامه اثر دارو: برای کپسول 1 تا 2 روز، آمپول 1 تا 3 هفته، برای کاشت تقریباً 6 ماه.

نگهداری از دارو: در محفظه سربسته، در محیط خشک و خنک دور از دسترس اطفال و نور باشد.

فراموش کردن نوبت دارو: جای نگرانی نیست اما بمحض یادآوری مصرف دارویتان را ادامه دهید. اگر نوبت قرص بعدی 3 ساعت دیگر است فعلاً یک نوبت مصرف و از نوبت بعد صرفنظر کنید.

متوقف کردن دارو: بدون اجازه پزشک این دارو را قطع نکنید.

مصرف مقدار اضافی: سعی کنید از این دارو بیشتر از مقدار تجویز شده مصرف نکنید. تا دچار مشکل نشوید در صورت بروز هر نوع علامت غیرعادی به پزشک مراجعه کنید.

عوارض نامطلوب:
بیشتر عوارض جانبی از مصرف طولانی مدت این دارو ناشی میشود که با کم کردن مقدار آن
ممکن است رفع شوند.
نشانه‌ها - یرقان، شیوع بندرت،‌موارد مشورت با پزشک همه موارد، شرائط ترک دارو

فقط مردان:
نشانه‌ها- مشکل دفع ادرار، شیوع بندرت، موارد مشورت با پزشک همه موارد.
نشانه‌ها- نعوظ غیرطبیعی، شیوع شایع، موارد مشورت با پزشک همه موارد.

فقط زنان:
نشانه‌ها- رشد غیرطبیعی مو، شیوع بندرت، موارد مشورت با پزشک حاد.
نشانه‌ها- تغییر صدا، شیوع بندرت،‌موارد مشورت با پزشک همه موارد.
نشانه‌ها- بزرگ شدن کلیتوریس، شیوع بندرت، موارد مشورت با پزشک همه موارد.

تداخل دارویی:
ضدانعقادها: تستوسترون می‌تواند اثر این داروها را افزایش دهد. مقدار این دارو را باید تنظیم کرد.

ضد تشنج‌ها: فنوباربیتون، فنی توین و کاربامازپین خواص تستوسترون را کم می‌کنند.

ضد دیابتها: تستوسترون قند خون را پایین می‌اورد بنابراین مقدار داروهای ضد دیابت و انسولین را باید کاهش داد.

احتیاط:
در موارد زیر پزشک را مطلع سازید.
اختلالات مزمن کبد یا کلیه، ناراحتی‌های قلبی، ناراحتی پروستات، فشارخون بالا، صرع-میگرن، مصرف داروهای دیگر.

برای خانم‌های باردار: تجویز نمیشود.

برای خانم‌های شیرده: تجویز نمیشود.

برای اطفال و کودکان: تجویز نمیشود. در صورت لزوم برای بزرگترها از مقدار دارو کم کنید.

برای سنین بالای 60: بندرت به این دارو نیاز هست. در مردان مسن امکان ناراحتی‌های پروستات وجود دارد.

مصرف این دارو در حین رانندگی و کارهای دشوار: مشکلی نیست.


استفاده بلند مدت:
مصرف طولانی مدت این دارو می‌تواند رشد بالغین را کند سازد.
اثرات درمان با تستوسترون بطور منظم بررسی شود.

خلاصه:
گروه دارویی: هورمون جنسی مردانه
خطر مصرف اضافی: کم
میزان وابستگی: کم
داشتن نسخه: بله
به صورت ژنریک: بله

امیدوارم ازین دارو استفاده درست بکنید جراکه عقیمی موقت ریزش موی سر و بروز آکنه و مشکلات کبد و کلیه و پروستات
در صورت مصرف طولانی مدت و بدون ورزش کردن از عوارض جانبی آن میباشند .

علائم بالینی کمبود تستوسترون به زمان شروع و شدت کمبود بستگی دارد.کمبود تستوسترون در ابتدای دوره پیش از تولد, منجر به
تشکیل دستگاه تناسلی مبهم و دوجنسی مردانه میگردد( یعنی از نظر ژنی مرد است.. اما از نظر ظاهر تناسلی زنانه و یا مبهم است). کمبود اون هورمون در اواخر دوره حاملگی ممکن است منجر به کوچکی آلت یا نبودن یک یا دوطرفه بیضه در کیسه بیضه شود. در دوران بلوغ ,این هورمون.. مسئول ظاهر شدن.. صفات جنسی مردانه میباشد که بصورت رشد اسکلروتوم, اپیدیمیدیس, واز دفران, کیسه های منی, پروستات, پنیس, عضلات اسکلتی, و حنجره است. علاوه بر این اون هورمون مسئول
رشد موهای زیر بغل, ناحیه زهار.. صورت و بدن.. است و فعالیت غدد چربی را نیز افزایش میدهد. این هورمون به استروژن یا همان هورمون زنانه(حتی در پسران) تبدیل شده و و با عث رشد ناگهانی رشد بلوغ میشود. بنا بر این کمبود این هورمون در دوران بلوغ باعث رشد کم عضلات, کاهش قدرت و استقامت, صدای زیر , موهای کم پشت در ناحیه زیر بغل و زهار و نبودن
موی صورت و بدن میشود. استخوان ها ی بلند اندام تحتانی و بازوها ممکن است تحت تاثیر هورمون رشد بزرگتر شوند و منجر به بروز خصوصیات اختگی شوند که در این حالت فاصله بین بازوها 5 سانتی متر یا بیشتر از کل قد میشود و رشد اندام تحتانی
نسبت به کل قد بیشتر است. کمبود تستوسترون پس از دوران بلوغ ممکن است منجر به کاهش میل جنسی, ناتوانی جنسی, انرژی کم, چروک های ریز در گوشه های چشم و دهان و کاهش موی صورت و بدن شود.

نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٩

نکات مهم در این آزمایشات ناشتا بودن بیمار- نحوه ی نمونه گیری و نگهداری نمونه است.

 

FBS :Fasting Blood Suger

BS :Blood Suger

2hpp :2 hours postprandial

GTT

HbA1C

Feroctoz amin

 

در تست FBS   بیمار باید 8 ساعت ناشتا بوده و بهتر است نمونه گیری صبح انجام شود. میزان نرمال آن با توجه به کیت و روش آزمایش متفاوت می باشد.در روش آنزیمی FBS نرمال در بالغین  mg/dl70- 110میباشد. 

برای تست BS   نیازی به ناشتایی نیست و در در هر ساعت از شبانه روز می توان آنرا انجام داد.

برای انجام تست  2hppابتدا بیمار باید ناشتا بوده و نمونه گیری انجام میشود (مانند FBS ) سپس از بیمار خواسته می شود طی 5-10 دقیقه یک وعده صبحانه ی کربوهیدراتی میل کند وبعد تا 2 ساعت هیچ چیز نخورد ودر پایان 2 ساعت در آزمایشگاه  جهت نمونه گیری مجدد حضور داشته باشد. موارد استفاده از 2hpp:

در صورتی که FBS  نرمال بوده ولی علائم دیابت وجود داشته باشد.

در صورتی که پزشک بخواهد دز دارویی را برای بیمار دیابتی تنظیم کند.

 

تست GTT  برای تشخیص دیابت نهفته است . همانند 2hpp  ابتدا از بیمار ناشتا نمونه گیری می شود(FBS ) سپس به بیمار محلول GTT که حاوی گلوکوز است داده می شود و هر 30 دقیقه نمونه گیری انجام میشود نمونه گیری را تا 5 ساعت بصورت زیر ادامه می دهیم.

FBS – محلول GTT – 30 min – 1h – 2h – 3h – 4h – 5h

میزان گلوکوزی که به افراد می دهیم متفاوت است:

بالغین باردار gr 100

بالغین غیر باردار gr  75

کودکان به ازای هر kg  وزن gr 75/1

 

تست HbA1C تنها روشی است که از خون تام برای انجام آن استفاده میشود برخلاف سایر روش ها که آزمایش بر روی سرم یا پلاسما (ترجیحا سرم) صورت میگیرد.

در این روش درصد گلیکوزیله شدن Hb را می سنجیم.

%85 هموگلوبین گلیکوزیله بصورت هموگلوبین A1C  است.

کاربرد این تست در مراحل درمانی است و بر خلاف FBS  وضعیت بیمار را در60 روز گذشته( نیمه عمر گلبول های قرمز) و یا در طی درمان میتوانیم بسنجیم.

 

در آزمایش Feroctoz amin میزان آلبومین گلیکوزیله سنجیده می شود.

نیمه عمر آلبومین 17 روز است در نتیجه این تست وضعیت بیمار را طی 17 روز اخیر نشان می دهد.

در کنترل اولیه برای قند خون های بالا از این روش استفاده میشود.

 

پپتید c   در ساختمان انسولین وجود دارد .سنجش پپتیدc نشانگر میزان انسولین آندوژن است.

نویسنده: افضل نیا - جمعه ۱٤ آبان ۱۳۸٩

کاربرد:

این آزمایش به منظور بررسی بیماری نقرس و یا عود سنگ ادراری انجام میشود.

تشریح تست:

اسید اوریک ترکیبی نیتروژن دار و محصول تجزیه پورین (واحد ساختمانی اسیدداکسی ریبونوکلئیک) می باشد.75% اسید وریک توسط کلیه و 25% آن از طریق روده ها دفع می شود.هنگامی که سطح اسید اوریک  بالا رود(هیپر اورسمی) بیمار ممکن است دچار نقرس گردد.نقرس نوعی آرتریت است که به علت رسوب کریستال های اسید اوریک در بافت دور غضروفی پدید می آید.اسید اوریک ممکن است در بافت نرم نیز رسوب نماید که به آن توفی گویند.چنانچه غلضت اسید اوریک ادرار به حد فوق اشباع برسد کریستالی شده و تکیل سنگ کلیه می دهد که می تواند سبب انسداد میز نای گردد.

اسید اوریک عمدتا در کبد ساخته می شود.سرعت ساخت کبدی و سرعت دفع کلیوی آن تعیین کننده غلضت خونی اسید اوریک می باشند.مقدار اسید اوریک بر حسب سن و جنس تغییذ می نماید.

علل هیپراورسمی ممکن است افزایش تولید یا کاهش دفع آن (مانند نارسایی کلیه)باشد.تولی بیش از اندازه سید اوریک ممکن است به علت کمبود نوعی آنزیم تجزیه کننده پدید آید که موجب تحریک تجزیه پورین می گردد.و یا در مبتلایان به سرطان که سرعت نوسازی و تجزیه  پورین و DNA بسیار زیاد است بوجود می آید.بسیاری از علل هیپراورسمی نامعلوم است و از این رو به آن ایدیوپاتیک گویند.

عوامل تداخل کننده:

-استرس موجب افزایش سطح اسید اوریک می گردد.

-داروهای حاجب اشعه X موجب افزایش دفع اسید اوریک و کاهش سطح آن می گردند.

-تزریق مواد حاوی مقدار زیادی روتئین(به ویژه گلیسین) مانند تغذیه کلی از راه غیر گوارشی می تواند سبب افزایش اسید اوریک گردد،زیرا این اده محصول تجزیه گلیسین می باشد.

-داروهای افزاینده سطح عبارتند از:

الکل، اسید آسکوربیک،آسپیرین،کافئین،سیس پلاتین،دیازوکسید،اپی نفرین،اتامبوتول،لوودوپا،متیل دوپا،اسید نیکوتینیک،فنوتیازین ها،تئوفیلین.

-داروهایی که موجب کاهش سطح آن می گردند:

الوپورینول،ایموران،کلوفیبرات،کورتیکواستروئید ها،استروژن ها، دیورتیکها،انفوزیون های گلوکز،گایفنزین،وارفارین.

روش های اندازه گیری اسید اوریک:

روش های رایج اندازه گیری اسید اوریک در دو گروه قرار می گیرند:

-روش های اسید فسفو تنگستیک (PTA)

-روش های اوریکاز

روش های اسید فسفو تنگستیک بر پیدایش یک رنگ آبی در هنگام احیا PTA توسط اورات در محیط قلیایی تکیه می کنند.رنگ توسط اسپکتروفتومتری در طول موج های 650-700 نانومتر قارئت میشود.

حضور پروتئین در طی پیدایش رنگ سبب کدورت و کاهش غیر قابل پیش بینیجذب می گردد.بنابراین در روش های اسید اوریک پلاسما حذف پروتئین  یک مرحله اجباری است.

روش های اوریکازاختصاصی ترند.زیرا آنها اکسیداسیون اورات که توسط انزیم اوریکاز اکسیدور دوکتاز کاتالیز می شود را یا به شکل یک مرحله منفرد و یا به صورت مرحله ابتدایی دارا می باشند.

در نتیجه دسترسی به کیفیت بالا و تدارکات کم هزینه آنزیم باکتریایی، روش های اوریکاز عملی و رایج شده اند.رسوب اولیه پروتئین ضروری نمی باشد.در اکثریت روش های اوریکاز تنها گوانین، گزانتین و تعداد کمی از دگر آنالوگ های اسید اوریک تداخل نموده که فقط در غلظت های غیر محتمل در مایعات بیولوژیک صورت می ذیرد.

اهداف:

-کنترل اسید اوریک سرم در خلال درمان نقرس

-کمک به تشخیص مشکلات تندرستی

مقادیر نرمال:

بزرگسالان

مردان:4-8/5 mg/dl         or            0/24-0/51 mmol/l       

زنان: 2/7-7/3 mg/dl            or       0/16-0/34  mmol/l       

کهنسالان: مقادیر ممکن است اندکی افزایش یابد.

کودکان:2/5-5/5  mg/dl      or     0/12-0/32 mmol/l 

نوزادان: 2-6/2   mg/dl

مقادیر بحرانی:

>12mg/dl

نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩

بیلی روبین یکی از پیگمانت های صفراوی است که از تجزیه هموگلوبین حاصل میشود. گلبولهای قرمز پس از طی عمر خود در طحال توسط ماکروفاژهای طحالی تخریب میشوند. هموگلوبین موجود در گلبولهای قرمز پس از تخریب اریتروسیتها آزاد شده و تجزیه به یک هم و اسید آمینه میشود. حلقه هم نیز تجزیه شده و تبدیل به یک مولکول بیلی وردین و یک مولکول CO میشود. بیلی وردین تجزیه شده نیز توسط آنزیم بیلی وردین ردوکتاز  تبدیل به بیلی روبین میشود. این بیلیروبین بیلی روبین غیر کنژوگه بوده که در آب نامحلول میباشد. بیلی روبین غیر کنژوگه در خون به آلبومین که اصلی ترین ناقل در خون میباشد متصل شده و توسط آن به سمت کبد انتقال میابد. قبل از ورود به کبد بیلی روبین از آلبومین جدا شده و وارد سلولهای کبدی میگردد. در داخل سلولهای کبدی نیز به 2 پروتئین  Y , Z متصل شده و در داخل سلولهای کبدی انتقال میابد تا در نهایت از این 2 پروتئین نیز جدا شده و توسط آنزیم مسئول گلوکورونیداسیون با 2 مولکول اسید گلوکورونیک پیوند برقرار کرده و تبدیل به بیلی روبین کنژوگه میشود. بیلی روبین کنژوگه محلول در آب بوده و در حالت سلامت به مقدار بسیار ناچیز( حدود 2/0 ) در خون وجود دارد. بیلی روبین بعد از کنژوگاسیون وارد صفرا شده و از آنجا وارد روده کوچک میشود. قسمتی از بیلیروبین کنژوگه تحت اثرز آنزیم گلوکورونیداز به حالت غیر کنژوگه و در نهایت تحت اثر تغییرات بیشتر به اوروبیلینوژن تبدیل میشود. قسمتی از آن  بازجذب شده و به صورت اوروبیلین از طریق ادرار دفع میشود و قسمتی از اوروبیلینوژن نیز وارد روده بزرگ شده و به استرکوبیلینوژن تبدیل میشود و در نهایت به صورت استرکوبیلین از طریق مدفوع دفع میشود و باعث ایجاد رنگ قهوه ای در مدفوع میشود. بیلی روبین در حالت سلامت در ادرار به میزان بسیار کم وجود دارد و باعث ایجاد رنگ زرد ادرار میشود. بیلی روبین کنژوگه توسط معرف دیازو به صورت مستقیم وارد واکنش شده و اندازه گیری میشود از این رو به آن بیلیروبین مستقیم گفته میشود در حالیکه بیلی روبین غیرکنژوگه به دلیل اینکه به صورت مستقیم وارد واکنش نمیشود به عنوان بیلی روبین غیرمستقیم میشناسند. مواردی که با هایپر بیلی روبینمی مواجه هستیم به 2 دسته هایپر بیلی روبینمی مستقیم و غیر مستقیم تقسیم میشوند.

هایپر بیلی روبینمی غیر مستقیم: در این حالت بیلی روبین غیر کنژوگه افزایش میابد. افزایش بیلی روبین غیر کنژوگه در موارد زیر اتفاق میافتد:

1- زردی نوزادان: افزایش بیلی روبین غیر کنژوگه در 3-2 روز ابتدای تولد معمولا به دلیل ناقص بودن مسیر کنژوگاسیون و فعالیت کم آنزیم گلوکورونیداسیون در اغلب نوزادان اتفاق میافتد که معمولا خطر ناک نبوده و بعد از طی چند روز بهبود میابد ولی چنانچه در برخی موارد میزان بیلی روبین افزایش شدید داشته باشد احتمال عبور بیلی روبین از سد خون- مغزی و ورود به سلولهای مغزی و ایجاد عارضه کرینکتروس میشود که عقب ماندگی ذهنی و اختلالات حرکتی از پیامدهای این حالت میباشند. بنابراین در این موارد به منظور جلوگیری از ایجاد این عارضه لازم  است خون نوزاد تعویض شود. همچنین یکی دیگر از موارد افزایش بیلی روبین در نوزادان ناسازگاریهای خونی بین مادر و نجنین در زمان بارداری میباشد. به عنوان مثال مادر با -Rh در صورت داشتن جنین با +Rh بر ضد اریتروسیتهای جنین آنتی بادی ساخته که این آنتی بادی ها از طریق جفت وارد خون جنین شده و باعث تخریب گلبولهای قرمز و افزایش بیلی روبین میشود.

2-سندرم ژیلبرت: این سندرم یک سندرم مادر زادی میباشد که در 5٪ از افراد دیده میشود. در این موارد معمولا فعالیت آنزیم گلوکورونیداسیون به میزان کمی از حالت طبیعی کمتر میباشد  و در نتیجه میزان بیلی روبین غیر کنژوگه افزایش میابد که البته در این بیماران میزان بیلیروبین توتال از 5/3-3 تجاوز نکرده  که قسمت عمده آن نیز بیلی روبین غیر کنژوگه میباشد و بیلی روبین کنژوگه به دلیل سلامت کبد در محدوده نرمال قرار دارد. همچنین گفته میشود که در این گروه از بیماران بیلی روبین غیرکنژوگه به دنبال شرایطی مانند استرس، عفونتها، و کاهش کالری مصرفی افزایش میابد. این بیماری بیماری خطرناک و مشکل سازی نبوده و معمولا به صورت تصادفی تشخیص داده میشود.

3- آنمی های همولیتیک: در این گروه نیز به دلیل تخریب پیش از موعد و زیاد اریتروسیتها میزان بیلی روبین غیرکنژوگه افزایش میابد.

4-سندرم کریگلر نجار: این سندرم مادر زادی به 2 تیپ 1و 2 تقسیم میشود. در تیپ 1 آنزیم گلوکورونیداسیون وجود نداشته و بنابراین میزان بیلی روبین توتال افزایش شدید داشته که 100٪ آن را بیلی روبین غیرکنژوگه تشکیل میدهد. معمولا این بیماران در ابتدای تولد فوت میکنند ولی در تیپ 2 میزان کمی از آنزیم فوق وجود دارد و بنابراین میزان بیلی روبین غیر کنژوگه نسبت به حالت قبل کمترمیباشد ولی در این بیماران باز به دلیل بالا بودن این فرم بیلی روبین عارضه کرینکتروس دیده میشود. افتراق تیپ 1 از 2 به وسیله مصرف فنوباربیتال امکان پذیر میباشد. مصرف این دارو باعث افزایش فعالیت آنزیم گلوکورونیداسیون و در نتیجه کاهش بیلی روبین غیر کنژوگه میگردد که این حالت در تیپ 2 مشاهده میشود ولی در تیپ 1 مشاهده نمیشود.

هایپر بیلی روبینمی کنژوگه: در این حالت که معمولا به دنبال بیماری های کبدی و صفراوی اتفاق میافتد میزان بیلی روبین کنژوگه افزایش میابد. از جمله مواردی که باعث افزایش این فرم بیلی روبین میشود عبارتند از :

1- بیماری های کبدی شامل سیروزکبدی، تومور و یا آبسه کبد، انسداد داخل کبدی و هپاتیت: در این موارد کبد توانایی نگه داری و دفع بیلی روبین کنژوگه را به داخل صفرا ندارد و بنابراین این بیلی روبین وارد خون شده و از آنجاییکه محلول در آب میباشد از طریق کلیه ها وارد ادرار میشود و در نتیجه رنگ ادرار زرد تیره میشود. در موارد بیماری های کبدی به دلیل کاهش توانایی کبد در کنژوگاسیون بیلی روبین غیر کنژوگه نیز افزایش دارد.

2- بیماری های صفراوی: این گروه شامل انسداد مجاری صفراوی در اثر سنگ های صفراوی و یا تومورهای این ناحیه میباشد. در این گروه بیماری ها کبد مشکلی نداشته و کنژوگاسیون به صورت طبیعی صورت گرفته و بیلی روبین کنژوگه به داخل صفرا دفع میشود ولی صفرا قادر به دفع بیلی روبین به داخل روده نبوده و بنابراین بیلی روبین وارد خون و از آنجا وارد ادرار میشود. در این گروه میتوان گفت که به دلیل سالم بودن کبد بیلی روبین غیرکنژوگه افزایشی ندارد. 

۳- سندرم های مادرزادی روتور و دوبین جانسون

تستها:

برای افتراق تمام بیماری های فوق تستهای زیر به صورت توام انجام میشود:

اندازه گیری بیلی روبین: بیلی روبین توتال و مستقیم اندازه گیری شده و بیلی روبین غیر کنژوگه از تفاضل ایندو به دست میاید.

اندازه گیری آنزیم های AST و ALT و ALP : این آنزیم ها معمولا در هایپربیلی روبینمی کنژوگه افزایش میابد. در موارد بیماری های صفراوی ALP و در بیماری های کبدی معمولا آنزیم های ALT و AST افزایش شدید دارند. همچنین به همراه این آنزیم اندازه گیری آنزیم GGT نیز یک تست مفید برای بررسی بیماری های کبدی میباشد.

تست ادرار به منظور بررسی حضور بیلی روبین و اوروبیلینوژن: در موارد هایپر بیلی روبینمی غیر کنژوگه به ویژه در آنمی های همولیتیک و زردی نوزادی کبد تا حداکثر توان خود بیلی روبین غیر کنژوگه را جذب کرده و بعد از کنژوگاسیون وارد مسیر صفرا و روده میکند بنابراین میزان اوروبیلینوژن ادرار و همچنین استرکوبیلی نوژن مدفوع افزایش میابد. برای بررسی اوروبیلی نوژن بهتر است که درار در ظرف تیره و در ساعت بین 4-2 بعد از ظهر جمع آوری شود و سریع پس از ارسال به آزمایشگاه توسط معرف ارلیخ مورد بررسی قرار گیرد. معرف ارلیخ در صورت حضور اوروبیلی نوژن در ادرار باعث ایجاد رنگ صورتی در ادرار میشود که بر حسب شدت رنگ میزان حضور اوروبیلوژن بررسی میشود. در موارد هایپربیلی روبینمی کنژوگه میزان بیلی روبین ادرار افزایش میابد. میزان بیلی روبین ادرار را از طریق معرف لوگل میتوان بررسی کرد که بیلی روبین در حضور لوگل ایجاد رنگ سبز میکند.

مقادی نرمال:

5/1-3/1  Totall billirubin

Direct billirubi: 0- 0/2

Indirect billirubin: 1- 1/3

نویسنده: افضل نیا - جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩

آزمایش کامل ادرار UA آزمایش ساده ومهم و گاهی وسیله ای کلیدی برای تشخیص بیماری های کلیوی و اورولوژیک می باشد. این آزمایش شامل بررسی فیزیکی، شیمیایی و میکروسکوپی می باشد. گاهی همین آزمایش ساده و راحت اطلاعات بسیار مهم و الزامی برای تشخیص بیماران را فراهم می آورد. در تمام بیماران اورولوژی و نفرولوژی U/A الزامی است. با این حال این آزمایش چنانچه به درستی تفسیر نشود ، می تواند باعث گمراهی پزشک شود.

روش جمع آوری نمونه ادرار

در مردان یک نمونه وسط ادرار (Mid-stream) گرفته می شود که بایستی در افراد ختنه نشده، پرپوس قبل از نمونه گیری عقب کشیده شده و گلانز با یک محلول آنتی سپتیک تمییز شده و با ظرف دهانه گشاد از وسط ادرار نمونه تهیه شود. این روش مانع آلودگی ادرار با میکروارگانیسم های پوست و مجرا می گردد.

در موارد عفونت ادراری مزمن از روش چهار ظرفی استفاده می گردد که ظرف اول (VB1) حاوی 10 میلی لیتر اول ادرار، ظرف دوم (VB2) حاوی نمونه وسط ادرار، ظرف سوم(EPS) حاوی ترشحات پروستات پس از ماساژ و ظرف چهارم (VB3) حاوی ادرار پس از ماساژ پروستات هستند.این نمونه ها به ترتیب (VB1) فلور مجرا، (VB2) فلور مثانه ، (EPS) و(VB3) فلور پروستات را نشان می دهند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩

روزانه یک فرد بالغ بین 80تا 150میلی گرم پروتئین از ادرار دفع می کند. پروتئینوری می تواند ناشی از بیماری های رنوواسکولار، گلومرولار، توبولواینتراستیشیل و یا سرریزی(overflow) پروتئین غیر طبیعی سرم باشد. پروتئین ادرار تحت تاثیر هیدریشن می باشد. ولی، هیچ گاه در این حالت بیش از 20 میلی گرم در دسی لیتر نخواهد شد. ولی، برعکس در پروتئینوری پاتولوژیک اگر مصرف مایعات خیلی زیاد باشد، می تواند، به زیر 20 میلی گرم در دسی لیتر هم برسد . آستانه ی تشخیص آن در ادرار با dipsticks 30-20 میلی گرم در دسی لیتراست، میزان کمتر از150 میلی گرم در دسی لیتر پروتئین نرمال در نظر گرفته می شود.

 پروتئین ادرار شامل تام هاسفال (40%)، گلوبولین های سرم (30%) و آلبومین (30%) است.

علل منفی کاذب د ر dipsticks شامل ادرار شدیدا قلیائی، ادرار رقیق، حضور پروتئینی غیر از آلبومین است.

روش دیگر سنجش پروتئین ادرار روش اسید سولفوسالیسیلیک 3% است، حتی پروتئین به میزان 15 میلی گرم در دسی لیتر را تشخیص می دهد. اگر ادرار از لحاظ پروتئین با dipsticks منفی ولی با اسید سولفوسالیسیلیک مثبت بود، قویا، مطرح کننده ی حضور پروتئین غیرطبیعی مثل بنس جونز می باشد و بایستی پروتئین الکتروفورز انجام شود.

پس از اثبات پروتئینوری، باید، از لحاظ کمی  ادرار 24 ساعته چک شود.

پروتئین الکتروفورز برای افتراق پروتئینوری گلومرولی از توبولی مفید است، زیرا، در پروتئینوری گلومرولی 70% وزن پروتئین دفعی آلبومین است. در صورتی که، در توبولر بیشتر ایمنوگلوبولین ها هستند و فقط 10 - 20 % آلبومین می باشد.

پروتئینوری به سه دسته گذرا، متناوب و دایم تقسیم می گردد.

پروتئینوری گذرا : می تواند ناشی از تب، ورزش،استرس های روحی باشد. اگر در آزمایشات بعدی پروتئینوری نبود، نیاز به هیچ اقدام دیگری نیست.

پروتئینوری متناوب: عمدتا وابسته به وضعیت (positional) می باشد. با چک کردن ادرار صبح گاهی بلافاصله پس از بیدار شدن، با ادراری که پس از چند ساعت تحرک گرفته می شود،  می توان آن را تشخیص داد. ندرتا میزان آن از 1 گرم در روز تجاوز می کند، 50% خود به خود رفع می شود، شاید به علت افزایش فشار ورید های کلیوی در حالت ایستاده باشد.

پروتئینوری مداوم: معمولا عامل آن بیماری های گلومرولی می باشد. بایستی پروتئین ادرار 24 ساعته چک شود. اگر میزان آن بیش از 2 گرم در روز بود و پروتئین با وزن مولکولی بالا مثل آلبومین باشد، تشخیص پروتئینوری گلومرولی است که شایع ترین عامل پروتئینوری نیز می باشد. شایع ترین بیماری عامل آن دیابت شیرین است. علل دیگر آن آمیلوئیدوز و آرتریولار نفرواسکلروز است. اگر میزان پروتئین ادرار بین 300 تا 2000 میلی گرم در روز باشد و اکثرا از پروتئین با وزن مولکولی کم بود، باید، ایمونوالکتروفورز سرم انجام گردد، تا، نوع پروتئین (که معمولا ایمنوگلوبولین ها می باشند) مشخص شود. اگر پروتئین سرم نرمال بود، پروتئینوری توبولار موجود است. اگر پروتئین غیر طبیعی بود، پروتئینوری آور فلو ( عمدتا میلوم مولتیپل)می باش

د. اگر پروتئین هموگلوبین یا میوگلوبین باشد، مقادیر زیاد هموگلوبین یا میوگلوبین در الکتروفورز مشخص می گردد.


نویسنده: افضل نیا - جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩

مقادیر مرجع:

بالغین:136-42  U/L

کودکان:

اطفال و کودکان(12-0 ساله):115-40 U/L

کودکان با سن بالاتر(18-13 ساله): 230-50 U/L

سالمندان: به طور جزئی بالاتر از بالغین است.

تشریح تست:

آلکالین فسفاتاز(ALP) آنزیمی است که عمدتا در کبد و مغز استخوان تولید می شود، همچنین این آنزیم از روده، کلیه و جفت استخراج می شود.تست ALP برای تشخیص بیماری های کبد و استخوان مفید است.در موارد آسیب خفیف سلول کبدی، سطح ALP  ممکن است تنها به طور خفیفی بالا رود. اما در بیماری حاد کبد می تواند به طرز آشکاری افزایش یابد.به محض گذر از مرحله حاد ، سطح سرمی به ناگهان کاهش می یابد.و حال آنکه بیلی روبین سرم بالا باقی خواهد ماند.برای تعیین اختلال کار کبد تست های آزمایشگاهی متعددی انجام می شود( برای مثال بیلی روبین ، لوسین آمینو پپتیداز(LAP)،5-نوکلئوتیداز و گاماگلوتامیل ترنس پپتیداز)

در اختلالات استخوانی، سطح ALP  به خاطر فعالیت استئوبلاستی)تولید سلول استخوانی) غیر طبیعی افزایش می یابد.در کودکان یافتن سطوحبالای ALP قبل وطی دوران بلوغ ، به خاطر رشد استخوانی، غیر طبیعی نیست.

ایزو آنزیم های ALP جهت تمایز بین بیماری های کبد و استخوان به کار می رود،ALP1  نشان دهنده بیماری با منشا کبدی و ALP2 با منشا استخوانی است.

اهداف:

-         تعیین وجود اختلال کبد یا استخوان

-         مقایسه نتایج ALP با سایر تست های آزمایشگاهی برای تایید اختلال کبد یا استخوان.

مشکلات بالینی:

کاهش سطح:هیپوتیروئیدیسم ،سوتغذیه ،اسکوروی(کمبود ویتامین C ) ، کمی آنزیم فسفاتاز ،آنمی وخیم(Pernicious) ، نارسایی جفت-تاثیر دارو:فلوراید ،اگزالات ،پروپرانولول.

افزایش سطح:بیماری انسدادی صفراوی(یرقان) ،سرطان کبد ، سیروز هپاتوسلولار،هپاتیت، هیپر پاراتیروئیدیسم ،لوسمی ، سرطان استخوان(سینه و پروستات) ،بیماری پاژه،اوستئیت تغییر شکل دهنده ،بهبود شکستگی ها ،میلوم مالتیپل ، نرمی استخوان ،اواخر حاملگی ،آرتریت روماتوئید(فعال)،بیماری اولسراتیو

تاثیر دارو:آلبومین داخل وریدی ،آنتی بیوتیک ها (اریترومایسین،لینکومایسین،اگزاسیلین،پنی سیلین)،کلشی سین ،متیل دوپا ،آلوپورینول ،آرامشبخش های فنوتیازینی ،ایندومتاسین ،پروکائین آمید،ضد بارداری های خوراکی(بعضی از آنها) ،تولبوتامید ،ایزونیازید ،پاراآمینوسالیسیلیک اسید(PAS ).

عوامل موثر بر نتایج آزمایشگاه:

-برخی داروها که سطوح ALP را افزایش یا کاهش می دهند، ممکن است سبب نتایج کاذب شوند.

-تجویز آلبومین داخل وریدی می تواند ALP سرم را تا 5 الی 10 برابر مقدار طبیعی آن را بالا ببرد.

-سن(به عبارت دیگر جوانی یا کهولت سنسبب افزایش سطح سرمی می شود.)

-اواخر حاملگی تا 3 هفته پس از زایمان ، که می تواند باعث بالارفتن ALP  سرم شود.

 


نویسنده: افضل نیا - جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩

آسپارتات آمینو ترنس فراز / گلوتامیک اگزالواستیک ترنس آمیناز سرم(AST/SGOT) آنزیمی است که عمدتا در عضله قلب و کبد با مقادیر متوسط در عضله اسکلتی ، کلیه ها و  لوزالمعده یافت می شود.غلظت آن در خون پایین است به جز زمانیکه آسیب سلولی وجود داشته باشد که در آن صورت مقادیر زیادی به داخل جریان خون آزاد می شود.

سطوح بالای AST سرم به دنبال انفارکتوس میوکارد(MI) حاد و صدمه کبد یافت می شود.6تا10 ساعت بعد از یک MI   حاد، AST از عضله قلب به بیرون تراوش نموده و در مدت 48-24 ساعت بعد از انفارکتوس به اوج خود می رسد.سطح AST سرم 6-4 روز بعد اگر انفارکتوس دیگری وجود نداشته باشد به سطح طبیعی باز می گردد.AST سرم معمولا با سایر انزیم های قلبی(کراتین کیناز) ، لاکتات دهیدروژناز  مقایسه می شود.

در بیماریهای کبد ، سطح سرمی آن تا 10 برابر یا بیشتر افزایش می یابد و برای مدت زمان طولانی تری بالا باقی می ماند.

اهداف:

-         تعیین وجود AST بالای سرم ، آنزیمی که عمدتا در عضله قلب و کبد یافت می شود و ضمن MI حاد و آسیب کبد افزایش می یابد.

-         - مقایسه نتایج AST  یا CK و LDH  برای تشخیص MI حاد

مشکلات بالینی:

کاهش سطح: حاملگی ، کتواسیدوز دیابتی-تاثیر دارو:سالیسیلات ها

افزایش سطح:MI حاد، هپاتیت ، نکروز کبد ، بیماریهای عضلانی_اسکلتی و تروما.پانکراتیت حاد ، سرطان کبد ، آنژین صدری شدید، ورزش شدید،تزریقات داخل عضلانی-تاثیر دارو:آنتی بیوتیک ها(آمپی سیلین ، کاربنی سیلین ، کلیندامایسین ، کلوگزاسیون ، اریترومایسین ،جنتامایسین ، لنکومایسین ، نفسیلین، اگزاسیلین ، تتراسایکلین)، ویتامین ها ( اسیدفولیک ، پیریدوکسین ، ویتامین A ) ، مخدرها ( کدئین ، مورفین،مپریدین)، داروهای کاهش دهنده فشار خون بالا( متیل دوپا؛کوانیتیدین) ،میترامایسین ، فرآورده های دیژیتال ، کورتیزون ،فلورازپام ، ایندومتاسین ، ایزونیازید ، ریفامپین، ضد بارداری های خوراکی ، سالیسیلات ها ، تئوفیلین.

عوامل موثر بر نتایج آزمایشگاه :

-         تزریقات داخل عضلانی می توانند سطح AST سرم را افزایش دهند.

-         همولیز نمونه خون می تواند بر نتایج آزمایشگاه تاثیر بگذارد.

-         داروهای افزایش دهنده سطح AST  سرم ( به تاثیر دارو در بالا نگاه کنید) می توانند بر نتایج تست تاثیر بگذارند.

-         سالیسیلت ها ممکن است سبب سطوح سرمی مثبت کاذب یا منفی کاذب شوند.

مقادیر مرجع   SGOT:

بالغین: محدوده حد واسط : 38-8 U/L ، مقادیر افراد مونث ممکن است به طور جزئی از مقادیر افراد مذکر پایین تر باشد.ورزش مقادیر را افزایش می دهد.

کودکان:

نوزادان: 4برابر سطح طبیعی

کودکان:همانند بالغین

سالمندان: به طور جزئی بالاتر از مقادیر بالغین.


نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩

آلانین آمینو ترنسفراز(ALT) یا سرم گلوتامیک پیروویک ترنس آمیناز(SGPT) آنزیمی است که عمدتا در سلولهای کبد یافت شده و در تشخیص تخریب سلولی کبد موثر است.این آنزیم همچنین در مقادیر کم در قلب و کلیه و عضله اسکلتی یافت میشود.

در سطوح ALT سرم یا در مواردی از هپاتیت حاد و آسیب کبدی ناشی از داروها و مواد شیمیایی با رسیدن سطوح سرمی اش به 200-400 U/L می تواند بالاتر از سطوح ترنس فراز و ترنس امیناز خواهریش آسپارتات آمینو ترنس فراز (AST) یا سرم گلوتامیک اگزالواستیک ترنس آمیناز( SGOT)  باشد.ALT  را برای تمایز بین یرقان ایجاد شده بوسیله کبد و یرقان همولیتیک به کار می برند.در یرقان منشا کبدی سطوح ALT سرم میتواند بالاتر از 300U/L و با علل خارج کبدی سطوح آن میتواند کمتر از 300 U/L باشد.سطوح ALT سرم معمولا قبل از ظهور یرقان بالا میرود.

سطوح ALT/SGPT  را غالبا با سطوح AST/SGOT برای مقاصد تشخیصی مورد مقایسه قرار میدهند.ALT در نکروز کبد و هپاتیت حادبه طور آشکارتری از AST افزایش می یابد.در حالیکه AST  به طور بارزتری در نکروز عضله قلب (انفارکتوس حاد میوکارد) ، سیروز،سرطان کبد،هپاتیت مزمن و احتقان کبد افزایش می یابد.

سطوح ALT در نکروز عضله قلب طبیعی بوده یا به مقدار ناچیزی بالا میرود.سطوح ALT آهسته تر از سطوح AST  در بیماری های کبد به محدوده طبیعی باز می گردند.

مشکلات بالینی:

کاهش سطح: ورزش -تاثیر دارو:سالیسیلات ها

افزایش سطح: بیشترین افزایش:هپاتیت (ویروسی)حاد،نکروز کبد(سمیت دارویی یا شیمیایی)

افزایش خفیف تا متوسط: سیروز،سرطان کبد،نارسایی احتقانی قلب،مسموئیت حاد الکل

تاثیر دارو: آنتی بیوتیک ها ( کارینی سیلین، کلیندامایسین ، اریترومایسین ، جنتامایسین ،لینکومایسین ، میترامایسین ، اسپکتینومایسین ، تتراسایکلین )، مخدرها(میریدن{دمرول}،مورفین ،کدئین) ، ضدهیپرتانسیون ها (متیل دوپا، کوانیتیدین) ، فرآورده های دیژیتال ، ایندو متاسین(ایندوسین) ، سالیسیلات ها ، ریفامپین ، فلورازپام ،(Dalmane) ، پروپرانولول ( inderal ) ، ضدبارداری های خوراکی ( پروژستین ، استروزن ) ، سرب ، هپارین.

عوامل موثر بر نتایج آزمایشگاه :

-همولیز نمونه خون ممکن است سبب نتایج کاذب تست شود.

-آسپرین می تواند سبب کاهش یا افزایش ALT  سرم گردد.

-برخی داروها می توانند سطح ALT  سرم را افزایش دهند(به تاثیر داروها در بالا نگاه کنید.

میزان مرجع SGPT:

بالغین : 10-35 U/L و U/L at 37°c (sl units)4-36

مردان :سطوح ممکن است به مقدار ناچیزی بالاتر باشند.

کودکان :

اطفال: می تواند تا 2 برابر بالغین بالا باشد.

کودکان: همانند بالغین

سالمندان : به طور جزئی بالاتر از بالغین است.

نویسنده: افضل نیا - شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩
MS یا مولتیپل اسکلروزیس نوعی بیماری مزمن و اغلب پیشرونده دستگاه عصبی مرکزی است که با از بین رفتن غشای میلین در برخی از اعصاب مغز و نخاع بصورت تکه های کوچک مشخص می شود . از بین رفتن غلاف میلین باعت اختلال در انتقال پیامهای عصبی است . علت این بیماری ناشناخته است . در بالغین جوان بین 20 تا 40 سال شایعتر بوده و میزان ابتلا در زنان دو برابر مردان است .

 

 

سیر این بیماری اشکال متعددی دارد و اغلب بیماران دچار حملات تشدید و تخفیف علائم شده و بین حملات هیچ علامتی ندارند. عده دیگری دچار نوع مزمن و پیشرونده مولتیپل اسکلروز شده و با گذشت زمان بر شدت علائم آنها افزوده می شود .
پیشرفت حاد و سریع در این بیماری به ندرت دیده می شود و در بیشتر مبتلایان سیر بیماری خوش خیم بوده و علائم آنقدر خفیف هستند که حتی به پزشک هم مراجعه نمی کنند.
شایعترین علائم مشخصه این بیماری عبارتند از :
خستگی مفرط ، ضعف ، کرخ شدن دست و پا ، ناهماهنگی حرکات و از دست دادن تعادل ، درد ، تاری دید ، حساسیت به گرما ، گیجی و اختلالات شناختی ، مشکلات دفع ادرار و مدفوع و اختلالات جنسی . برگشت بیماری اغلب با دوره های استرس عاطفی یا جسمی شدید همراه است .
روشهای تشخیصی معمول برای تشخیص این گونه بیماریها شامل :
آزمایش الکتروفورز مایع مغزی- نخاعی ، MRI
و تست پتانسیل های فراخوان اعصاب گوش و چشم ، معاینات بالینی و آزمایشگاهی و است .
در حال حاضر روش درمانی قطعی برای این بیماری موجود نیست ولی با تدوین و پیگیری یک برنامه درمانی خاص و استفاده از دارو درمانی های جدید و تکنیکهای توانبخشی می توان علائم بیماری را تسکین داد ، پیشرفت آن را کندتر کرد ، با حمایت وضعیت کنونی توانائیهای شخص را حفظ نموده و ارتقاء بخشید و به بیمار امکان داد تا یک روند طبیعی و عادی را در زندگی دنبال کند .
اکثر افراد مبتلا به ام اس زندگی طبیعی ، کامل و فعالی با کمک این روشهای درمانی و حمایتهای اجتماعی و خانوادگی خواهند داشت .
شناسایی و کنترل به موقع علائم بیماری از شدت و سرعت پیشرفت آنها می کاهد و مسئولیت اصلی آن به عهده خود بیمار است .
پس بعد از هر حمله غیرعادی خستگی مفرط یا ظهور و تشدید هر یک از علائم ذکر شده ، اگر احساس می کنید علائم بیماری تان بدتر شده اند حتما با پزشک معالج خود مشورت نمایید .ام اس در ضمن حمایتهای اجتماعی و خانوادگی صحیح و مناسب از بیمار ام اس در تخفیف علائم و عوارض ناشی از بیماری و حفظ تواناییهای فرد در سطح مطلوب بسیار موثر هستند و یک خانواده خوب هرگز اجازه نمی دهد بیمارش تسلیم  ام اس شود ، در عین حال با توجه و حمایت بیش از حد ، توانایی او را محدود نخواهد کرد .
رژیم غذایی صحیح و متعادل نقش مثبتی در جلوگیری از پیشرفت ام اس دارد . تحرک جسمی ، ورزشهای هماهنگ و انبساط عضلات به تقویت نیروی عضلانی در بیماران ام اس کمک می کند .
نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩

پارامترهای ارائه شده توسط سیستم آنالیز اسپرم ( Grading Test Results )

آنالیز اسپرم :

آنالیز اسپرم شوهر از این جهت که بخش عمده ای از علل ناباروری ناشی از ناهنجاری های اسپرم در مردان می باشد آزمایش مهمی به شمار می رود . از طریق آنالیز اسپرم ، تعداد ( شمارش ) ، میزان تحرک ، شکل سلول های جنسی مرد و سایر عواملی که می توانند توانایی اسپرم را در بارور سازی تخمک تحت تاثیر قرار دهند مورد ارزیابی قرار می گیرد .

برای دستیابی به نتیجه مطمئن ممکن است لازم باشد که این آزمایش در چند نوبت انجام گردد . همچنین در صورت وجود ناهنجاری در وضعیت اسپرم در شوهر ، ممکن است آزمایشات تخصصی دیگری نیز الزامی تشخیص داده شود .


ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩

به طور کلی هر روش یا دستگاهی که به بررسی برهم‌کنش نور با ماده بپردازد به روشهای اسپکتروسکوپی یا طیف سنجی مربوط می‌شود. روشهای اسپکتروفوتومتری بسیار گسترده‌اند و در هر روش به بررسی برهم‌کنش یک بخش از نور یا امواج الکترومغناطیس با ماده پرداخته می‌شود. برای اندازه‌گیری کمی با اسپکتروفوتومتری، در ابتدا باید یک منحنی کالیبراسیون رسم گردد. برای مثال چنانچه بخواهیم از اسپکتروسکوپی UV-Vis برای اندازه‌گیری غلظت یک یون مانندیون آهن III استفاده کنیم، باید در ابتدا چند محلول معلوم از این یون تهیه شود و منحنی غلظت بر حسب میزان جذب برای این یون رسم گردد. این منحنی کالیبراسیون نام دارد. سپس با اندازه‌گیری میزان جذب نمونه مجهول و بر اساس منحنی کالیبراسیون می‌توان به غلظت نمونه مجهول پی برد.

یک دستگاه اسپکتروفتومتر فرابنفش–مرئی شامل یک منبع نوری، یک تکفام‌ساز و یک آشکارساز است.
١) منبع نوری بیشتر یک لامپ دوتریم است که در ناحیه فرابنفش طیف الکترومغناطیسی تابش می‌کند. لامپ تنگستن، برای طولهای موجهای ناحیه مرئی از طیف الکترومغناطیسی به کار می‌رود.
٢) تکفام‌ساز یک شبکه پراش است و نقش آن، پخش کردن پرتو نوری به طول موجهای تشکیل‌شده از آن است. مجموعه‌ای از روزنه‌ها، طول موج مورد نظر را بر روی سلول نمونه متمرکز می‌سازند.
٣) آشکارساز: نوری که از درون سلول نمونه می‌گذرد، به آشکارساز می‌رسد و در آن جا شدت نور عبوری (I) ثبت می‌شود. آشکارساز، بیشتر یک لوله تکثیرکننده فوتون است، ولی در دستگاههای جدید از فتودیودها نیز استفاده می‌شود. در یک دستگاه دو پرتوی، نور ساطع‌شده از منبع نوری به دو پرتو تقسیم می‌شود: پرتو نمونه و پرتو شاهد. وقتی نمونه‌ای در مقابل پرتو شاهد نباشد، نور آشکار شده معادل شدت نور ورودی به نمونه است.(I0)
سلول نمونه باید از ماده‌ای ساخته شده باشد که نسبت به تابش الکترومغناطیس به کار رفته، شفاف باشد. سلولهای به کار رفته برای ناحیه مرئی طیف الکترومغناطیس، از جنس شیشه یا پلاستیک هستند. اما برای طیف‌گیری در ناحیه فرابنفش نمی‌توان از شیشه یا پلاستیک استفاده کرد، زیرا نور فرابنفش را جذب می‌کنند. در عوض، از سلولهایی از جنس کوارتز باید استفاده شود که تابش این ناحیه را جذب نمی‌کنند.

محدودیت دستگاه شرح داده شده:
دستگاهی که شرح آن رفت، فقط برای کار در یک طول موج مناسب است؛ اگر طیف جامعی مورد نظر باشد، به یک سیستم مکانیکی جهت چرخش تکفام‌ساز و پویش تمامی طول موجها نیاز خواهد بود. این نوع سیستم آهسته کار می‌کند و بنا بر این، زمان قابل توجهی برای ثبت یک طیف مورد نیاز است.

اسپکتروفتومترهای جدید
تغییر جدید در راستای بهبود کیفیت اسپکتروفتومترهای قدیمی، ساخت اسپکتروفتومترهای ردیف دیودی است. یک ردیف دیود، شامل مجموعه‌ای از آشکارسازهای فوتودیود است که در کنار یکدیگر بر روی یک بلور سیلیسیم قرار گرفته‌اند. هر دیود، برای ثبت نوار باریکی از طیف طراحی شده است. این دیودها به گونه‌ای به یکدیگر مربوط شده‌اند که سراسر طیف در یک زمان ثبت می‌شود.
این نوع آشکارساز هیچ قسمت متحرکی ندارد و می‌تواند طیفها را به‌ سرعت ثبت کند. افزون بر این، خروجی آن به یک رایانه داده می‌شود که می‌تواند به پردازش داده‌ها بپردازد. ولی از آنجایی که شمار فتودیودها محدودند، بنا بر این قدرت تفکیک اندکی کاهش می‌یابد.

البته استفاده از روش طیف سنجی UV - vis هنگامی مفید است که نمونه رنگی باشد.

نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩

ساختمان و فرم های مختلف

ALS آنزیم آلدولاز جزو طبقه لیازها می باشد و عمل آنزیم قابل برگشت است . دو نوع آلدولاز داریم : آلدولاز A که در ماهیچه موجود است و آلدولاز B  که فقط در کبد می باشد . در سرم طبیعی و نرمال ، آلدولاز A  حداکثر می باشد و در نوزادان مقدار جزئی از آلدولاز B  موجود می باشد .

مکانیسم عمل و نقش ALS

آنزیم آلدولاز فروکتوز  1 ، 6 بیس فسفات را به دو تریوز به نام های گلیسر آآلهید 3 – فسفات و دی هیدروکسی استون فسفات تبدیل می کند .

علل افزایش ALS

در بیماران مبتلا به سرطان پستان و پروستات ، بیماری های عضلات استخوانی ، دیسترو فی پیش رونده عضلانی ، التهاب عضلانی ( درماتومیوزیس – تریشینوز ) و افراد مبتلا به آنمی مگالوبلاستیک میزان این آنزیم در سرم بالا رود .

علل و اثرات کاهش ALS

کاهش سن ، کاهش اکسیژن شریانی و کاهش فریتین سرم این آنزیم کاهش می یابد . ( پس در بیماران با فریتین بالا آهن کبد به حد اشباع می رسد که باعث رسوب آهن در کبد می شود . )

روش اندازه گیری

اندازه گیری آلدولاز به روشهای آنزیمی و کلریمتری است که اساس روش کلریمتری مبتنی  بر اندازه گیری تریوز فسفات حاصله به استال تبدیل و اندازه گیری می شود .

واکنش های زیر توسط آنزیم آلدولاز  TPI  انجام می شود .

گلیسر آلدهید فسفات +  دی هیدروکسی استون فسفات    فروکتوز دی فسفات

دی هیدروکسی استون فسفات    گلیسر آلدهید فسفات

شرایط قلیایی بودن جسم اخیر را به هیروکسی پیروویک آلدهید بدل می کند و هیدرازون تولید می شود که محیط رنگ قرمز مایل به بنفش می شود حداکثر جذب نوری آن در 560 نانومتر می باشد . در بیماری های عضلانی میزان آلدولاز طبق منحنی 10 برابر میزان طبیعی ( در سرم ) است .

ساختمان و فرم های مختلف CK

CK  با وزن مولکولی 50000 دالتون از 3 ایزو آنزیم اصلی که هر یک متشکل از 2 زنجیره پلی پیتیدی M و  B  می باشد ، تشکیل شده است و از ترکیب آنها 3 ایزومر متفاوت به فرمولهای BB  و  MB  و  MM  پدید آمده است . فعالیت  CK  تام سرم در حالت طبیعی عمدتا از نوع CK3  یا MM  بوده که بیشتر در عضلات متمرکز ست .

مکانیسم عمل و نقش CK

سریعترین راه برای تجدید ATP  در تارهای عضلانی از طریق واکنشی است که  CK  آن را کاتالیز می کند . در حالت استراحت ، کراتین با ATP  حاصل از متابولیسم مواد غذایی  CREATINE – P  را در عضله ایجاد  می کند .

ATP + CERATINE                                         ADP + CERATINE – P

کراتین در متابولیسم عضلات اهمیت دارد . و انرژی ذخیرهای را از طریق سنتز فسفو کراتین فراهم می کند که این سنتز در کلیه مخاط روده کوچک پانکراس و احتمالاٌ در کبد انجام می گیرد میزان کراتین اثر مهار کننده بر ترانس آمینیداز دارد و مقدارکراتین متناسب با توده عضلانی بدن است .

علل افزایش CK

مقادیر بالای  CK  در نکروز حاد میو کارد ، آتروفی حاد عضلات مخطط ، دیستروفی عضلانی ، سوختگی و میو پاتی الکلی دیده می شود . همچنین در فعالیت های شدید بدنی ، ورزش  ، صرع و اعمال جراحی مقدار CK  بالامی رود . افزایش آن در هیپو پاراتیروئید یسم و  DILIRUM + TREMENS  بیانگر اختلالات عضلانی است

افزایش کمتر ck  در بیماران مبتلا به آنفارکتوس مغز ، زایمان ، اواخر دوران بارداری ، تشنجات کودکان و شوک الکتریکی مشاهده شده است .

روش اندازه گیری

برای تعیین فعالیت آنزیم کراتین کیناز روشهای adp and gilrarye  ،  nutall  ،  oliver  و  hughes  مطرح شده است که روش hughes  متداولترین آنهاست در این روش رنگ حاصل از ترکیب کراتین آلفانتول و دی استیل کراتین کیناز را اندازه گیری می کنند ( طبق واکنشهای زیر )

 

ATP + CERATINE                                                                                     ADP + CERATINE – P

کمپلکس رنگی                                                       دی استیل + آلفانتول + کراتین

این واکنش با محلول پارا هیدروکسی بنزئات متوقف می شود در مقایسه با استاندارد در طول موج 540 – 500 نانومتر اندازه گیری کرد میزان طبیعی فعالیت آنزیم در سرم بر حسب siqwa u/ml از صفر تا 12 می باشد که در مرز بیماری border line 20-12 و در موقع بیماری بالاتر از 20 است.

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩

تست بررسی پروتئین تام پلاسما به منظور بررسی نسبت آلبومین به گلبولین کاربرد دارد. همانطور که میدانید پروتئین ها از اجزای مهم خون در بدن بوده که برای همه سلولها و بافت های بدن یک ماده حیاتی و مهم محسوب میشود. پروتئین های خون به ۲ دسته کلی آلبومین و گلبولین تقسیم میشوند. آلبومین  ناقل بسیاری از مولکولهای کوچک در بدن میباشد ولی در عین حال مهم ترین وظیفه آن حفظ فشار اسمزی بدن است و گلوبولین ها شامل آلفا۱ ،آلفا۲ ،بتا و گاما گلبولینها میباشد.

موارد درخواست اندازه گیری توتال پروتئین: این تست در موارد کاهش وزن زیاد و بی سابقه، علائمی مبنی بر بیماری کبدی و کلیوی و شرایطی مانند ادم درخواست میشود.

روش های اندازه گیری: برای اندازه گیری پروتئین تام سرم از روشهای کلریمتریک استفاده میشود مانند:

روش بیوره: در این روش پپتیدهایی با حدقل ۲ باند پپتیدی در محلول رقیق قلیایی با یون مس ترکیب شده و ایجاد کمپلکس بنفش رنگ میکنند که در طول موج ۵۴۰nm شدت رنگ اندازه گیری میشود. شدت رنگ با غلظت پروتئین نسبت مستقیم دارد. در دستگاه های اتوماتیک امروزه نمونه در ۲ کانال تقسیم میشود. در کانال اول نمونه با معرف بیوره و در کانال دوم نمونه با بلانک مخلوط شده و سپس هردو به کلریمتر رسیده و با اندازه گیری شدت رنگ و محاسبات توسط دستگاه غلظت پروتئین گزارش میشود.

روش کجلدال: از آنجاییکه ۱۶٪ از وزن پروتئین را ازت تشکیل داده است بنابراین در این روش با اندازه گیری میزان ازت و قرار دادن در رابطه زیر میزان پروتئین محاسبه میشود.

ازت×16/100

روش مرجع اندازه گیری روش کجلدال و روش ارجح و پرکاربردتر روش بیوره میباشد.

Dye binding method: در این روش از کوماسی برلیانت بلو -۲۵۰ استفاده میشود. این ماده در فرم آزاد دارای ماکزیمم جذب نوری در طول موج ۴۶۵nm بوده که بعد از اتصال با پروتئینها دارای ماکزیمم جذب نوری در طول موج ۵۹۵nm میشود. بنابراین با اندازه گیری تغییرات جذب نوری این ماده میتوان غلظت پروتئین ها را تعیین کرد. این روش بیشتر برای اندازه گیری پروتئین های ادرار و مایع نخاع مناسب میباشد.

روشهای کدورت سنجی با استفاده از اسید سولفو سالیسیلیک و یا اسیر تری کربوکسیلیک جهت اندازه گیری پروتئین ادرار و مایع نخاع کاربرد دارد.

مقادیر نرمال: مقادیر نرمالی برای این تست به صورت یک مرجع مشخص ذکر نشده است زیرا این مقدار تحت تاثیر فاکتورهایی مانند سن، جنس،طریقه جمع آوری نمونه و همچنین متد آزمایش متفاوت میباشد و بنابراین  توصیه میشود که هر آزمایشگاهی براساس فاکتورهای فوق مقادیر  نرمال را تهیه نماید. ولی به طور معمول محدوده ای بین ۸۵-۶۰ به عنوان محدوده نرمال در نظر گرفته شده است.

مقادیر غیر نرمال: آنچه مهم است این است که کاهش میزان پروتئین توتال میتواند به دنبال کاهش میزان آلبومین در بیماریهایی مانند بیماری های کبدی، کلیوی، عفونتها و یا بیماری هایی با اشکال در جذب و هضم یک پروتئین باشد وافزایش آن در مواردی مانند پاراپروتئینمی، لنفوم هوچکین و لوسمی ها دیده میشود. در واقع این تست یک تست غربالگری برای بررسی وضعیت های فوق بوده که در صورت مقادیر غیر نرمال توسط سایر تستها بررسی های دقیق تری انجام میگیرد. در بسیاری از موارد علاوه بر میزان پروتئین توتال نسبت آلبومین به گلبولین(A/G)  نیز بررسی میشود. این نسبت از طریق اندازه گیری مستقیم پروتئین توتال و آلبومین و محاسبه میزان گلبولین به دست میاید. A/G در حالت نرمال بیشتر از ۱ میباشد. ( آلبومین ۶۰٪ از پروتئین توتال است). کاهش این نسبت میتواند بیانگر کاهش آلبومین و یا افزایش گلبولین ها باشد. کاهش آلبومین در بیماری هایی  مانند سیروز کبدی و یا سندرم نفروتیک و افزایش گلبولین ها در موارد افزایش تولید آنتی بادی ها مانند مولتیپل میلوما و یا بیماری های اتوایمیون مشاهده میشود. افزاش میزان A/G نیز در موارد کاهش تولید گلبولین ها به ویژه گاما گلبولین ها میباشد مانند برخی از سندرم های نقص ایمنی و برخی از لوسمی ها. برای رسیدن به تشخیص دقیق تر نیاز به بررسی های بیشتر توسط تستهایی مانند تستهای کبدی، الکتروفورز پروتئین های سرم میباشد.

نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩

تستهای ادراری

بررسی اسید اسکوربیک – زمانی که مقدار زیادی ویتامین C و یا موادی که حاوی اسید اسکوربیک هستند مصرف شود، اسید اسکوربیک به مقدار زیاد در ادرار ظاهر می‌گردد. مقادیر زیاد اسید اسکورسیک به خاطر احیاء کنندگی آن، ممکن است در سایر تست‌های بیوشیمیایی ادرار از جمله قند، خون، بیلی‌روبین، نیتریت و لکوسیت استراز دخالت نموده و آنها را مهار نماید بعنوان مثال زمانی که در بررسی میکروسکوپی رسوب ادرار، بیش از دو تا سه عدد گلبول قرمز در هر میدان با بزرگنمایی زیاد، دیده شود اما در بررسی نوار ادرار هموگلوبین منفی باشد، بررسی وجود اسید اسکوربیک در این رابطه مفید خواهد بود.

در صورتیکه بیلیروبین زیاد در ادرار داشته باشیم و یا PH ادرار بیشتر از 5/7 باشد، با رنگ نوار تداخل می‌کند و اوراتها، سالیسیلاتها، اسید هموژنتیزیک یا کراتینین با اسید اسکوربیک نتایج مثبت کاذب می‌دهد.

اگزالات و سولفات، متابولیتهای اسید اسکوربیک هستند که مصرف زیاد این ماده در اشخاص حساس، ممکن است سبب تشکیل سنگهای اگزالاتی شوند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩

آلفا -۱ آنتی تریپسینAAT یک پروتئین تولید شده توسط کبد میباشد که بعد از تولید در کبد به جریان خون آزاد میشود. این پروتئین در جریان خون بسیاری از آنزیم ها را غیر فعال میکند ولی اصلی ترین عمل آن حفاظت از ریه ها در برابر آنزیم الاستاز میباشد. الاستاز آنزیم تولید شده توسط نوتروفیل ها میباشد که در موارد التهابات و آسیبهای بدن آزاد شده و باعث شکسته شدن پروتئینها و بنابراین پاکسازی آنها از بدن میشود ولی کاهش AAT و در نتیجه کاهش تنظیم عمل الاستاز باعث فعالیت زیاد این آنزیم و از بین بردن پروتئینهای بافت ریه میشود. AAT توسط 21 نسخه از یک ژن و به صورت co-dominant به ارث میرسد و بنابراین هر ژن نیمی از AAT بدن را تولید میکند. در شرایطی نقصان در 1 یا 2 ژن اگر فعالیت AAT به زیر 30٪ برسد باعث ایجاد اختلالی به نام کمبود AAT شده که در نتیجه این کمبود فرد مستعد ایجاد بیماری ریوی از جمله آمفیزم ریوی و به ویژه در سنین پایین میباشد. همچنین در صورت اختلال در عمل AAT این پروتئین در همان سلولهای کبدی محل تولید تجمع یافته و باعث آسیب به سلولهای کبدی و ایجاد هپاتیت مقاوم به ویژه در نوزادان میشود به طوریکه درصدی از این نوزادان برای ادامه حیات نیاز به پیوند کبد دارند. با توجه به مطالب مطرح شده میتوان گفت تشخیص کمبود AAT در افراد با آمفیزم ریوی در سنین زیر 40 سال و به ویژه افراد بدون داشتن عوامل و فاکتورهای خطر مثل سیگار کشیدن و نوزدان با هپاتیت مقاوم به درمان و همراه با علائمی مانند آسیت، بزرگی طحال، خارش و سایر علائم بیماری های کبدی  از اهمیت خاصی برخوردار است.

تستهای تشخیصی شامل:

تستهای تعیین مقدار AAT

تست تعیین فنوتیپ که به دنبال اثبات کمبود AAT انجام شده و هدف از این تست برای بررسی نوع کمبود و میزان کمبود میباشد.

تست DNA که به منظور بررسی نوع الل معیوب کاربرد دارد. معمولا بر اساس نوع الل معیوب میزان و شدت علائم متفاوت میباشد.

لازم به ذکر است که AAT جزء پروتئینهای فاز حاد بوده و بنابراین بدر شرایطی مانند استرس ، عفونت، التهاب، سرطانها، حاملگی و سایر شرایط التهاب زا در بدن میزان این پروتئین افزایش داشته و در نتیجه باعث ایجاد نتایج کاذب نرمال در افراد با کمبود خفیف و یا متوسط AAT میشود.

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩

 

تقریبا ۲۰درصد بیماران مراقبت اولیه در آمریکا مشروبات الکلی  (اتانول) مصرف می کنند که در سطح مضر برای سلامتی هست . در کشور ما هر چند که بنابه شرع و قانون رسما استفاده از چنین مشروباتی حرام هست ولی بازهم از نظر آزمایشگاهی باید چنین افرادی را تحت نظر بالینی و مانیتورینگ قرار داد که در ادامه بحث خواهیم کرد . این نوع سو استعمال در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد افراد پذیرشی در بیمارستان های امریکا را شامل می شود و اکثر انها معمولا جوانان هستند و هر دو جنس زن و مرد را شامل می شود . الکل اثرات بسیار سمی بر روی سیستم گردش خون و کبد ها دارد . الکل آنزیم های کبدی را تحت تاثیر قرار می دهد و ممکن هست در پی اسیب کبدی آنها را افزایش دهد .همچنین تولید البومین توسط کبد را کاهش می دهد . الکل برای سلول های پیشساز گلبول های قرمز سمی هست و ممکن هست مرفولوژی انها را تحت تاثیر قرار دهد . مقدار (disialo-, monosialo-, asialo-transferrin) ایزوفرمهای دی سیالو ، مونوسیالو و َسیالو ترانسفرین ، در حالت نرمال کم و یا غیر قابل اندازه گیری  هست ولی در سو استعمال الکل میزان این Carbohydrate deficient transferrin ، افزایش میابد .

 



ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩

 

  هورمون های تیروئید ( T۳ و T۴ ) از اسید آمینه تیروزین مشتق می شوند. حدود ۹۵ درصد هورمونی که از غد ه تیروئید ترشح می شود ، به صورت T۴ ( تیروکسین) است. با وجودی که میزان ترشحاز غده تیروئید بسیار ناچیز است، این هورمون نقش اصلی را ایفا می کند. بخش زیادموجود در خون از تبدیلبهدر بافت های محیطی از جمله کبد، کلیه و جفت بوجود می آ ی د. البته بافت هایی چون مغز و هیپوفیز نیز می توانندرا بهتبدیل کنند، اماحاصل وارد خون نمی شود و اثر خود را در همان مکان بر جای می گذارد . به طور کلی، ۸۰ درصدموجود در خون در کبد و ۲۰ درصد آن در تیروئید ساخته می شود         


ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩

نامگذاری آنزیمها

در گذشته اسامی آنزیمها بر پایه تخصص آنها یا توان عملشان بر روی یک ماده خاص انتخاب می‌شد. آنزیمهایی که پلی پپتیدها را به قطعات کوچکتری از زنجیرههای پپتیدی یا به اسیدهای آمینه تجزیه می‌کنند، بطور کلی پروتئینازها ، نامیده می‌شوند و ... .

در حال حاضر نامگذاری جدید آنزیمها بطور رسمی بر بنای پیشنهادات کنفرانسهای بین‌المللی
بیوشیمی صورت می‌گیرد. در تقسیم‌بندی جدید آنزیمها را بر حسب واکنشهای شیمیایی که رهبری می‌کنند، به 6 گروه تقسم بندی می‌کنند:

اکسیدو ردوکتازها - ترانسفرازها - هیدرولازها - لیازها - ایزومرآزها و لیگازها.

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩

بررسی اسید اسکوربیک – زمانی که مقدار زیادی ویتامین C و یا موادی که حاوی اسید اسکوربیک هستند مصرف شود، اسید اسکوربیک به مقدار زیاد در ادرار ظاهر می‌گردد. مقادیر زیاد اسید اسکورسیک به خاطر احیاء کنندگی آن، ممکن است در سایر تست‌های بیوشیمیایی ادرار از جمله قند، خون، بیلی‌روبین، نیتریت و لکوسیت استراز دخالت نموده و آنها را مهار نماید بعنوان مثال زمانی که در بررسی میکروسکوپی رسوب ادرار، بیش از دو تا سه عدد گلبول قرمز در هر میدان با بزرگنمایی زیاد، دیده شود اما در بررسی نوار ادرار هموگلوبین منفی باشد، بررسی وجود اسید اسکوربیک در این رابطه مفید خواهد بود.

در صورتیکه بیلیروبین زیاد در ادرار داشته باشیم و یا PH ادرار بیشتر از ۵/۷ باشد، با رنگ نوار تداخل می‌کند و اوراتها، سالیسیلاتها، اسید هموژنتیزیک یا کراتینین با اسید اسکوربیک نتایج مثبت کاذب می‌دهد.

اگزالات و سولفات، متابولیتهای اسید اسکوربیک هستند که مصرف زیاد این ماده در اشخاص حساس، ممکن است سبب تشکیل سنگهای اگزالاتی شوند.

ملانوری – در متاستازملانوم بدخیم یافت می‌شود و ادرار تیره رنگ ظاهر می‌شود که طبعتاً افزایش دفع ادراری متابولیت‌های ملانین، رخ می‌دهد. این ملانوژنهای ادرار شامل ایندولها، کاتکولها و کاته- کولامینهاست. در ادرار بیماران مبتلا به ملانوم آنزیم دوپا اکسیداز افزایش می‌یابد همچنین در متاستاز‌های کبدی، این آنزیم افزایش بیشتری می‌یابد. اندازه‌گیری آنزیم دوپا – اکسیداز یکی از روشهای شناسایی متابولیتهای ملانین در ادرار است.

هنگامی که بیمار به ملانوم متاستاتیک به مثابه مبتلا شده است، سلولهای حاوی رنگ دانة ملانین در رسوب ادار ظاهر می‌گردد.

اوروبیلینوژن یا پورفوبیلینوژن ادراری – در اثر نقایص ساخت هِم، پورفیرینها ظاهر می‌شوند، این بیماری‌ها در بیماران که حمله پورفیری‌حاد در آنها مطرح است باید در نمونة ادرار، پورفوبیلینوژن را جستجو کرد.اکثر کمبود‌های ارثی آنزیمی رخ می‌دهند که در آنها سوبسترای آنزیم، در مقادیر زیاد از طریق ادرار و مدفوع دفع می‌شود. در طی حمله حاد پورفیریک، میزان زیادی از پورفوبیلینوژن دفع می‌شود. پورفیرینها در مسمومیت با سرب دفع می‌شوند، متابولیسم پورفرین ممکن است در مبتلایان به عفونت HIV همراه با هپاتیت‌ C، غیر طبیعی باشد.

 

حساسیت پوستی به نور و ضایعات جلدی با میزان بالای پورفیرینها همراه هستند.

افزایش تولید و دفع دلتا – آمینولوولینیک اسید و پورفوبیلینوژن در بیماران عصبی و درد شکمی حاد (گروه کبدی) مشاهده می‌شود. نمونه‌های اداری که از نظر اوروبیلینوژن یا پور فوبیلینوژن مورد بررسی قرار می‌گیرند باید تازه باشند.

سنگ‌های اداری – سنگ در اثر انواع بسیاری از اختلالات متابولیک یا محیطی ایجاد می‌شود، جنس سنگ‌ها در حدود ۸۰ در صد موارد از اگزالات کلیسم یا مخلوطی از اگزالات و فسفات کلسیم، می‌باشد. و ترکیبهای شایعتر بعدی، مخلوط فسفات کلیسم، منیزیم، آمونیوم فسفات و اسید اوریک هستند، پس از این انواع، سنگهای سیستینی قرار می‌گیرند.

 

در PH اسیدی یا خنثی،‌اگزالات کلسیم رسوب می‌کند و فسفات کلسیم در PH طبیعی ادرار یعنی ۶ تا ۵/۶ تشکیل سنگ می‌دهد.

اسید اوریک که حلالیت بالایی ندارد در PH کم (۳/۵) حالت کریستالی پیدا می‌کند و تشکیل سنگ می‌دهد. منیزیم آمونیوم فسفات، در PH قلیایی، تشکیل سنگ می‌دهد.

هنگام وجود سنگ، حتی اگر سنگ بدون علامت باشند، هماتوری یافته‌ای ثابت است. پروتئینوری، معمولاً از ویژگیهای بیماری سنگ نیست، اما با آسیب لوله‌‌ای ، امکان افزایش دفع پروتئینهای پلاسمایی با وزن مولکولی کم، از جمله بتا دو – میکروگلوبولین و مقداری آلبومین، وجود دارد.

در صورت وجود عفونت لکوسیتها افزایش می‌یابند، در ادرار بیماران مبتلا به سنگ، خوشه‌های متعددی از سلولهای ترانزیشنال غیر بدخیم دیده می‌شوند. این خوشه‌ها می‌توانند در تشخیص سنگهایی که احتمال آنها، مطرح نشده است مفید باشند.

بررسی سدیم و کلسیم و فسفر و اسیداوریک و اگزالات و کلیرانس کراتینین نمونه‌ها ادرار ۲۴ ساعته(میزان فوق اشباع مواد مذکور در ادرار ۲۴ ساعته) می‌تواند بازتاب دقیقی از ترکیبات سنگ باشد.

بررسی PH ادرار در یک نمونة تازه، برای تعیین انواع کریستالهای احتمالی که رسوب کرده‌اند، حائز اهمیت است.

مثلاً اسید اوریک در PH کم(۵ تا ۵/۵) و فسفات سه گانه در ادرار قلیایی یافت می‌شود.

خصوصیات فیزیکی سنگها – اگر چه خصوصیات فیزیکی سنگهای مختلف، کافی برای شناسایی آنها نیست اما شناخت این خصوصیات می‌تواند حایز اهمیت باشد، مثلاً سنگ‌های اسیداوریکی و اوراتی به طور تیپیک زرد تا قرمز مایل به قهوه‌ای هستند و سختی متوسطی دارند. سنگهای فسفاتی معمولاً رنگ پریده و شکننده هستند. سنگهای اگزالات کلسیم بسیار سخت هستند و اغلب رنگ تیره و به طور بارز سطحی خشن دارند. سنگهای سیستئنی، زرد – قهوه‌ای هستند و تا حدودی چرب به نظر می‌رسند.

سنگ‌های کلسیمی – حدود ۴۰ در صد از بیماران مبتلا به سنگ‌های کلسیمی، دچار کلسیوری هستند، افزایش کلسیم در ادرار، ممکن است حاصل افزایش جذب روده‌ای کلسیم، باز جذب نامناسب کلسیم از لوله‌های کلیه، باز جذب یا اتلاف کلسیم از استخوان یا ترکیبی از این عوامل باشد، در موارد معدودی از هیپرکلسیوری، وجود بیماری زمینه‌ای مطرح است، با این همه در اکثر موارد هیپرکلسیوری حالت اولیه یا ایدیوپاتیک دارد.

هیپر کلسیوری ممکن است همراه با افزایش جذب کلسیم از روده باشد.

سارکوئیدوز، افزایش ویتامین D و فوروسماید ممکن است سبب هیپرکلسیوری کلیوی شوند.

مصرف زیاد کلسیم به میزان ۳ تا ۴ گرم در روز همراه با دریافت پروتئین زیاد می‌تواند از علل ناشایع سنگ‌های کلسیمی باشد.

اکثر سنگهای کلسیمی حاوی اگزالات هستند، منشأئ مقدار از اگزالات موجود در ادرار ، آشامیدنیهایی مثل چای، کاکائو، قهوه و کولا است، گیاهان مثل لوبیا، ریواس، اسفناج و خشکبار، انگور و مرکبات هستند. اگزالات از اسید اسکوربیک نیز حاصل می‌شود، در بیمارانی که در معرض تماس با گرما و دهیدراتاسیون هستند، ممکن است میزان موارد حل شده در ادرار افزایش یابد، پس از این حالت، تشکیل کریستال و تشکیل سنگ رخ می‌دهد.

سنگ‌های اسیداوریکی – دریافت بیش از حد پورینها در رژیم غذایی مانند جگر، لوبیای خشک، برخی از انواع ماهی و گوشت و یا بیماریهای مختلف باعث دفع بیش از حد اسیداوریک می شود که تولید اسید اوریک درونزا ، در موارد زیر افزایش پیدا می‌کند. نقرس، بیماری‌های ذخیره‌ای گلیکوژن، سندرم‌لش نیهان بسیاری از لوسمی‌ها و تومور‌های درمان شده‌ای که با نکروز سلولی همراه هستند، باعث افزایش اسید اوریک می شود.

شیمی درمانی و تابش اشعه، ممکن است منجر به افزایش تخریب سلول‌های توموری شوند که ممکن است سبب بروز نارسائی کلیه حاد در اثر انسداد لوله‌‌ای و حالبی توسط توده‌های کریستالی اسید اوریک شود، حدود ۲۰ درصد بیماران مبتلا به نقرس سنگ سازی می‌کنند، اکثر این سنگ‌ها از جنس اسید اوریک خالص یا مخلوط اسید اوریک و کلسیم می‌باشد.

تغلیظ ادرار و نیز PH، در حلالیت اسید اوریک و اورات مهم هستند، اگر حجم ادرار کم باشد میزان حلالیت اسید اوریک در PH اسیدی افزایش پیدا می‌کند.

اکثر اشخاص طبیعی با ۶ PH دارای ادرار اشباع شده از اسید اوریک هستند، اما سنگ‌سازی نمی‌کنند، برای سنگ‌سازی ظاهراً اسیدیته بیشتر یا دهیدراتاسیون، ضروری است.

سنگ‌های سیستینی - در بیماران مبتلا به اختلال ارثی در انتقال آمینو اسید تشکیل می‌شوند، در این اختلال سیستین، اورنیتین، لیزین و آرژینین با مقادیر زیاد در ادرار دفع می‌شوند، از بین این مواد فقط سیستین تشکیل کریستال و سنگ‌می‌دهد. تا زمانی که PH ادرار به ۴/۷ نرسد، سیستین قابل حل نمی‌شود و سنگ‌های سیستینی در PH در محدوده‌ها PH طبیعی ادرار تشکیل می‌شوند، سایر سنگها که بصورت نادر تشکیل می‌شوند، از سنگهای حاوی سولفونامید‌ها و سنگهای سیلیکا می‌توان نام برد، تریامترن که دیورتیک نسبتاً غیر قابل حل است ممکن است منجر به سنگ‌سازی شود، سنگهای گرانیتی ناشایع هستند و سنگهای آدنینی نادر در کودکان مبتلا به نوعی کمبود ارثی آنزیم مطرح هستند.

بیلیروبینوری-بیلیروبین در اثر تجزیه هموگلوبین ایجاد ودر سلولهای آندوتلیال کبد و طحال و مغز استخوان تشکیل می شود . در ابتدا بوسیله آلبومین حمل می شود که به آن بیلیروبین غیر مستقیم یا غیر کنژوگه می گویند که غیر قابل حل در آب بوده ولذا نمی تواند از سد گلومرولی کلیه عبور نماید. بیلیروبین غیر کنژوگه در کبدبا اسید گلوکرونیک ترکیب وبه شکل کنژوگه (مستقیم) قابل حل در آب در می آید که می تواند از سد کلیوی عبور کند. ظاهر شدن بیلیروبین در ادرار نشان دهنده افزایش سرمی آن است و این افزایش به دور دلیل زیر ممکن است رخ دهد:

۱- انسداد مجاری صفراوی ۲ –بیماریهای کبدی . بعنوان مثال بیلیروبینوری به علت افزایش فشار ثانویه در اثر التهاب ، فیبروز، سنگ یا سرطان پانکراس ،هپاتیت حاد ویروسی ویا دارویی، هپاتیت الکلی ، کلستاز و صدمه کبدی مشاهده می شود . در هیپربیلیروبینمی مادرزادی ، بیلیروبین در ادرار ظاهر می گردد.(در انواع Dubin-Johnson و Roter ظاهر و در بیماری کریگار نجار مشاهده نمی شود.) در صورتیکه در ادرار بیلیروبین ظاهر شود ولی اروربیلینوژن در ادرار وجود نداشته باشد ، نشان دهنده انسداد داخل و یا خارج مجاری صفراوی –کبدی می باشد. در یرقان همولیتیک ، در ادرار بیلیروبین ظاهر نمی شود.

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩

هورمون رشد (growth hormone) ، یک پلی‌پپتید متشکل از ۱۹۲ اسید آمینه است که در ساختمان آن دو پیوند دی‌سولفور وجود دارد. هورمون رشد در گونه‌های مختلف متفاوت است. هورمون رشد از قسمت قدامی غده هیپوفیز ترشح می‌شود.

دید کلی

قسمت پیشین هیپوفیز ، مهمترین و بزرگترین قسمت هیپوفیز است. این بخش قدامی در انسان ۷۰ درصد وزن غده را تشکیل می‌دهد و محل سنتز و ترشح چندین هورمون است که بیشتر عمل تحریک و تنظیم ترشحات سایر غدد درون ریز را به عهده دارند و به همین جهت آنها هورمونهای محرک (Stimulating hormone) می‌نامند. هورمون پرولاکتین یا لاکتوژن و هورمون رشد یا سوماتوتروپین هورمون ، از مهمترین هورمونهای بخش قدامی هیپوفیز هستند.  

 ‍

تمامی هورمونهای قدامی هیپوفیز از یک پیش ساز گلیکوپروتئینی حاصل می‌شوند. این ترکیب پیش ساز از ۲۶۴ اسیدآمینه ساخته شده است که پرواوپیوملانوکورتین گویند. این ترکیب هیدرولیزهای آنزیمی مختلفی را تحمل کرده و در نتیجه به پپتیدهایی با اندازه‌های مختلف تبدیل می‌شود که هر کدام از پپتیدهای حاصل ، عمل هورمونی خاصی را انجام می‌دهند. ترکیب پرواپیوملانوکورتین بوسیله سلولهای حلقه قوسی غده هیپوتالاموس و سلولهای قدامی هیپوفیز ، سنتز می‌گردد.

نحوه عملکرد هیپوتالاموس و هیپوفیز قدامی

هیپوتالاموس مغز ، مرکز هماهنگ کننده سیستم آندوکرین می‌باشد که پیامها را از سیستم اعصاب مرکزی دریافت و هماهنگ می‌کند. در پاسخ به پیامها ، هیپوتالاموس تعدادی از هورمونهای تنظیمی (عوامل آزاد کننده) را تولید می‌نماید که مستقیما از طریق عروق خونی اختصاصی و نورونهایی که دو غده را به‌ یکدیگر متصل می‌کنند به غده هیپوفیز مجاور ، منتقل می گردد. غده هیپوفیز از دو قسمت با عملکرد متفاوت تشکیل شده است. به هیپوفیز خلفی انتهای آکسونی نرونهای متعددی می‌رسد که از هیپوتالاموس منشا می گیرند.

هیپوفیز قدامی با تولید هورمونهای محرک به هورمونهای هیپوتالاموسی موجود در گردش خون ، پاسخ می‌دهند. این پلی‌پپتیدها رده بعدی غدد آندوکرین شامل قسمت قشری غدد فوق کلیوی ، غده تیروئید ، تخمدان و بیضه
را فعال می‌نمایند. به دنبال تحریک این غدد ، هورمونهای اختصاصی آنها وارد گردش خون شده و به گیرنده‌های هورمونی موجود در روی یا داخل سلولهای هدف ، متصل می‌گردند. هورمون رشد مترشحه از هیپوفیز قدامی بر روی کبد و استخوان ، تاثیر می‌گذارد.

نحوه تنظیم سنتز و ترشح هورمون رشد

غلظت هورمون رشد در بافت هیپوفیزی ۱۵ - ۵ میلیگرم بر گرم یعنی بیشتر از غلظت سایر هورمونهای هیپوفیزی است. وزن مولکولی این هورمون ۲۲ هزار دالتون است. همانند بیشتر هورمونهای هیپوفیزی ترشح هورمون رشد ، حالت یک جریان دائمی و یکنواخت را ندارد، بلکه به صورت جریانات ضربانی (Pulsatile) انجام می‌پذیرد. میزان ترشح این هورمون تحت تاثیر تحریکات عصبی و خواب و بیداری می‌باشد. بطوریکه غلظت پلاسمایی این هورمون ، ممکن است در ظرف چند دقیقه ۱۰ برابر شود.

بیشترین افزایش هورمون در پلاسما مدت کوتاهی پس از به خواب رفتن رخ می‌دهد. عوامل موثر در ترشح هورمون رشد عباتند از: شوک وتنشهای عصبی ، درد ، سرما ، عمل جراحی ، گرسنگی ، هیپوگلسیمی ، ورزش ، خوردن غذاهای پروتئینی و بالاخره اسید آمینه آرژینین . شوکهای عصبی از طریق تاثیر کوتاکولامینها بر روی هیپوتالاموس موجب زیاد شدن ترشح هورمون می‌گردند. اثرات کلیه عوامل نامبرده شده با توجه به خاصیت فیزیولوژیک بسیار مهم هورمون رشد که همواره از مصرف گلوکز در بدن جلوگیری می‌کند، توجیه پذیر است.

زیرا به هنگام وقوع شوک عصبی، هیپوگلیسمی ، گرسنگی و خواب، هورمون رشد از یک سو با بکار انداختن واکنشهای لیپولیز مقدار بیشتری اسیدهای چرب آزاد را به سلول می‌رساند و از سوی دیگر ورود اسیدهای آمینه به داخل سلول را زیاد می‌کند (واکنشهای نوسازی گلوکز) ، تا به این ترتیب از مصرف گلوکز جلوگیری نموده و آن را برای نیازهای سلولهای مغزی حفظ کند.

اثر غلظت گلوکز در ترشح هورمون رشد

غلظت گلوکز در سلولهای ترشح کننده هورمون آزاد کننده هورمون رشد در هسته هیپوتالاموس ، عامل اصلی در تنظیم هورمون رشد می‌باشد. تجربه نشان می‌دهد که ترکیبات مشابه گلوکز (۲- دزاکسی گلوکز) که از عوامل مهارکننده واکنشهای گلیکولیز بوده و باعث افزایش غلظت گلوکز در خون می‌شوند، ترشح هورمون رشد را نیز زیاد می‌کنند. در صورتی که قرار بود افزایش گلوکز در پلاسما موجب قطع ترشح هورمون رشد شود. می‌توان نتیجه گرفت که عامل اصلی تنظیم ترشح هورمون ، سرعت و میزان متابولیسم گلوکز در داخل سلولهای ترشح کننده هورمون آزاد کننده رشد است و نه غلظت گلوکز در پلاسمای خون.

اثر آرژینین در ترشح هورمون رشد

اثر محرک آرژینین و یا غذاهای غنی از پروتئین در ترشح هورمون رشد نیز خود مکانیسم تنظیم کننده‌ای است تا به این ترتیب ، اسیدهای آمینه در پلاسما به داخل سلولها انتقال یافته و در ساختمان پروتئینها شرکت جویند و یا به اشکال دیگر ذخیره انرژی تبدیل شود. یکی از کارهای هورمون رشد ، شرکت در پروتئین سازی است.

اثر سایر مواد و هورمونها بر ترشح هورمون رشد

تعداد زیادی از هورمونها یا ترکیبات مشابه آنها مانند استروژن، دوپامین ، ترکیبات آلفا- آدرنرژیک ، سروتونین ، پلی‌پپتیدهای هم اثر تریاک (Opiate) ، هورمونهای روده‌ای و گلوکاگن بر روی سلولهای هسته هیپوتالاموس تاثیر گذاشته و در تنظیم هورمون رشد دخالت می‌نمایند. مهمترین عامل تنظیم ، هورمونی است به نام فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-۱) و یا سوماتومدین C که توسط کبد ساخته می‌شود و به نظر می‌آید که مهمترین اثر فیزیولوژیک هورمون رشد یعنی اثر آن در رشد استخوانها با دخالت این هورمون (IGF-۱) انجام می‌پذیرد.

خواص فیزیولوژیک و بیوشیمیایی

رشد بدن

اثرات این هورمون در رشد بدن با دخالت پروتئین واسطی به نام فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-۱) و یا سوماتومدین C ، انجام می‌پذیرد. این پروتئین واسط از خانواده ژن فاکتورهای شبه انسولین و از نظر ساختمانی شبیه پروانسولین است. پپتید مشابه دیگری نیز به نام (IGF-۲) در پلاسمای خون انسان وجود دارد که یک عامل محرک تکثیر سلولی است. (IGF-۱) دارای ۷۰ اسید آمینه و (IGF-۲) دارای ۶۷ اسید آمینه است. غلظت پلاسمایی (IGF-۲) ، دو برابر (IGF-۱) است. با وجود این به نظر می‌رسد که واسط اصلی در انجام اثرات هورمون رشد همان (IGF-۱) می‌‌باشد، زیرا افرادی که دارای مقدار کافی فاکتور (IGF-۲) بوده ولی دچار نقصان (IGF-۱) می‌باشند، کوتاهی قد مانده و بدن آنها رشد طبیعی ندارد.

متابولیسم پروتئینها

هورمون رشد سرعت انتقال اسیدهای آمینه به داخل سلولهای عضلانی را زیاد می‌کند و مستقیما نیز دارای اثر فعال کننده سنتز پروتئینهاست. اینگونه اثرات هورمون رشد با انسولین مشابهت دارد.

متابولیسم کربوهیدراتها

در متابولیسم کربوهیدراتها ، هورمون رشد اثری مخالف انسولین دارد. افزایش گلوکز خون پس از تزریق هورمون رشد ، نتیجه دو نوع اثر است. یکی صرفه جویی در مصرف آن در بافتهای محیطی و دیگری افزایش فعالیت واکنشهای نوسازی گلوکز در کبد . هورمون رشد در کبد با فعال کردن واکنشهای نوسازی گلوکز از منشا اسیدهای آمینه ، ذخیره گلیکوژن را نیز افزایش می‌دهد.

در دوره واکنشهای گلیکولیز اثر مهار کنندگی هورمون رشد در چندین مکان بروز می‌کند و به نظر می‌آید که این هورمون از ورود گلوکز به داخل سلول نیز جلوگیری می‌نماید. هورمون رشد در عضله با آزاد نمودن اسیدهای چرب از منشا ذخیره تری‌گلیسریدها نیز از انجام واکنشهای گلیکولیز جلوگیری می‌کند. تجویز هورمون رشد به مدت طولانی ممکن است به بروز بیماری دیابت منجر شود.

متابولیسم چربیها

تجویز هورمون رشد در ظرف مدت ۶۰ - ۳۰ دقیقه باعث افزایش اسیدهای چرب آزاد در خون (از منشا بافت چربی) و افزایش اکسیداسیون اسیدهای چرب در کبد می‌گردد. اثر هورمون رشد در متابولیسم کربوهیدراتها و چربیها بدون دخالت (IGF-۱) انجام می‌گیرد.

متابولیزم مواد معدنی

هورمون رشد و فاکتور (IGF-۱) باعث افزایش جذب و نگهداری یونهای کلسیم ، منزیم و فسفاتها در بدن می‌گردند و این عمل آنها احتمالا در ارتباط با اثری است که در رشد استخوانهای طویل دارا هستند.

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩

 

 

مقدمه :

اساس اندازه گیری پروتئین در ادرار به صورت کمی و نیمه کمی و کیفی بر پایه روشهای ایمونوشیمی، کدورت سنجی و شیمیایی با استفاده از نوارهای تشخیصی می باشد. در این میان روش کدورت سنجی به علت ساده و مقرون به صرفه بودن در آزمایشگاهها کاربرد بیشتری دارد. با توجه به تحقیقات انجام شده در آزمایشگاه رفرانس (۲) روش TCA با استفاده از طول موج ۴۰۵ نانومتر برای سنجش مقادیر کم پروتئین بعنوان روش انتخابی معرفی می شود. نکات مورد توجه در معرفی روش پیشنهادی عبارتند از :

 

کیفیت قابل قبول نتایج آزمایش

 

توجه به روشهای رایج اندازه گیری

 

سهولت دسترسی به مواد و ابزار مورد نیاز

 

امکانات بیمار در ارتباط با تقبل هزینه های آزمایش

ضمناً در بررسی روشها، عوامل کیفی شامل صحت، دقت، محدوده اندازه گیری، خطی بودن و یکنواختی نتایج در استفاده از کالیبراتورهای متفاوت تعیین گردیده و سپس روش اصلح انتخاب شده است.

 


  اساس آزمایش

در این روش پروتئین ادرار توسط تری کلرواستیک اسید ۱۲.۵% رسوب داده می شود. کدورت ایجاد شده متناسب با مقدار پروتئین (آلبومین و گلبولین) موجود در ادرار است. غلظت پروتئین رسوب داده شده با در نظر گرفتن غلظت اسید، دما و زمان سپری شدن بین اضافه کردن اسید تا ایجاد رسوب پروتئین محاسبه می گردد.

جمع آوری نمونه

در این آزمایش می توان از ادرار بصورت انتخابی (Random) استفاده کرد ولی ادرار ۱۲ یا ۲۴ ساعته ترجیح داده می شود. البته نمونه ادرار ۱۲ یا ۲۴ ساعته باید بدون افزودن ماده نگهدارنده جمع آوری شده و در تمام مدت نمونه گیری، ظرف حاوی نمونه در محل خنک نگهداری شود. برای جمع آوری باید از ظرف تمیز و عاری از آلودگی استفاده نمود و به بیمار آموزش داده شود که برای جمع آوری ادرار ۲۴ ساعته، از ساعت ۸ صبح تا ۸ صبح روز بعد تمامی نمونه های پس از ساعت ۸ بطور کامل جمع آوری شده ولی ادرار ساعت ۸ صبح روز اول جمع آوری نگردد. باید توجه نمود که اگر اندازه گیری پروتئین ادرار در مدت ۴۸ ساعت پس از نمونه گیری انجام نمی شود، می توان نمونه را خوب مخلوط کرده و پس از تعیین حجم نمونه، بخشی از آن را تا روز انجام آزمایش در فریزر نگهداری نمود.

طرز تهیه TCA ۱۰۰% ذخیره :

توجه: به علت حالت خورندگی TCA باید تهیه محلول با احتیاط و با محافظت از چشمها و دستها انجام گیرد و پس از پایان کار ظروف مورد استفاده کاملاً شسته شوند.

۱۷۵ml آب مقطر دیونیزه شده را به یک ظرف حاوی ۵۰۰g از TCA اضافه می کنیم. درب ظرف را بسته و به آرامی تکان می دهیم تا کاملاً حل شود. سپس تمام مواد را به طور کامل به یک بالن ۵۰۰ml  حجمی منتقل می کنیم و حجم کل را به ۵۰۰ml می رسانیم. برای انحلال کامل طی مدت ۲۴ ساعت، محلول راگهگاه با عمل چرخش مخلوط می نمائیم.

محلول TCA ۱۰۰% را در یک ظرف تیره و در دمای اتاق نگهداری می کنیم. این محلول برای ۱۲ ماه پایدار است.

طرز تهیه (۷۶۵ mmol/l) TCA ۱۲.۵%

با استفاده از پیپت حجمی ۲۵ میلی متری، مقدار ۲۵ml از محلول TCA۱۰۰% را به بالن ژوژه۲۰۰ میلی لیتری منتقل می نماییم و با استفاده از آب مقطر حجم آن را به ۲۰۰ml می رسانیم. محلول حاصله را کاملاً مخلوط کرده و در ظرف شیشه ای تیره در دمای اتاق نگهداری می نماییم. این محلول در دمای اتاق به مدت یک ماه پایدار است.

کنترل :

از سرم کنترلهای تجاری به عنوان کنترل استفاده می گردد (رقتی برابر۱/۳۰۰ با استفاده از سرم فیزیولوژی تهیه می شود).

استاندارد :

برای آزمایشهای روتین (روزانه) از سرم کنترلهایی ترجیحاً با ارزش مرجع مانند precipath و  Bioradو precinorm مشابه استفاده می شود. برای انجام کار ابتدا غلظت پروتئین این سرم کنترلها را به مقداری که امکان وجود آن در ادرار است می رسانیم. (برای رقیق کردن از سرم فیزیولوژی استفاده میشود)

لاز به ذکر است ک این روش تا ۵۰۰mg/L خطی میباشد، بنابراین نمونه ها اعم از ادرار و استاندارد باید طوری رقیق شود که غلظت پروتئین موجود در آنها حداکثر ۵۰۰mg/L باشد.

توجه: از یک نوع نمونه کنترل نمی توان همزمان بعنوان کنترل و استاندارد استفاده نمود.

روش کار

۱ - ۱۰ ml از ادرار مورد آزمایش را سانتریفوژ نموده سپس با استفاده از نوار ادراری پروتئین آن را بررسی می کنیم و نتیجه را ثبت می نماییم. اگر غلظت پروتئین بیش از ۱+ بود نمونه ادرار را قبل از شروع آزمایش با سرم فیزیولوژی رقیق میکنیم. (نمونه های ۱+ تقریباً به نسبت ۱/۵۰ و نمونه های ۲+ تقریباً ۱/۱۰ و نمونه های ۳+ تقریباً ۱/۱۵ رقیق می شوند). اگر نیتریت ادرار مثبت باشد، می باید بیمار را برای نمونه گیری مجدد با رعایت شرایط نمونه گیری راهنمایی نموده و در صورت تکرار آلودگی نمونه، بیمار جهت مشاوره و لزوم بررسی نتایج کامل ادرار و احتمالاً درخواست کشت به پزشک معرفی گردد.

۲ - برای هر آزمایش (نمونه، کنترل و استاندارد) دو لوله در نظر می گیریم (یکی به عنوان بلانک و دیگری به عنوان آزمایش)

۳ - ۱.۶ml از نمونه ادرار، استاندارد و کنترل را در لوله های مربوطه ریخته و سپس ۰.۴ml از محلول TCA۱۲.۵% به همه لوله ها اضافه می نماییم. به آرامی لوله ها را مخلوط کرده (بهتر است سرلوله ها را با پارافیلم مسدود نموده و با واژگون کردن لوله ها آنها را مخلوط نماییم).

دما در این مرحله مؤثر بوده و می باید بین ۲۳ تا ۲۷ درجه سانتی گراد باشد.

لوله های بلانک را بعد از مدت ۲۰ دقیقه به مدت ۱۰ دقیقه با دور ۱۵۰۰ سانتریفوژ مینماییم.

لوله های آزمایش را بعد از ۳۵ دقیقه کاملاً مخلوط نموده و جذب نوری آنها را در طول موج ۴۰۵ یا ۴۵۰nm در مقابل مایع رویی بلانک مربوطه بدست می آوریم.

رعایت زمان ۳۵ دقیقه برای این آزمایش ضروری می باشد.

محاسبه :

mg/۲۴h پروتئین = ضریب رقت نمونه * حجم ادرار ۲۴ ساعته (میلی لیتر) * F * جذب نوری آزمایش

   = فاکتور(F)

ارزش استاندارد

-----------------------

OD استاندارد

دامنه مرجع

با توجه به توانائی این روش برای سنجش مقادیر کم پروتئین (حدود ۲۵ میلی گرم در لیتر پروتئین و بیشتر)، از این روش می توان برای غربالگری وضعیت کلیوی جمعیتهای مستعد به بیماری کلیوی مانند مبتلایان به دیابت در راستای بررسی میکروپروتئینوری استفاده نمود.

در افراد سالم مقدار دفع پروتئین تام تا ۱۵۰mg/L در ادرار طبیعی می باشد.

نکات قابل توجه :

* کدورت حاصله از اضافه شدن TCA به ادرار به دلیل وجود آلبومین و گلبولین می باشد.

* هر نمونه باید در مقابل بلانک مربوط به خود اندازه گیری شود.

PH*  قلیایی و پیگمانهای ادرار باعث ایجاد نتایج مثبت کاذب می شود.

* دفع پروتئین در ادرار به طور دائم ثابت و مشخص نمی باشد و در دوره های۲۴ ساعته تغییر قابل ملاحظه ای دارد. بنابراین برای اندازه گیری پروتئین دفع شده بهتر است از ادرار ۲۴ ساعته استفاده نمود.

* ممکن است بین نتایج بدست آمده از روش کدورت سنجی TCA و بررسی ادرار توسط نوارهای ادراری تفاوت وجود داشته باشد. مشاهده نتایج منفی یا مقادیر کمی پروتئین با نوار ادراری و نتیجه مثبت با روش TCA به طور همزمان ممکن است به دلایل زیر باشد :

وجود پروتئین Myeloma (گاما گلبولین و پروتئین بنس جونز) در ادرار.

نمونه های غیر هموژن به علت استفده از داروهای خاص مانند Tolmetin و داروهای ضدالتهاب که در درمان آرتریت روماتوئید استفاده می شود. متابولیتهای این داروها می تواند باعث ایجاد نتایج مثبت کاذب شود.

نویسنده: افضل نیا - دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩

 

پروتئین الکتروفورز یکی از تستهای پر کاربرد در آزمایشگاه های تشخیص طبی میباشد. این تست که اغلب بر روی سرم خون و گاه بر روی ادرار راندوم یا ادرار ۲۴ ساعته انجام میشود به منظور بررسی حضور یک پروتئین غیر نرمال در بدن و یا فقدان یک پروتئین طبیعی بدن و یا حتی افزایش و کاهش پروتئینها که تحت شرایط و بیماریهای مختلف اتفاق میافتد کاربرد دارد.

 

 

الکترو فورز پروتئین های ادرار: 

همانطور که میدانیم مقدار بسیار کمی پروتئین در ادرار روزانه دفع میشود که این میزان بسیار ناچیز بوده و با روشهای معمول بررسی پروتئین ادرار قابل ارزیابی نمیباشد. ولی این میزان تحت شریط اسیب های کلیوی افزایش میابد و قابل ردیابی و البته اهمیت میباشد. شرایطی مانند بیماری کلیوی اولیه، بیماری های اتوایمیون که نهایتا منجر به درگیری کلیه شوند و التهابات مزمن همه از جمله شرایطی هستند که باعث افزایش دفع پروتئین از ادرار میشود. همچنین بیماری دیگری که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار میباشد بیماری مولتیپل میلوما میباشد. این بیماری یک نوع بدخیمی در سلولهای تولید کننده انتی بادی است که این سلولها شروع به تولید گاماگلبولینهای منوکلونال کرده که در ۷۵ ٪ از موارد این پروتئینها شامل زنجیره سبک آنتی بادی نیز میباشد و در نتیجه این زنجیره ها از کلیه عبور کرده و وارد ادرار میشود.

موارد درخواست پروتئین الکتروفورزادرار:

معمولا در صورت وجود علائمی مبنی بر مولتیپل میلوما مانند درد استخوانها و مفاصل، شکستگی های بدون دلیل استخوانها، آنمی، فتق و علائمی از این قبیل این تست در خواست میشود. همچنین در موارردی به عنوان یک تست تکمیلی در دنبال کردن نتایج غیر نرمال سایر تستهای آزمایشگاهی مانند کاهش آلبومین سرم، افزایش یا کاهش پروتئین توتال سرم و افزایش پروتئین ادرار، افزایش کلسیم خون و کاهش گلبولهای سفید و قرمز خون درخواست میشود. معمولا در صورت تائید حضور ناهنجاری و افزایش در باند گاماگلبولینهای الکتروفورز پروتئینهای ادرار روشی دیگر از الکتروفورز به نام Immunofixation Electrophoresis انجام میشود. این تست تائیدی اغلب در موارد مولتیپل میلوما کاربرد دارد.

الکتروفورز پروتئینهای سرم در موارد بیماری های اتوایمیون، بیماری های کبدی و کلیوی، التهابات حاد و مزمن در خواست میشود

. روش انجام تست:

برای انجام این تست ابتدا نمونه مورد نظر که ادرار یا سرم بنا به در خواست پزشک میباشد را به دمای اتاق رساندهخ و سپس مراحل انجام کار را به دقت دنبال میکنیم. مراحل به ترتیب زیر میباشند:

۱- کاغذ استات سلولز که به صورت ژل هایی هستند که برای ۸ نمونه اغلب کاربرد دارند در بافر مخصوص به مدت ۱۰ دقیقه خیسانده.

۲- بعد از ۱۰ دقیقه این کاغذ را از محلول در اورده و بین ۲ کاغذ خشک کن آرام قرار میدهیم تا نم گیری مختصری انجام شود ولی کاغذ نباید خشک شود.

۳--در این مرحله نمونه را توسط اپلیکاتور خاصی که به منظور نمونه گذاری استفاده میشود برروی کاغذ منتقل میکنیم. لازم است که نمونه ها ۵/۱ سانتیمتر از لبه کاغذ و حداقل ۱ سانتیمتر از کناره ها فاصله داشته باشند.

۴--سپس ژل را برگردانده و از پشت داخل تانک الکتروفورز که حاوی بافر مخصوص است قرار میدهیم به طوریکه نمونه در سمت کاتد باشد.

۵- به وسیله ۲ لام تمیز و کاغذ صافی پلی را برای ارتباط بهتر بافر با ژل تهیه میکنیم.

۶-تانک را به منبع تغذیه متصل نموده و با تنظیم دستگاه روی ولتاژ مناسب ( ۱۶۰ ولت) که شدت جریانی حدود ۶-۴ آمپر را فراهم کند جریان الکتریکی برقرار میشود. بعد از چند بار مصرف بافر جریان افزایش میابد که در این زمان بافر تانک باید تعویض گردد و از بافر تازه استفاده نمود.

۷-- بعد از طی زمان حدود ۲۰ دقیقه دستگاه را خاموش کرده و مراحل رنگ آمیزی، رنگ بری، آب گیری وشفاف سازی را انجام میدهیم.

۸- در نهایت باندها به وسیله اسکنر و برنامه مخصوص قرائت میشوند.

در الکتروفورز پروتئین ۵ باند تشکیل مشود که شامل آلبومین ، الفا-۱ گلوبولین، الفا-۲ گلبولین، بتا گلبولبن و گاما گلبولین میباشد. البومین عمده پروتئنیها را تشکیل داده و نزدیک ترین باند به سمت اند را تشکیل میدهد.

 

 

شرایط کاهش و افزایش پروتئین های مختلف:

 ۱-البومین

۱-۱ افزایش آلبومین در شرایط دهیدراتاسون بدن اتفاق میافتد.

۲-۱ کاهش آلبومین : تحت شرایطی مثل سوء تغذیه و سوء جذب، بارداری، بیماریهای کلیوی و کبدی، التهابات و سندرم از دست دادن پروتئین

۲-الفا ۱ گلبولین:

۱-۲ افزایش: بیماری التهابی حاد و مزمن.

۲- ۲ کاهش: بیماری کبدی حاد، امفیزم که در اثر کمبود آلفا-۱ آنتی تریپسین میباشد.

 ۳- الفا ۲ گلبولین:

۱-۳ افزایش: سندرم نفروتیک، التهابات حاد و مزمن

۲-۳ کاهش: بیماری کبدی شدید، همولیز ( کاهش هاپتوگلوبین

 ۴- بتا گلبولین

۱-۴ افزایش: انمی فقر آهن، هایپرکلسترولمی

۲-۴ کاهش: سیروز و سوء تغذیه

 ۵- گاما گلبولین

۱-۵ افزایش: شامل افزایش پلی کلونال در موارد : آرتریت روماتوئید ، لوپوس، بیماری های کبدی مزمن، التهابات حاد و مزمن،سیروز و افزایش منوکلونال شمال مولتیپل میلوما و ماکروگلبولینمی والدنشتروم.

۲-۵ کاهش : نقص ایمنی اکتسابی و اختلالات ارثی نقص ایمنی.

 

نویسنده: افضل نیا - یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩

در بیماری‌های مختلف مقدار هورمون‌ها در خون افزایش یا کاهش می‌یابد. پزشک می‌تواند این گونه بیماری‌ها را با دانستن مقدار یک هورمون در خون تشخیص دهد. از این رو، پس از معاینه‌ی بیمار اگر برخی از نشانه‌های بیماری هورمونی را در او تشخیص دهد، بررسی هورمونی را به بیمار پیشنهاد می‌کند. بیمار به آزمایشگاه تشخیص طبی مراجعه می‌کند و در بخش هورمون‌شناسی از او مقداری خون می‌گیرند و با کمک ابزارها و روش‌های زیست‌شیمیایی میزان هورمون‌ها در خون وی اندازه گیری می‌شود.

 

به طور معمول مقدار هورمون‌ها در خون بسیار پایین است. بنابراین، برای اندازه‌گیری هورمون‌ها باید از ابزارهای بسیار حساسی کمک گرفت تا بتوان مقدار عادی و غیر عادی را از هم تشخیص داد. در همه‌ی روش‌های اندازه‌گیری هورمون‌ها، پادتن‌ها(آنتی‌بادی‌ها) نقش بنیادی دارند. پادتن‌ها مولکول‌های پروتئینی هستند که دستگاه ایمنی در برابر مولکول‌های بیگانه تولید و ترشح می‌کند. هر نوع پادتن فقط به یک نوع مولکول خارجی متصل می‌شود. بنابراین می‌توان با تزریق تک تک هورمون‌ها به جانورانی مانند خرگوش دستگاه ایمنی آن‌ها را به ساختن پادتن‌های ویژه‌ی هر هورمون وادار کرد. برای مثال، با تزریق انسولین انسانی به خرگوش، دستگاه ایمنی جانور که این مولکول را بیگانه تلقی می‌کند به تولید پادتنی می‌پردازد که فقط به انسولین انسانی متصل می‌شود. این پادتن‌ها را می‌توان از خون جانور جدا و برای اندازه گیری هورمون‌ها به کار برد.

 سنجش رادیوایمنی:

اصول سنجش رادیوایمنی از این قرار است:

۱. مقدار زیادی پادتن برای هورمون مورد نظر تهیه می‌شود.

۲. مقداری هورمون خالص با ایزوتوپ رادیو اکتیو نشان‌دار می‌شود.

۳. مقداری از پلاسمای خون فرد مورد نظر با پادتن هورمون و مقدار مشخصی هورمون نشان‌دار مخلوط می‌شود.

در این مخلوط، هورمون موجود در پلاسما با هورمون نشان‌دار بر سر اتصال به پادتن با هم رقابت می‌کنند. در این رقابت مقدار هر کدام از هورمون‌ها(غیر نشاندار و نشاندار) با غلظت آن‌ها متناسب است. اما مقدار پادتن باید کمتر از آن باشد که تمام هورمون نشاندار و هورمون غیر نشان‌دار به آن متصل شوند.

۴. پس از آن‌که رقابت به پایان رسید، مجتمع "هورمون‌پادتن" از بقیه‌ی مخلوط جدا و مقدار هورمون رادیواکتیو با دستگاه رادیو اکتیوسنج اندازه‌گیری می‌شود.

اگر مقدار رادیواکتیو سنجش‌شده بالا باشد، نشان می‌دهد مقدار زیادی هورمون نشان‌دار به پادتن‌ها متصل شده است. بنابراین مقدار اندکی هورمون غیر نشاندار با هورمون نشان‌دار رقابت کرده و بنابراین غلظت هورمون غیر نشان‌دار در پلاسمای مورد سنجش کم بوده است.

اگر مقدار رادیواکتیو سنجش شده پایین باشد، نشان می‌دهد مقدار اندکی هورمون نشان‌دار به پادتن‌ها متصل شده است. بنابراین مقدار زیادی هورمون غیر نشان‌دار با هورمون نشان‌دار رقابت کرده و بنابراین غلظت هورمون غیر نشان‌دار در پلاسمای مورد سنجش زیاد بوده است.

۵. برای این که اندازه‌گیری از حالت کیفی به حالت کمی (مقداری) تبدیل شود، رادیو ایمنی با غلظت‌های مختلف اما مشخصی از هورمون غیر نشان‌دار انجام می‌شود. آنگاه منحنی استانداردی تهیه می‌شود که با داشتن آن می‌توان غلظت یک هورمون را به طور دقیق مشخص کرد.

امروزه همه‌ی مواد لازم برای انجام رادیوایمنی جهت سنجش هورمون‌ها در بسته‌بندی‌های ویژه‌ای به نام "کیت" در اختیار آزمایشگاه‌ها قرار می‌گیرد. چگونگی بهره‌گیری از کیت و در واقع چگونگی انجام رادیوایمنی در دفترچه‌ی راهنمای آن آمده است.

۱. پادتن هورمون مورد نظر به ته لوله‌های ویژه متصل است.

۲. هورمون نشان‌دار و هورمون غیر نشان‌دار به لوله‌ها افزوده می‌شوند.

۳. دو هورمون برای اتصال به پادتن رقابت می‌کنند. هورمون‌هایی که متصل نشده‌اند شسته می‌شوند.

۴. مقدار هورمون نشاندار با دستگاه تعیین و غلظت هورمون غیر نشان‌دار بر پایه‌ی آن محاسبه می‌شود.

سنجش ایمنی‌آنزیم: ELISA

این روش تفاوت بنیادی با سنجش رادیوایمنی ندارد. فقط در این روش به جای ماده‌ی رادیواکتیو از فعالیت آنزیمی بهره گرفته می‌شود. به عبارت دیگر، به جای هورمون نشان‌دار ، هورمونی به کار می‌رود که به آنزیم پراکسیداز متصل است. در صورتی که سوبسترا(ماده واکنشگر)ی این آنزیم در محیط باشد، این آنزیم آن را به فرآورده‌ی رنگینی تبدیل می‌کند. با روش رنگ‌سنجی می‌توان مقدار فرآورده‌ی تولید شده و به عبارتی میزان هورمون نشان‌دار را تعیین کرد. در سنجش ایمنی‌آنزیم نیز تعیین مقدار هورمون در نمونه‌ی پلاسما به کمک منحنی استاندارد انجام می‌شود.

توجه: در این جا اصول کلی سنجش هورمون‌ها بیان شد. جزپیات این کار بر پایه‌ی نوع هورمون یا شیوه‌ی ابداعی شرکتی که کیت را تولید می‌کند ، ممکن است اندکی تفاوت داشته باشد.  


مقدار هورمونها و علتشناسی بیماریها ‌‌‌

در این‌جا با یک مثال می‌خواهیم شرح دهیم که دانستن مقدار هورمون‌ها چگونه به ‍پزشک در تشخیص علت بیماری کمک می‌کند.

همان گونه که می‌دانید غده هیپوفیز فعالیت بیشتر غده‌های هورمونی را تنظیم می‌کند. این غده با رهایی هورمون‌هایی به نام هورمون‌های تحریک‌کننده به درون خون باعث ترشح هورمون‌های دیگری از سایر غده‌ها می‌شود. برای مثال، هورمون تیروئیدی TSH با اثر بر غده‌ی تیروئید باعث افزایش ترشح هورمون‌های تیروییدی( T۳ و T۴ ) از این غده می‌شود. از سوی دیگر، فعالیت ترشحی خود غده هیپوفیز در نظارت بخشی از مغز به نام هیپوتالاموس است. هیپوتالاموس با رهایی هورمون‌هایی به نام هورمون‌های آزادکننده یا بازدارنده باعث ترشح یا مانع ترشح هورمون‌های تحریک‌کننده از هیپیوفیز می‌شود. برای مثال، هورمون هیپوتالاموسی TRH باعث رهایی TSH از هیپوفیز می‌شود. سپس TSH با اثر بر غده‌ی تیروئید بر ترشح T۳ و T۴ از این غده می‌افزاید. در حالت عادی وقتی میزان T۳ و T۴ در خون افزایش می‌یابد این هورمون‌ها با اثر روی هیپوفیز و هیپوتالاموس از میزان ترشح TSH و TRH از غده‌های مربوط، می‌کاهند و به طور غیرمستقیم مانع افزایش بیش از اندازه‌ی خود می‌شوند.

حال بیماری را در نظر بگیرید که نشانه‌های پرکاری تیروئید در او دیده شده است. آیا این بیمار به علت اختلال در کارکرد غده‌ی تیروئید به این عارضه دچار شده یا بیماری او به علت افزایش ترشح TSH از غده‌ی هیپوفیز است؟ اندازه‌گیری هورمون‌های تیروئید( T۳ و T۴ ) و TSH می‌تواند به علت‌شناسی بیماری کمک کند.

• اگر مقدار هورمون‌های تیروئیدی(T۳ و T۴) در خون بالا باشد و مقدار TSH پایین باشد، نشان‌دهنده‌ی این است که پرکاری تیروئید به علت اختلال در خود تیروئید رخ داده است. برای مثال، در بیماری گریوز(Graves) که مهم‌ترین عامل پرکاری تیروئید است، به علت واکنش‌های خودایمنی پادتنی علیه‌ی گیرنده TSH (در سطح سلول‌های غده‌ی تیروئید) ساخته می‌شود. این پادتن باعث تحریک این گیرنده و افزایش تولید و ترشح هورمون‌های تیروئید می‌شود. با افزایش هورمون‌های تیروئیدی مقدار TSH کاهش می‌یابد. از این رو، در این بیماران مقدار T۳ و T۴ بالا و مقدار TSH پایین است. تعیین مقدار پادتن ضد گیرنده‌ی TSH علت‌شناسی را اصمینان‌بخش‌تر می‌کند.

• اگر مقدار هورمون‌های تیروئیدی و مقدار TSH نیز بالا باشد، ممکن است پرکاری تیروئید به علت اختلال در هیپوفیز رخ داده باشد. سرطانی‌شدن هیپوفیز یا مقاومت آن به هورمون‌های تیروئیدی باعث افزایش ترشح TSH می‌شود. TSH با تحریک غده‌ی تیروئید مقدار ترشح T۳ و T۴ را افزایش می‌دهد.(منظور از مقاومت هیپوفیز به هورمون‌های تیروئید این است که این غده در پاسخ به افزایش T۳ و T۴ مقدار ترشح TSH را کاهش نمی‌دهد.)  


یک مثال واقعی

خانمی ۱۶ ساله به علت پوسته پوسته شدن پوست، رکود رشد موها، خستگی و خواب‌آلودگی شدید و اندکی گرفتگی صدا به پزشک مراجعه کرد.

معاینه‌ی پزشک:

۱. کاهش تعداد ضربان قلب واضح است.

۲. همیشه احساس سرما دارد.

۳. زیر چشم‌ها پف‌آلود است.

۴. برون‌ده قلب و حجم خون کاهش یافته است‌.

بررسی آزمایشگاه :

۱. T۳ و T۴ ، بالا

۲. TSH ، بالا

۳. TRH ، پایین

۴. بررسی هیپوفیز، طبیعی

چون مقدار هورمون‌های تیروئید در این بیمار بالاست، وی باید نشانه‌های پرکاری تیروئید(از جمله افزایش ضربان و برون‌ده قلب و احساس گرما و تعرق زیاد) را نشان دهد، اما برعکس نشانه‌های کاهش فعالیت تیروئید را نشان می‌دهد.

به نظر می‌رسد در این بیمار سلول‌های بدن به دلایل ژنتیکی یا عارضه‌ای به هورمون‌های تیروئیدی پاسخ نمی‌دهند. در نتیجه در این بیمار با وجود بالا بودن T۳ و T۴ نشانه‌های کم‌کاری تیروئید دیده می‌شود. چون مقدار هورمون‌های تیروئیدی بالاست، انتظار می‌رود مقدار TSH پایین باشد اما به نظر می‌رسد مقدار TSH به علت مقاومت هیپوفیز به هورمون‌های تیروئیدی افزایش یافته است.

 

منبع : انجمن بیوشیمی ایران

نویسنده: افضل نیا - دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩

توضیح کلی
نشانگان کوشینگ عبارت است از یک اختلال غدد درون ریز که در اثر تولید بیش از اندازه هورمون های کورتیکواسترویید از غدد فوق کلیوی به وجود می آید. در ایجاد این اختلال ، غده فوق کلیوی و غده هیپوفیز دخالت دارند.
علایم شایع
صورت گرد و چشم های پف کرده
صورت به رنگ قرمز گلگون
رشد موهای صورت در خانم ها
تجع چربی در قسمت کمر و پشت ، همراه با به وجود آمدن نواری قرمز روی پوست
فشار خون بالا
تغییرات روانی و عاطفی ، حتی گاهی تا حد روان پریشی
تغییرات عادت ماهانه ، مثل توقف عادت ماهانه ، و افزایش یا نامنظمی دوره خونریزی
بزرگ شدن کلیتوریس
کاهش مقاومت به عفونت
علل
علایم در اثر زیاد ترشح شدن هورمون کورتیرون مانندی که توسط غده فوق کلیوی تولید می شود به وجود می آیند. این افزایش ترشح به علل مختلف ممکن است رخ دهد:
وجود تومور در غده فوق کلیوی
وجود تومور در غده هیپوفیز که باعث ترشح بیش از اندازه هورمونی از غده هیپوفیز می شود که محرک ترشح هورمون کورتیزونی از غده فوق کلیوی است .
استفاده طولانی مدت از داروهای کورتیزونی
عوامل افزایش دهنده خطر
استفاده طولانی مدت از هورمون محرک ترشح هورمون کورتیزوفی برای درمان سرطان هیپوفیز.
پیشگیری
در صورتی که مصرف هورمون محرک ترشح هورمون کورتیزونی یا خود داروهای کورتیزونی برای سایر بیماری ها، مثل آسم ، آرتریت ، بیماری کلیوی ، یا بیماری آدیسون ضروری باشد، دارو را باید با کمترین دوز ممکن و طی کمترین دوره زمانی ممکن مصرف کرد.
عواقب مورد انتظار
اگر اختلال به علت یک تومور غده فوق کلیوی به وجود آمده باشد، می توان با عمل جراحی و در آوردن تومور یا کل غده ، آن را معالجه کرد. اگر هر دو غده فوق کلیوی در آورده شوند، باید تا آخر عمر هورمون های کورتیزونی تحت نظارت دقیق مصرف شوند.
اگر اختلال به علت یک تومور در غده هیپوفیز به وجود آمده باشد، می توان با عمل جراحی و در آوردن تومور (غده هیپوفیز در کف مغز است ) یا اشعه درمانی آن ، بیماری را معالجه کرد. اما تومور ممکن است دوباره باز گردد.
اگر اختلال به علت مصرف طولانی مدت داروهای کورتیزونی یا هورمون محرک ترشح هورمون های کورتیزونی به وجود آمده باشد، ممکن است بتوان با حذف تدریجی این داروها تحت نظارت دقیق ، این اختلال را رو به بهبود برد.
عوارض احتمالی
شکستگی استخوان ها به علت پوکی استخوان
دیابت
زخم معده و دوازدهه (اثنی عشر)
پوکی استخوان
ندرتاً به وجود آمدن تومور هیپوفیز، در صورتی که غدد فوق کلیوی برداشته شوند.


درمان
اصول کلی

اقدامات تشخیصی عبارتند از: آزمایش خون و ادرار از نظر شمارش گلبول های سفید، سنجش کار غده هیپوفیز و غده فوق کلیوی ، اندازه گیری سطح هورمون ها، و عکس برداری از غده هیپوفیز و غده فوق کلیوی
تا آنجا که می توانید اطلاعات خود را در رابطه با این بیماری و درمان آن زیاد کنید.
داروها
داروهایی برای مهار کار غده فوق کلیوی
داروهای کورتیزونی در صورتی که هر دو غده فوق کلیوی باید در آورده شوند.
گاهی مصرف داروهایی به عنوان جایگزین هورمون های هیپوفیز
داروهای ضدفشار خون برای کاهش فشار خون بالا
مکمل های کلسیمی برای درمان پوکی استخوان
امکان دارد مصرف آرام بخش نیز توصیه شود.
فعالیت
محدودیتی برای آن وجود ندارد. با شروع درمان انرژی فرد هم زیاد می شود.
رژیم غذایی
میزان پروتئین و پتاسیم رژیم غذایی باید زیاد، و کالری ، هیدارت کربن و سدیم آن باید کم باشد.
در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان علایم نشانگان کوشینگ را دارید.
اگر علایم عفونت ظاهر شوند مثل تب ، لرز، دردهای عضلانی ، سردرد و سرگیجه
اگر علایم کم بودن دوز استرویید (خستگی ، ضعف ، سرگیجه ) یا زیادی دوز استرویید (تورم در دست ها یا پاها، افزایش وزن ) وجود داشته باشند.

نویسنده: افضل نیا - دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩

کلروفرم مایعی است بی رنگ و غیر قابل اشتعال با بوی مخصوص می‏باشد. یک ماده بیهوشی از راه تنفسی است، برای تهیه فلوروکربن 22سرو کننده، چاشنی و تهیه تترافلورواتیلن و پلی تترافلورواتیلن و سایر مواد شیمیایی به کار برده می‏شود. همچنین به عنوان حلال، تهیه عصاره، حشره کش، مواد نگهدارنده و شیرین کننده محصولات داروئی مورد استفاده قرار می‏گیرد کلروفرم یکی از خطرناک‏ترین هیدروکرین‏های کلردار فرّار می‏باشد. تنفس، بلع و تماس آن با پوست زیان آور است ممکن است سبب بیهوشی، فلج دستگاه تنفسی، توقف ضربان قلب و مرگ دیر رس به علت ضایعات کبدی و کلیوی شود. گاهی به عنوان تدخین استفاده می‏شود. کلروفرم چربی پوست را می‏شوید و یاعث تحریک آن می‏شود. در تماس حاد با کلروفرم علائم مشاهده شده عبارتند از: سر در ، تهواع، احساس مستی، خستگی، گیجی، اضطراب، التهاب، بیهوشی، افت تنفسی، انجماد و مرگ در حالت بیهوشی. مرگ ممکن است در اثر فلج شدن دستگاه تنفسی یا از کار افتادن قلب باشد. در اثر تماس مزمن علائم مشاهده شده عبارتند از: علائم عصبی و گوارشی شبیه افراد معتاد با الکل و همچنین بزرگ شدن کبد، التهاب سمی کبد و تجمع چربی در کبد.

پیشگیری:

باید با کلروفرم در محلهایی که تهویه خوبی دارد کار نمود و استفاده از ماسک، عینک و روپوش مناسب توصیه می‏شود
اساسی برای

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩

1- حلالیت چربی ها:

یکی از آزمایش های ساده برای تشخیص چربی ها آزمایش حلالیت چربی ها در حلال های مختلف است.

چربی ها در حلال های آلی مثل کلروفرم و الکل گرم قابل حل شدن هستند.

اگر الکل (اتانول) را حرارت دهیم قابلیت حل کردن چربی را دارد.اما اگر چربی را در آب بریزیم تشکیل میسل می دهد.در میسل در واقع دم های غیر قطبی در داخل و سرهای قطبی به سمت خارج یعنی آب قرار دارند.مثلا OH کلسترول به سمت آب قرار می گیرد و زنجیره اش به سمت داخل قرار می گیرد.پس پس از ریختن روغن در آبخالت قطره قطره ایجاد می شود اما در حلال های آلی قابل حل هستند.

برای تشخیص اسید های چرب غیر اشباع 3 روش وجود دارد :

2- استفاده از آب برم :

برم در محلول اسید چرب اشباع به رنگ زرد است، اما وقتی آب برم را به یک اسید چرب غیر اشباع اضافه می کنیم آب برم بی رنگ می شود نا زمانیکه تمام باندهای دوگانه اشباع شوند و رنگ زرد تثبیت شود،زیرا برم روی باندهای دوگانه می نشیند.

3- استفاده از ید :

بعد از اضافه کردن ید به محلول اسید های چرب غیر اشباع بی رنگ می شود.در حالیکه در محلول اسید های چرب اشباع به رنگ قهوه ایست.

4- استفاده از پرمنگنات پتاسیم +اسید سولفوریک غلیظ :

در این روش پرمنگنات پتاسیم در محلول آبی تبدیل به هیدروکسی می شود و در مجاورت اسید سولفوریک غلیظ تشکیل ترکیبی به نام اکوپسی می دهد

برای تشخیص کلسترول 2 روش وجود دارد :

5- روش سالکوفسکی :

در این روش به محلول کلسترول (کلسترول + کلروفرم) اسید سولفوریک غلیظ اضافه می کنیم .SO4 به COOH کلسترول می چسبد و کمپلکسی آجری رنگ ایجاد می کند.

6- آزمایش لیبرمن-بورشارد :

در این روش به محلول کلسترول علاوه بر اسید سولفوریک غلیظ ،انیدریک اسید نیز اضافه می کنیم.SO4 به COOH کلسترول می چسبد و همچنین انیدریک استیک به عنوان آبگیر عمل کرده و یک واحد آب از کلسترول جدا می کند و کمپلکس سبز تیره رنگی ایجاد می کند.

آزمایش تشخیص گلیسرول:

7-تشخیص گلیسرول :

در گلیسرول سه عامل الکلی وجود دارد ، گلیسرول در مجاورت یک عامل آب گیر مثل دی سولفات پتاسیم و یا دی سولفات سدیم و بی کربنات سدیم و حرارت ترکیبی آلدهیدی بنام آکرولئین را تشکیل می دهد.این ترکیب به صورت بخارات سفیدی در روی شعله متصاعد می شود که بوی تند و زننده ای دارد.

روش کار :

آزمایش سالکوفسکی :

چند میلی گرم از ماده(کلسترول) را در لوله آزمایش ریخته و در 3 میلی لیتر کلروفرم حل کرده ،3 میلی لیتر H2SO4 خالص به آن می افزاییم و به آرامی تکان می دهیم. صبر می کنیم دو لایه ی محلول جدا شوند.لایه ی بالایی کلروفرم است و لایه ی پایینی آن اسید سولفوریک است که به رنگ آجری است.

آزمایش لیبرمن-بورشارد :

یک نمونه محلول کلروفرمی کلسترول مانند آرمایش فبل تهیه کنید.و به آن 10 قطره انیدریک اسید و 2 قطره H2SO4 غلیظ اضافه کرده و به آرامی تکان دهید و بگذارید بماند.رنگ سبزی نمایان می شود.این آزمایش از سالکوفسکی حساس تر است.

آزمایش تشخیص گلیسرول :

در لوله ی آزمایش کاملا خشکی یک یا دو قطره گلیسرول بریزید و سپس قدری پودر سدیم هیدروژن فسفات به آن اضافه کنید. سپس مخلوط را روی شعله حرارت دهید.

بخارات سفید آکرولئین متصاعد شده بوی مشخصی دارد و یاعث تحریک دستگاه تنفسی می گردد.

آزمایش تشخیص چربی های اشباع نشده :

چند قطره روغن را در 3 میلی لیتر اتانول گرم حل کنید.سپس چند قطره آب برم اضافه کنید و پس از هر قطره لوله را تکان دهید.

روغن باعث بی رنگ شدن آب برم می شود.اگر به جای روغن آب مقطر بریزیم نمی تواند آن را بی رنگ کند.اگر یکباهره خیلی برم بریزیم واکنش برمی گردد و بی رنگ نمی شود.



نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩

شناسایی آمینواسیدها و پروتئین ها


از روش های شیمیایی مختلفی برای تشخیص وجود آمینواسیدها در یک محلول استفاده می شود.

آزمایش های مختلف عبارت اند از :

1_ آزمایش نین هیدرین :

در این آزمایش ترکیبی به نام نین هیدرین با آمینواسید وارد واکنش می شود. در صورت برخورد و مجاورت این دو با یکدیگر ،گروه آمینی و کربوکسیل آمینواسید آزاد می شود . و خود آمینواسید به شکل به شکل یک ترکیب آلدهید CHO_R در می آید. و خود نین هیدرین به ماده ای به نام هیدرین دانتین  تبدیل می شود.

این واکنش برای هر اسیدآمینه ای پیش می رود. اما در اسیدآمینه پرولین تا حدی پیش می رود زیرا گروه متیل موجود در پرولین مانع از کامل شدن آزمایش می شود. به همین دلیل پرولین رنگ زرد ایجاد می کند.

یعنی  به طور خلاصه داریم :

همه آمینواسیدها نین هیدرین کمپلکس ارغوانی

پرولین + نین هیدرین زرد

2_آزمایش زانتو پروتئیک :

این آزمایش برای تشخیص آمینواسیدهای دارای حلقه بنزنی است. مانند: فنیل آلانین، تیروزین، تریپتوفان به طوری که این اسیدهای آمینه در مجاورت اسید نیتریک و کاتالیزور H2SO4  ایجاد دی نیتروتیروزین و فرم کینوئیدی در مجاورت سود، رنگ زرد مایل به نارنجی به خود می گیرد.

3_آزمایش میلون :

این آزمایش برای تشخیص آمینواسید تیروزین می باشد که دارای حلقه فنولی یا اگر این آمینواسید موجود باشد رنگ قرمز خوشرنگی به محلول می دهد.

4_آزمایش هاپکینز_کول :

این آزمایش برای تشخیص آمینواسید تریپتوفان می باشد که دارای حلقه اندولی است.اگر این آمینواسید موجود باشد،رنگ ارغوانی به محلول می دهد.

تریپتوفان + گلی اگزالیک اسید   ←   کمپلکس ارغوانی رنگ

5- آزمایش ساکاگوچی :

این آزمایش برای تشخیص اسید آمینه آرژنین است.

آرژنین ، گروه Rش دارای ساختار گوانیدین می باشد.

در صورت وجود آرژنین رنگ قرمزی در محلول ایجاد می شود.

ریشه گوانیدین   +   آلفا نفتل و هیپوبرمیت سدیم   ←   ترکیب قرمز رنگ

 

6- آزمایش استات سرب :

از این آزمایش برای تشخیص آمینو اسید گوگرددار مثل سیستئین و متیونین استفاده می شود.

در این آزمایش از سود هم استفاده می شود.

اگر سیستئین موجود باشد رسوب سیاه رنگ PbS ایجاد می شود.

7- آزمایش بیوره :

از این آزمایش برای تشخیص وجود پروتئین در محلول استفاده می شود.

به طور کلی از آنجایی که پروتئین ها هم گروه آمین و هم گروه کربوکسیلشان اکثرا درگیر پیوند است، نمی توان از آزمایش های آمینو اسیدی برای تشخیصشان استفاده کرد.

درصورتی که رنگ مایل به بنفش ایجاد شود نشان از وجود پروتئین و مثبت بودن آزمایش است.

8- آزمایش سولفو سالیسیلیک اسید :

یک روش دیگر شنایایی پروتئین استفاده از سولفو سالیسیلیک اسید و یا اسید تری کلرو استیک اسید می باشد.به طوری که این ترکیبات گروه های هیدروکسیل را می پوشانند در نتیجه ساختار پروتئین تغییر کرده و رسوب سفید رنگی ایجاد می کند.

پروتئین +  سولفو سالیسیلیک اسید/اسید تری کلرو استیک اسید      حلقه سفید رنگ مابین آنها

9- آزمایش پاولی :

این آزمایش به هیستیدین و تیروزین و همچنین تریپتوفان جواب مثبت می دهد

این آمینو اسید ها دارای حلقه فنولی و ایمیدازولی هستند.

رنگ قرمز تولیدی در محلول نشان دهنده ی وجود این اسیدهای آمینه است.

سولفانیلیک اسید  + HNO2    +  HCl    ترکیب دی آزونیوم   +    2H2O  

تیروزین  + ترکیب دی آزونیوم        رنگ دی آزوئیک (قرمز)

10- آزمایش مورنر :

این تست  اختصاصا تیروزین را جدا میکند.(فقط حلقه فنولی). به طوری که پودر تیروزین در مجاورت معرف مورنر و گرما به آرامی جوش کرده و رنگش سبز می شود.

روش کار:

1-نین هیدرین :

1-2 سی سی محلول اسید آمینه + چند قطره محلول نین هیدرین  5 ذقیقه در بن ماری جوش

با آب مقطر نیز Blank می گذاریم.

همه آمینواسیدها جواب مثبت می دهند ارغوانی

پرولین  زرد

آب مقطر    بی رنگ

2- گزانتوپروتئیک :

1 سی سی محلول اسید آمینه + 1 سی سی اسید نیتریک غلیظ (زیر هود)   1-2 دقیقه در بن ماری جوش زیر هود

با آب مقطر و یا با آمینو اسید بدون حلقه بنزنی Blank می گذاریم.

آمینواسیدهای دارای حلقه بنزنی جواب مثبت می دهند    رنگ زرد مایل به نارنجی

تا اینجا تغییر رنگ زیاد شدید نیست. در نتیجه محلول را خنک کرده بعد قطره قطره آمونیاک را با احتیاط کامل به محلول می افزاییم تا شدت رنگ بیشتر شود.

گلیسین     بی رنگ

3- پاولی :

1 سی سی + 2 سی سی محلول اسید آمینه   در آب یخ خنک می کنیم

+ 1 سی سی محلول نیتریت سدیم  3 دقیقه در آب یخ می گذاریم

+ 2 سی سی محلول کربنات سدیم

آمینو اسیدهای دارای حلقه فنولی و ایمیدازولی جواب مثبت می دهند  رنگ زرد لیمویی

گلسیسن بی رنگ

تیروزین     زرد لیمویی و شفاف

تریپتوفان     زرد لیمویی و کدر

4- بیوره :

2 سی سی محلول پروتئین + هم حجم آن (2سی سی ) محلول سود 10% + 2-3 قطره سولفات مس

از آمینو اسید به عنوان Blank استفاده می کنیم.

در محلول پروتین هاله دی فازیک و حلقه بنفش  ایجاد می گردد.

تریپنوفان     آبی (رنگ خود سولفات مس )

5- مورنر :

3 سی سی معرف تیروزین (مورنر) + مقداری پودر تیروزین   سرش را با پارافیلم می بندیم و آرام آرام جوش می دهیم

فقط تیروزین چون حلقه فنولی دارد به این تست پاسخ مثبت می دهد. سبز


نویسنده: افضل نیا - یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩

ممکن است باورهای مختلفی از بیماری دیابت در ذهن خود داشته باشید. این نوشته تلاش می‌کند برخی از آنها را در ذهن شما اصلاح کند.

                

دیابت یکی از مشهورترین و قدیمی‌ترین بیماری‌هاست و شاید به همین دلیل است که باورهای نادرست فراوانی به این بیماری تعلق دارد. اگر شما نیز به دیابت مبتلا هستید یا از میان اطرافیان‌تان کسی مبتلا به این بیماری است، ممکن است باورهای مختلفی از این بیماری در ذهن خود داشته باشید که این نوشته تلاش می‌کند برخی از آنها را در ذهن شما اصلاح کند.

1. برخی معتقدند دیابت بیماری افراد خاصی است که بیش از حد قند و شیرینی‌جات مصرف می‌کنند. مصرف زیاد و دایمی مواد قندی به‌خصوص قندهای ساده، می‌تواند در دراز مدت به فرسودگی و خستگی سلول‌های بتا، بینجامد اما این دلیل نمی‌شود که هر کس قند زیاد مصرف می‌کند، مبتلا به دیابت می‌شود.

2. برخی از دیابتی‌ها با طب سوزنی، حجامت، انرژی‌درمانی و... سعی در کنترل قندخون خود دارند. طب سوزنی، حجامت، انرژی درمانی و این قبیل اقدامات، ریشه علمی و آکادمیک در درمان دیابت ندارند و با عوارض همراه‌اند. البته بعضی از داروهای گیاهی و گیاهان دارویی در کاهش قندخون تا حدودی موثرند ولی هرگز نمی‌توانند به تنهایی جای داروهای شیمیایی (قرص‌ها) ضددیابت و یا انسولین را بگیرند.

3. تزریق انسولین موجب تصلب شرایین و افزایش فشار خون می‌شود. خیر. تزریق انسولین به هیچ وجه موجب تصلب شرایین نمی‌شود. پیش از این محققان حدس می‌زدند که ممکن است تزریق انسولین در ایجاد مشکلات ناشی از تصلب شرایین دخیل باشد و یا خود به نوعی موجب بروز آن و نیز افزایش فشار خون گردد، در حالی که ابداً چنین نیست. حتی باور غلطی وجود دارد که تزریق انسولین موجب افزایش وزن و چاقی می‌شود، بنابراین چون یک فرد دیابتی نباید اضافه وزن داشته باشد، پس مصرف انسولین به هیچ‌وجه مناسب نخواهد بود. در پاسخ به این نظریه باید گفت تمامی ‌محققان بر این عقیده‌اند که فواید مصرف انسولین و اهمیت آن در کنترل دیابت و حفظ قندخون در محدوده هدف، بسیار مهم‌تر از افزایش وزن است.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید



4. تا زمانی که مجبور نیستم انسولین تزریق کنم، بیماری‌ام جدی نیست. تعداد قابل‌ملاحظه‌ای از افراد به این باور اعتقاد دارند ولی حقیقت این است که دیابت غیروابسته به انسولین هم اگر تحت کنترل قرار نگیرد، می‌تواند به شکل ویرانگری سطح گلوکز را بالا برد و آنها را دچار عوارض جدی این بیماری کند.

5. تریاک می‌تواند قندخون را کنترل کرده و دیابت را درمان کند و در طب سنتی مصرف کم آن به بیماران دیابتی توصیه می‌شده است. تریاک و یا هر ماده مخدر دیگر هیچ نقشی در درمان اساسی دیابت ندارند. تحقیقات بسیاری نیز در این مورد شده ولی تاثیر تریاک در درمان دیابت به اثبات نرسیده است. مصرف تریاک و اعتیاد به آن، در واقع از چاله به چاه افتادن است و اعتیاد را برای بیمار دیابتی به همراه دارد.

6. افراد دیابتی هرگز نباید شکلات و شیرینی مصرف کنند. فرد دیابتی می‌تواند این‌گونه تنقلات را جزیی از برنامه غذایی روزانه خود به شمار آورد و یا در کنار مصرف آنها به ورزش کردن بپردازد تا قند وارد شده به درون خون سریع‌تر جذب سلول‌ها شود و یا اصطلاحا بسوزد اما در مصرف این خوراکی‌ها باید اعتدال را رعایت کرده و از رژیم غذایی پزشک معالج خود پیروی کند.

بقیش اینجاستنیشخند


ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩

مهمترین گروه از پروتئینها هستند که انجام واکنشهای بیوشیمیایی و سرعت بخشیدن به آنها را بر عهده دارند و به همین دلیل این ترکیبات کاتالیزگرهای زیستی نامیده می‌شوند که به عنوان کاتالیزگرهای یاخته‌ای نیز معروفند.

مقدمه

آنزیمها ترکیباتی هستند که می‌توانند سرعت واکنش را تا حدود 107 برابر افزایش دهند. آنزیم مانند یک کاتالیزگر غیر آلی میزان واکنش را با پایین آوردن انرژی فعال سازی واکنشدما و فشار بالا نیاز دارد. لذا باید در یاخته که شرایط محیطی در آن کاملا ثابت است و انجام چنین واکنشهایی بسیار کند است، مکانیسمی دقیق وجود داشته باشد. این عمل بوسیله آنزیمها صورت می‌گیرد.

کاتالیزورها در واکنشها بدون تغییر می‌مانند، ولی آنزیمها مانند سایر پروتئین‌ها تحت شرایط مختلف پایدار نمی‌مانند. این مواد در اثر حرارت بالا و اسیدها و قلیاها تغییر می‌کنند. کاتالیزورها تاثیری در تعادل واکنش برگشت پذیر ندارند، بلکه فقط سرعت واکنش را زدیاد می‌کنند تا به تعادل برسند. آنزیم‌ها با کاهش انرژی فعال سازی (activation) سرعت واکنش شیمیایی را افزایش می‌دهند.

آنزیمها مولکولهای پروتئینی هستند که دارای یک یا چند محل نفوذ سطحی (جایگاههای فعال) هستند که سوبسترا یعنی ماده‌ای که آنزیم بر آن اثر می‌کند، به این نواحی متصل می‌شود. تحت تاثیر آنزیمها ، سوبسترا تغییر می‌کند و به یک یا تعدادی محصول تبدیل می‌شود.



لازم برای انجام واکنش تسریع می‌کند و برخلاف آن انرژی فعال سازی را با جایرگزین کردن یک سد انرژی فعال سازی بزرگ با یک سد انرژی سازی کوچک پایین می‌آورد. انجام سریع یک واکنش در موقعیت آزمایشگاهی به شرایط ویژه‌ای مانند

img/daneshnameh_up/c/c9/b.6.jpg


تاریخچه

کشف آنزیمها در واقع به پژوهشهای وسیع پاپن و پرسوز وابسته بود. آنان در سال 1833 موفق شدند از جو سبز شده ترکیبی را به نام مالت کشف کنند که نشاستهقند مبدل می‌ساخت و این ترکیب را دیاستاز نامیدند که امروزه به نام آنزیم آمیلازشوان برای نخستین بار آنزیم پپسین را که موجب گوارش گوشت می‌شد، کشف کرد و همین طور ادامه پیدا کرد اما وکونه نخستین کسی بود که آنزیم را بجای دیاستاز بکار برد.
را به معروف است. چند سال بعد

سیر تحولی و رشد

  • بیشتر تاریخ بیوشیمی ، تاریخ تحقیق آنزیمی است. کاتالیز بیولوژیکی برای اولین بار در اواخر قرن 18 طی مطالعات انجام شده بر روی هضم گوشت توسط ترشحات معده انجام شد. بعد بوسیله تبدیل نشاسته به قندهای ساده توسط بزاق ادامه یافت. « لویی پاستور » گفت که تخمیر قند به الکل توسط مخمر

    بوسیله خمیر مایه کاتالیز می‌شود.
  • بعد از پاستور ، « ادوارد بوخنر » ثابت کرد که تخمیر توسط مولکولهایی تسریع می‌گردد که بعد از جدا شدن از سلولها ، همچنان فعالیت خود را ادامه می‌دهند. « فردریک کوهن » این مولکولها را "آنزیم" نامید.

  • جداسازی و کریستالیزه کردن آنزیم « اوره آز » در سال 1926 توسط « جیمز سامند » منجر به رفع موانع در مطالعات اولیه آنزیم شناسی گردید.

ساختار آنزیمها

آنزیمها ماهیتی پروتئینی دارند و ساختار بعضی ساده یعنی از یک زنجیره پلی پپتیدیاسید آمینه تشکیل یافته اما برخی دیگر برای فعالیت خود نیاز به ترکیبات غیر پروتئینی دارند که به نام گروه پروستتیک معروف است و این گروه می‌تواند یک فلز یا یک کو آنزیم
ساخته شده‌اند و بعضی الیگومر هستند. ساختار بعضی از آنزیمها منحصرا از واحدهای
باشد و با آنزیم اتصال محکمی را برقرار می‌کنند. بخش پروتئینی آنزیم (بدون گروه پروستتیک) آپوآنزیم نام دارد و مجموع آنزیم فعال از نظر کاتالیزوری و کوفاکتور مربوطه هولوآنزیم نام دارد.

طبقه بندی آنزیمها

آنزیمها را از نظر فعالیت کاتالیزی به شش گروه اصلی تقسیم می‌کنند.

  • اکسید و ردوکتازها :
    واکنشهای اکسید و احیا (اکسایش – کاهش) را کاتالیز می‌کند (دهیدروژناز).

  • ترانسفرازها : انتقال عوامل ویژه‌ای مانند آمین ، فسفات و غیره را از مولکولی به مولکول دیگر به عهده دارند و مانند آمینو ترانسفرازها که در انتقال گروه آمین فعال هستند.

  • هیدرولازها : واکنشهای آبکانتی را کاتالیز می‌کنند. مانند پپتیدازها که موجب شکسته شدن پیوند پپتیدی می‌شوند.

  • لیازها : موجب برداشت گروه ویژه‌ای از مولکول می‌شوند. مانند دکربوکسیلازها که برداشت دی‌اکسید کربن را برعهده دارند.

  • ایزومرازها : واکنشهای تشکیل ایزومری را کاتالیز می‌کنند. مانند راسه ماز که از L- آلانین ترکیب ایزومریD- آلانین را می‌سازد.

  • لیگازها : آنزیمهایی هستند که باعث اتصال دو مولکول به یکدیگر و ایجاد پیوند کووالانسی بین آنها می‌شوند. مانند استیل کوآنزیم A سنتتاز که موجب سنتز استیل کوآنزیم A می‌گردد.




img/daneshnameh_up/d/d4/b.17.jpg


طرز کار آنزیمها

از ویژگیهای مهم آنزیمها این است که پس از انجام هر واکنش و در پایان آن سالم و دست نخورده باقی می‌مانند و می‌توانند واکنش بعدی را کاتالیز کنند. در یک واکنش ساده ابتدا آنزیم (E) با ماده اولیه یا سوبسترا (S) ترکیب می‌شود و کمپلکس آنزیم – سوبسترا می‌دهد در مرحله بعدی با انجام واکنش ، فراورده یا محصول (P) ایجاد می‌شود و آنزیم رها می‌گردد.

P+E←→ES←→S+E


هر آنزیم بر سوبسترای ویژه خود اثر کرده و فرآورده ویژه‌ای را تولید می‌کند. به این منظور هر آنزیم ساختار سه بعدی ویژه خود را دارا است که آن را برای انجام فعالیت کاتالیزی مناسب می‌سازد و بخشی از آنزیم که با سوبسترا بند و بست می‌یابد، جایگاه فعال نام دارد و در مورد اتصال آنزیم به سوبسترا الگوهایی ارائه شده‌اند که مدل کوشلند که الگوی القایی نام دارد و حالت دست در دستکش را دارد، نشان می‌دهد. بطوری که محل اتصال حالت انعطاف پذیری دارد.

عوامل بازدارنده

بعضی از ترکیبات می‌توانند با آنزیم – سوبسترا ترکیب و فعالیت سوبسترا ایجاد فرآورده اختصاصی سوبسترای آن را تحت تاثیر قرار دهند و در صورتیکه این ترکیبات موجب تشکیل نشدن فراورده شوند، به نام بازدارنده‌های آنزیمی نامیده می‌شوند که به سه نوع زیر موجودند.

  1. بازدارنده‌های رقابتی.
  2. بازدارنده‌های نارقابتی.
  3. بازدارنده‌های بی‌رقابتی.

پروآنزیم یا زیموژن

برخی از آنزیمها ، ابتدا به صورت پروآنزیم یا زیموژن یا آنزیم غیر فعال در سلول ساخته می‌شوند و برای شرکت در واکنش و پدیدار شدن خاصیت کاتالیزوری آنها ، باید بوسیله ماده دیگر به صورت فعال درآیند.

عمل متقابل آنزیم و سوبسترا

اگر چه می‌توان آنزیم و سوبسترا را همانند قفل و کلید تصور کرد، اما این بدان معنی نیست که جایگاه فعال آنزیم ساختمانی سفت و غیر قابل انعطاف است. در بعضی از آنزیمها ، جایگاه فعال فقط بعد از اینکه ماده زمینه به آن متصل شد، دقیقا مکمل سوبسترا می‌شود. این پدیده تناسب القایی نام دارد.

عمل اختصاصی آنزیمها

برخلاف کاتالیزورهای غیر آلی ، فعالیت آنزیم اختصاصی است، یعنی هر آنزیم می‌تواند بر سوبسترای مشخص اثر کند. در عین حال درجات مختلفی از تخصص وجود دارد. علت اختصاصی بودن آنزیمها را باید در ساختار فضایی آن جستجو کرد. بعضی از آنزیمها می‌توانند نه تنها بر روی یک سوبسترای معین اثر کنند، بلکه قادرند بر روی تمام موادی که دارای یک عامل شیمیایی هستند، موثر باشند. در این صورت کلیدی را که مثال زدیم می‌توان به شاه کلیدی تشبیه کرد که قادر است تمام قفل درهای یک راهرو را باز کند.

نامگذاری آنزیمها

در گذشته اسامی آنزیمها بر پایه تخصص آنها یا توان عملشان بر روی یک ماده خاص انتخاب می‌شد. آنزیمهایی که پلی پپتیدها را به قطعات کوچکتری از زنجیرههای پپتیدی یا به اسیدهای آمینه تجزیه می‌کنند، بطور کلی پروتئینازها ، نامیده می‌شوند و ... .

در حال حاضر نامگذاری جدید آنزیمها بطور رسمی بر بنای پیشنهادات کنفرانسهای بین‌المللی بیوشیمی صورت می‌گیرد. در تقسیم‌بندی جدید آنزیمها را بر حسب واکنشهای شیمیایی که رهبری می‌کنند، به 6 گروه تقسم بندی می‌کنند: اکسیدو ردوکتازها - ترانسفرازها - هیدرولازها - لیازها - ایزومرآزها و لیگازها.

چشم انداز بحث

مطالعه آنزیمها دارای اهمیت عملی بی‌اندازه است. بسیاری از بیماریها بخصوص ناهنجاریهای ژنتیکی ارثی ممکن است به علت عبور یا عدم وجود یک یا چند آنزیم باشد. در مورد حالات دیگر بیماری علت ممکن است افزایش فعالیت یک آنزیم باشد. اندازه‌گیری فعالیت آنزیمها در پلاسما ، گویچه‌های قرمز خون یا نمونه‌های بافتی در تشخیص بعضی از بیماریها دارای اهمیت است. بسیاری از داروها اثر خود را از طریق انجام واکنش با آنزیمها اعمال می‌کنند. آنزیمها ابزار عملی مهمی در پزشکی ، صنعت شیمی ، پردازش مواد غذایی و کشاورزی هستند.

نویسنده: افضل نیا - جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩

اطلاعات اولیه

انواع جداسازی‌های مختلف و ساده بر روی کاغذ به عنوان پیشروان کروماتوگرافی کاغذی توصیف شده‌اند. این سیستم معمولا به عنوان نمونه بارزی از سیستم تقسیمی در نظر گرفته می‌شود که در آن فاز ساکن آب است و به وسیله جذب سطحی بر روی مولکول‌های سلولز قرار می‌گیرد و مولکول‌های سلولز نیز به نوبه خود به وسیله ساختار الیافی کاغذ در وضعیت‌های ثابت نگه داشته می‌شود. امروزه ، به هر حال ، مشخص شده است که جذب سطحی اجزای فاز متحرک و حل شونده‌ها و اثرات تبادل یون نیز نقش‌هایی را ایفا می‌کنند و کاغذ به هیچ عنوان تنها به صورت تکیه گاه بی اثر نیست.

سیر تحولی رشد

روش پیشنهادی رانگ در سال 1850 و فرآیندی که آن را تجزیه موئینه‌ای می‌نامند، از جمله آنها می‌باشند. چنین روش‌هایی در واقع بیشتر شبیه کروماتوگرافی جذب سطحی مارتین و سینج در سال 1941 ارائه شد. در سال 1944 کونسدن ، گوردن و مارتین اسیدهای آمینه و پپتیدهای موجود در محصول آبکافت ، پروتئین پشم را به وسیله روشی جدا کردند که در آن به جای ستون پودر از یک صفحه یا نوار کاغذی آویزان در داخل یک ظرف سرپوش‌دار استفاده شده بود.

کاربرد

در ابتدا کروماتوگرافی کاغذی برای جداسازی مخلوط‌های مواد آلی به کار رفت. ولی بعد از آن ، عمدتا به وسیله برستال و پولارد و همکاران آنها ، برای جداسازی یون‌های معدنیآنیون‌ها و هم کاتیون‌ها را به وسیله این روش می‌توان جدا کرد.
به سرعت به کار گرفته شد.


خصوصیت ویژه

یک خصوصیت ویژه روش کروماتوگرافی کاغذی این است که چیزی مربوط به محلول یا گاز خارج شده از ستون که در سیستم‌های معمول مایع یا گاز با آن برخورد می‌کنیم وجود ندارد. ترکیبات جدا شده روی کاغذ مکان‌یابی و شناسایی می‌شوند در نتیجه ، جداسازی به طور نسبتا دائم در روی کاغذ ثبت می‌شود. در این روش اجزای جدا شده جمع آوری نمی‌شوند و احتیاجی به وسایل پیچیده کنترل پیوسته نیست. اندازه گیری کمی ترکیبات جدا شده را می‌توان روی کاغذ انجام داد ولی اگر بخواهند اجرای را از کاغذ خارج کنند. تنها کار لازم این است که قسمت مربوط به هر یک از اجسام را از کاغذ ببرند و هر یک را به طور جداگانه بشویند.

طرح کلی روش

قطره‌ای از محلولحاوی مخلوطی که باید جدا شود را روی یک صفحه یا نوار کاغذ صافی در محل علامت گذاری شده قرار می‌دهند. در این محل ، قطره به صورت یک لکه حلقوی پخش می‌شود. وقتی که لکه خشک شده کاغذ را در یک ظرف مناسب سربسته طوری قرار دهند که یک سر آن در حلال انتخاب شده به عنوان فاز متحرک فرو رود. حلال از طریق الیاف کاغذ در نتیجه عمل موئینگی نفوذ می‌کند و نکته مهم این است که سطح کاغذ نباید کاملا به وسیله حلال پوشانده شود. زیرا در این صورت ، اصلا جدا سازی صورت نمی‌گیرد یا نواحی خیلی پخش می‌شوند.

وقتی که جبهه حلال مسافت مناسبی را طی کرد یا بعد از یک زمان از قبل تعیین شده ، کاغذ را از طرف بیرون آورده ، جبهه حلال را با علامتی مشخص می‌کنند و می‌گذارند تا صفحه خشک شود. وقتی که محل‌های مناطق جدا شده آشکار شدند لازم است که هر یک از اجسام به طور جداگانه شناسایی شوند. در موارد ایده‌آل ، هر جسم با واکنشگر مکان‌یاب ، رنگ مخصوصی می‌دهد که در مورد مواد معدنی بیشتر و درمورد مواد آلیf
کمتر مشاهده می‌شود. ساده‌ترین روش شناسایی بر اساس مقدار R
یعنی نسبت فاصله طی شده به وسیله جبهه حلال است.

خارج کردن جسم از کاغذ

روش‌های ارائه شده مستلزم به کارگیری یک واکنشگر مکان یاب شیمیایی برای تعیین محل لکه هستند، و لکه‌های رنگی اساس ارزیابی را تشکیل می‌دهند. بعضی اوقات می‌توان کمپلکس را شستشو داد و به وسیله روش رنگ سنجی تخمین زد، ولی اگر تغییر شیمیایی قابل قبول نباشد ماده تغییر نیافته را باید شستشو داد. عمل شستشو را می‌توان با وارد کردن تکه کاغذ در یک حلال ، به وسیله استخراج در یک دستگاه سوکسیله ، یا با استفاده از آرایش خاصی ، که در کاغذ یک جریان نزولی کروماتوگرافی ایجاد می‌نماید، انجام داد. برای جداسازی‌های معدنی تکه‌های کاغذ را می‌توان به صورت خاکستر در آورده ، باقیمانده‌ها را در اسید حل کرد. نتایج این روش به اندازه روش شستشو خوب نیستند. از اینرو محلول‌های به دست آمده را می‌توان به وسیله هر روش مناسبی تجزیه کرد، روش‌هایی که اغلب به دنبال روش‌های کروماتوگرافی به کار می‌روند عبارتند از رنگ سنجی و قطبش نگاری.

پیدا کردن یک روش کروماتوگرافی ، که بتواند به طور کمی تمامی اجزای یک مخلوط را جدا کند، مطلقا ضروری نیست. ارزیابی کمی فلزات با قطبش نگاری و ارزیابی کمی مواد آلی مشکل‌تر از فلزات است زیرا ، برای مواد آلی ، روش‌های موجود برای آزمایش محلول حاصل از شستشو محدودتر هستند. ارزیابی مواد آلی معمولا بر روی کاغذ صورت می‌گیرند و بنابراین ، لازم است که هر جسمی از اجسام دیگر به طور کمی جدا شود.

نقایص کروماتوگرافی کاغذی

لکه‌های چند تایی :
در کروماتوگرافی یون‌ها فلزی ، اگر دارای آنیونی متفاوت از آنیون موجود در محلول اولیه باشد، ممکن است رقابتی بین آنیون‌ها برای یون فلزی وجود داشته باشد، که در نتیجه دو لکه به دست می‌آید که هر یک از آنها مربوط به یکی از نمکهای فلزی می‌باشد. ممکن است یون فلزی دو کمپلکس متفاوت با حلال ایجاد کند. در جدا سازی‌های آلی ، ممکن است جسم دو شکل متفاوت وجود داشته باشد. به عنوان مثال یک آمینو اسید می‌تواند به صورت کاتیون و یون دو قطبی باشد.

دنباله دار شدن :
اگر مخلوط یه مقدار زیاد از حد روی کاغذ قرار داده شود، یا سرعت عبور حلال متفاوت باشد، جسم نمی‌تواند برای ایجاد یک لکه مجزا به تعادل برسد. در این صورت این لکه ، در سطح بزرگی از کاغذ پخش شده و از حلال در حال پیشروی عقب می‌ماند. دنباله‌دار شدن ممکن است به سبب اثرات جذبی سطحی تر ایجاد شود.

اثرات لبه یا کناره :
لکه‌ها خیلی نزدیک به کنار نوار ، ممکن است در امتداد کنار کاغذ پخش شوند، عمل نفوذ ممکن است به علت بالا بودن غلظت موضعی فاز متحرک در آن ناحیه ، و یا به علت بالاتر بودن سرعت تبخیر حلال در کنار کاغذ ، که منجر به اثرات تقسیمی غیرعادی می‌شوند، باشد.

روش کمی کروماتوگرافی کاغذی

کاربرد کمی این روش نه تنها احتیاج به یک جداسازی کمی ، بلکه مکان‌یابی و ارزیابی کمی اجسام موجود نیز دارد. یک جداسازی کیفی رضایت بخش ، الزاما برای کار کمی مفید نیست. اندازه گیری کمی را می‌توان یا با سنجش مقدار جسم موجود در لکه روی کاغذ ، یا با خارج کردن جسم از کاغذ و تجزیه اجزای جدا شده به وسیله روش‌های کمی متداول انجام داد. لکه اولیه از نمونه مناسب روی کاغذ قرار می‌دهند، خشک کردن لکه باید تحت شرایط استاندارد زمان و دما صورت گیرد.

در تهیه حلال باید دقت زیادی روی نسبت‌های اجزای صورت گیرد، برقرار ساختن تعادل باید به طور استاندارد انجام گیرد، طول عبور حلال در تمامی نوبت‌ها یکسان باشد، در طول آزمایش ، دما باید ثابت بماند، و خشک کردن ورقه باید در یک زمان و دمای استاندارد انجام گیرد. واکنشگر مکان‌یاب (در صورت استفاده از لکه‌های رنگی) باید به طریق کاملا تکرارپذیر افزوده شود. و هر عمل بعدی ، مانند خشک کردن یا قراردادن در معرض بخار آمونیاک ، باید در مدت استاندارد انجام گیرد. مقدار جسمی که در یک جداسازی کروماتوگرافی باید روی کاغذ قرار گیرد، متغیر است.

موارد استعمال کروماتوگرافی کاغذی

منابع علمی مربوط به روش‌های تجزیه‌ای و بررسی ترکیبات طبیعی نشان می‌دهد که کروماتوگرافی کاغذی در هر رشته‌ای کاربرد دارد. با این همه ، این روش هنوز هم در جداسازی‌های مواد با ماهیت زیستی وسیعترین کاربرد را دارد.

کروماتوگرافی کاغذی اکثرا به عنوان یک وسیله تحقیقاتی به کار می‌رود، و به طور گسترده‌ای در تجزیه‌های روزمره مخصوصا در جداسازی‌های جدیدی که هیچ روش کلاسیک برای آنها وجود ندارد، نیز مورد استفاده قرار می گیرد. روش اخیر در مسائل کلینیکی و زیست شیمیایی ، جداسازی اسیدهای آمینه و پپتیدها در بررسی ساختارهای پروتئین کاربد دارد.

آزمایش روزمره ادرار و سایر مایعات بدن برای اسید آمینه و قند ، جداسازی بازهای پورین و نوکلئوتیدها در آزمایش اسیدهای نوکلئیک ، جداسازی استرئیدها ، تجزیه عمومی ، تجزیه بسپارها ، تشخیص و ارزیابی فلزات در خاک ها و نمونه های زمین شناسی ، بررسی ترکیبات فنلی در عصاره های گیاهی ، جداسازی آلکالوئیدها ، جداسازی ترکیبات علامت دار به وسیله رادیو ایزوتوپ‌ها ، کروماتوگرافی کاغذی برای جداسازی مواد فرار غیر فعال مانند هیدروکربن‌ها و دیگری جداسازی اسیدهای چرب با فراریت بیشتر مناسب نمی باشد.

نویسنده: افضل نیا - جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩

آمیلاز  که جزء  آنزیم های هیدولاز محسوب می شود. در پانکراس  برون ریز و غده های پاروتید  ساخته می شوند وعمل آنها هیدورلیز نشاسته  وتبدیل آن به مالتوز  است. دو نوع آمیلاز  وجود دارد.

الف)بتا آمیلاز  یا آمیلاز باکتری ها که زنجیره های پلی  ساکاریدی  مانند نشاسته  و گلیکوژن را  از قسمت انتهایی  احیا کننده ی  آن ها هیدورلیز می کند  و هربار  یک مولکول مالتوز  به وجود می آورد.

ب)  آلفا آمیلاز  که عمل هیدولیزر آن مرتب نبوده ودر  قسمت های مختلف  زنجیره  اثر می کند.

دو ایزو آنزیم  عمده آمیلاز  مربوط  به پانکراس (p)  وغدد بزاقی (s)  است. PH مطلوب برای این آنزیم  حدود 7 می باشد .یون های  کلر، برم، نیترات  آن را  فعال وسیترات  واگز الات  آن را مهار می کنند. در واقع  آنزیم آمیلاز  نشاسته  را  از محل  پیوندهای  4-1  هیدورلیز می کند. آن را به مالتوز تبدیل  می کند.

آلفا  آمیلاز  موجود در بزاق کمی از  نشاسته را  تبدیل می کند چون مدت توقف غذا  در دهان ناچیز است  ولی قسمت عمده فعالیت این آنزیم مربوط به آمیلاز  پانکراس است. آمیلاز  به  طورطبیعی  از سلول های  آسینار پانکراس به  مجرای  پانکراس  وسپس داوزدهه ترشح  می گردد و در روده به تجزیه  نشاسته  به قندهای  ساده تر  تشکیل دهنده ی  آن کمک  می کند.

آسیب سلول های آسینار پانکراس نیز التهاب یا انسداد در هر قسمتی  از مجاری  پانکراس  یا مجرای  صفرا  وی مشترک سبب برگشت  آمیلاز  به عقب، به داخل  بافت پانکراس می شود.سپس آمیلاز  از طریق  ورید چه ه ا وعروق لنفاوی جذب خون می گردد. و سبب افزایش سطح آمیلاز  در خون می شود. کلیه  به سرعت آمیلاز  را تصفیه می کند و در نتیجه سطح آمیلاز در ادار افزایش می یابد. سطح افزایش یافته ی آمیلاز در خون هیپر آمیلازی نامیده  می شود. برای مثال  در پانکراتیت حاد، مقدار  آمیلاز سرم در مدت 12-2  ساعت شروع  به افزایش می کند در مدت  72-12 ساعت  به اوج می رسد. و در عرض 4-3 روز به علت  تصفیه  آن توسط کلیه ها به وضعیت طبیعی می گردد. در واقع  سطح  آمیلاز  سرم 2-1 روز  بعد از بهبود مرحله ی حاد بیماری  به حد طبیعی  برمی گردد اما در سطح  آمیلاز  ادرار 7-5 روز پس آغاز بیماری بالا باقی می ماند این امر  به تشخیص پانکراست پس از بازگشت  سطح سرمی آن به حالت طبیعی کمک می کند. آزمون آمیلاز ادرار هر دو آزمون های حساسی هستند اما برای اختلالات پانکراس  اختصاصی  نیستند، سایر  بیماری های  غیر پانکراسی هم می توانند سطح  آمیلاز  را در  سرم وادرار  بالا ببرند. برای مثال در التهاب  حاد غدد پاروتید  مانند  اوریون  ونیز در انفارکتوس کلیه، بارداری خارج رحمی، انسداد روده، سکته های  مزانتر و اختلالات  وخیم روده ای  هم مقدار آمیلاز  افزایش می یابد پس باید  علاوه بر آن  آزمون ها به علایم  بیماری  هم توجه  ویژه داشت.

در افراد  مبتلا به موکو ویسیدوز که یک بیماری مادر زادی  پانکراس است سطوح  آمیلاز سرم کاهش می یابد.

نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩


1 واکنش مولیش

این واکنش به تمام قندها جواب مثبت می دهد.

 قندها در مجارت اسیدهای غلیظ آب از دست داده و تبدیل به فورفورال یا مشتقات آن می شوند؛

این جسم با محلول الکلی آلفا- نفتل ماده رنگی ایجاد می کند.



2 - واکنش بارفود (Barfoed)

این واکنش وجود منوساکاریدها را مشخص می نماید.

 به 4 میلی لیتر معرف بارفود یک میلی لیتر از قند مورد آزمایش اضافه می کنیم.

لوله آزمایش را به مدت 3 تا 5 دقیقه در آب جوش قرار می دهیم.

 در منوساکاریدها رسوب قرمز اکسید کوئیورو در ته لوله تشکیل می گردد

این آزمایش را با یک پنتوز (گزیلور)، گلوکز یا فروکتوز، لاکتوز انجام دهید.






ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩


قندها یا ساکاریدها را به سه دسته تقسیم می کنند:


دسته اول - منوساکاریدها


پلی الکلهای 3 تا 7 کربنی هستند که یکی از عاملهای الکلی به عامل کربنیل تبدیل شده است و به ترتیب آنها را تریوز - تتروز- پنتوز- هگزوز- هپتوز می نامند.

منوساکاریدها ممکن است دارای عامل آلدئیدی یا ستنی باشند که در حالت اول آلدوزستوز نامیده می شوند. و در حالت دوم

مهمترین پنتوزها: آرابینوز - گزیلوز - ریبوز و...

مهمترین هگزوزها: گلوکز-مانوز-گلاکتوز-فروکتوز ... می باشند.


دسته دوم - الیگوساکاریدها


از الیگو ساکاریدها، دی ساکاریدها دارای اهمیت بیشتری هستند.
 بعضی از دی ساکاریدها دارای خاصیت احیاکنندگی می باشند مانند: مالتوز و لاکتوز.
 برخی دیگر دارای خاصیت احیاء کنندگی نیستند. مانند ساکارز یا سوکروز.
دسته سوم - پلی ساکاریدها

مهمترین پلی ساکاریدها شامل نشاسته، سلولز و گلیکوژن می باشد

واکنش رنگی قندها

مهمترین واکنش های رنگی قندها به قرار زیرند:

واکنش مولیش : آلفا نفتل + اسید سولفوریک غلیظ ؛

این واکنش برای تمام ساکاریدها مثبت است.

 واکنش بارفود  : استات مس در اسید استیک 1%؛

این واکنش مخصوص منوساکاریدهاست.

واکنش بیال : اورسینول در اسید کلریدریک  +  FeCl3  ؛

 به پنتوزها مانند گزیلوز جواب مثبت می دهد.

 واکنش سلیوانف: رزورسینول در HCl  ؛

 این واکنش مخصوص ستوهگزوزها مانند فروکتوز می باشد آلدوهگزوزها بکندی واکنش می کنند.

 واکنش بندیکت: محلول قلیائی سیترات مس ؛

 این واکنش به تمام قندهای احیاء کننده جواب مثبت میدهد مانند منوساکاریدها  (گلوکز -فروکتوز) و دی ساکاریدهای احیا کننده نظیر لاکتوز و مالتوز

 محلول فهلینگ نیز نظیر بندیکت واکنش می دهد.


واکنش ید :

محلول ید با نشاسته و گلیگوژن ایجاد رنگ می نماید



نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩


 

آزمایش 1 - بهترین طول موج برای اندازه گیری غلظت یک محلول رنگی چیست؟


می دانید که از تجزیه نور سفید نورهای مختلف رنگی حاصل می شود که در  قسمت مرئی دارای طول موجهای زیر می باشد.

     بنفش 420-430،  آبی470-490،    سبز520-550   ، زرد580


انتخاب طول موج مناسب جهت اندازه گیری جذب

 

محلول مورد آزمایش رادرمعرض تابش نورهایی با طول موجهای مختلف قرارداده OD های قرائت شده  را یادداشت می کنیم.

نمودار جذب برحسب طول موج را رسم می کنیم.

طول موج منا سب ،طول موجی است که ماکز یمم جذب را دارد.

روش انجام آزمایش

آزمایش 2 - جهت رسم منحنی دانسیته اپتیک بر حسب غلظت های مختلف:

6 لوله آزمایش انتخاب کرده آن ها را از 1 تا 6 شماره گذاری کنید

به ترتیب در آنها 0 ؛1، 2، 4، 6 و 8 میلی لیتر محلول بروموفنل( mg/L10 )  بریزید.

سپس به ترتیب 10 ، 9 ،8 ، 6 ،4 و2 میلی لیتر آب مقطر بریزید.

صفر دستگاه را با لوله شماره 1 میزان کنید.

مقدار دانسیته اپتیک لوله های بعدی را در 580 میلی میکرون اندازه بگیرید

منحنی تغییرات دانسیته اپتیک بر حسب غلظت محلول رسم نمائید.

در صورتیکه منحنی از قانون بیر متابعت کند به صورت یک خط مستقیم خواهد بود.

 

دو نکته : عملی

1-   در قرائت OD نتایج، زمانی قابل اطمینان است که:

                              0.7 < OD <0.1

بنابر این غلظت مجهول اگر زیاد باشد باید آنرا با حلال مربوطه طوری رقیق نمود که OD آن در حدود بیان شده قرار گیرد.

در این صورت ضریب رقت را باید در محاسبه منظور نمود.

2-            اگر قرائت OD چندین مجهول پشت سر هم بخواهد  انجام گیرد در فواصل قرائت باید دستگاه را با شاهد (BLANK) روی صفر OD تنظیم نمود.







نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩

تعیین و اندازه گیری غلظت یک سری از مواد سرم خون و پلاسما از روش های زیر انجام میگیرد :

1-اسپکتروفتومتر

2-نورسنجی شعله ای

3-جذب اتمی

4-الکتروفورز

یکی از روش های متداول اندازه گیری غلظت یا مقدار ماده شیمیایی استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتری است.که می توان انجام واکنش را با اندازه گیری محصول واکنش بررسی کرد.

اسپکتروفتومتری

در ایام گذشته آزمایش های تشخیص پزشکی توسط پزشکان انجام می شد ( ابوعلی سینا)

در سال 1916 دکتر Todd در دانشگاه کلرادو بخش آسیب شناسی بالینی را ایجاد کرد.

دستگاه رنگ سنج Klett Biocolorimeter در دهه 1930 ابداع شد.

در دهه 1940 فوتومتر و اسپکتروفتومتر ابداع شد (روش های دستی)

در دهه 1950 برای اولین بار توسط شرکت Technicon آمریکا دستگاه اتو آنالایزر به بازار عرضه شد.

 

روش های جذب سنجی

روش های جذب سنجی یکی از قدرتمندترین و رایج ترین روش های اندازه گیری طیف وسیعی از آنالیت ها محسوب می شوند. بسیاری از دستگاه های مورد استفاده در آزمایشگاههای تشخیصی بر پایه اندازه گیری میزان جذب یا عبور انرژی تشعشعی ساخته شده اند.

اسپکتروفتومتر یا فتومتر ابزاری است که برای اندازه گیری انرژی جذبی یا عبوری نور مورد استفاده قرار می گیرد.

تشعشع الکترومغناطیسی (EMR) جریانی از انرژی است که با سرعت نور در جهان انتشار می یابد. و به صورت امواج ماکسول و جریانی از ذرات تحت عنوان فوتون وجود دارد.

طیف فرکانس های EMR از مقادیر بسیار پایین در مورد امواج رادیویی تا مقادیر بالاتر از جمله امواج فرابنفش، اشعه ایکس و اشعه گاما متفاوت است.

 

جنس و خواص نور:

نور در واقع نوعی انرژی با خاصیت دو گانه موج و ذره است.

یک موج الکترومغناطیسی از دو جزء الکتریکی و مغناطیسی با مولفه های عمود بر هم در راستای جهت انتشار تشکیل شده است.

نوری که معمولا در درجه حرارت های بالاتر از مواد ساطع می شود علاوه بر خاصیت الکتریکی دارای خاصیت مغناطیسی نیز می باشد.

قوانین بیر- لامبرت (Beer - Lamberts):

هرگاه یک نور ساده تکفام با شدت  I0عمود بر سطح تابش وارد یک محلول شفاف و یکنواخت به ضخامت L و غلظت C گردد بخشی از آن جذب شده قسمتی منعکس و قسمت دیگر از محلول عبور می کند بنابراین:

                                                     Ir+Ia+lt= I0

Ir: بخش انعکاس یافته است که میزان ناچیزی را به خود اختصاص می دهد.

Ia: بخش جذب شده که به غلظت آنالیت بستگی دارد.

It: بخش عبور کرده از محلول می باشد.

طبق نظر لامبرت هرگاه یک دسته شعاع نور تکفام (I) از محلولی به ضخامت L عبور کند کم شدن شدت نور متناسب با ضخامت محلول خواهد بود dI~L

طبق نظر بیر هرگاه یک دسته شعاع تکفام از محلولی به غلظت C عبور کند کم شدن شدت نور متناسب با غلظت آنالیت در محلول می باشد.

دستگاههایی که برای جذب سنجی به کار می روند عبارتند از: فتومترها و اسپکتروفتومترها. در فتومترها از فیلتر به عنوان تکفام ساز(Monochoromator) استفاده می شود لذا بخش محدودی از طول موج قابل دسترسی می باشد اما در اسپکتروفتومترها منشور و سیستمهای (Grating) به عنوان تکفام ساز عمل می کنند.

 

فتومترها و اسپکتروفتومترها:

اسپکتروفتومترها، تجهیزاتی است که جذب یا عبور طول موج‌های مشخصی از انرژی تابشی (نور) از یک آنالیت را در یک محلول تعیین می‌کنند. به دلیل تفاوت در تعداد و آرایش گروه‌ها، پیوندهای دوگانه اتم‌های کربن در هر مولکول نور را در طول موج‌های خاص با الگوی طیف مشخص، جذب می‌کند. بر اساس قانون بیر- لامبرت، مقدار نوری که در این طول موج مشخص جذب می‌شود مستقیما با غلظت آن نمونه شیمیایی متناسب است. اسپکتروفتومترهای مرئی و فرابنفش، رایج‌ترین دستگاه‌های جذب سنجی در مراکز تشخیصی و آزمایشگاهی است.‏

 

اسپکتروفتومتر نور مرئی

در آزمایشگاه‌ها، بخش گسترده ای از اندازه گیری‌ها بر اساس واکنش‌های جذب سنجی صورت می‌پذیرد. فعالیت اکثر آنزیم‌ها، تری گلیسیرید، کلسترول، لیپو پروتئین‌ها، قند، کراتینین، اوره و...  طیف وسیعی از آنالیت‌ها با کاربردهای بالینی و تحقیقاتی، طیف وسیعی از داروها و بخش گسترده‌ای از متابولیت‌ها با اسپکتروفتومتری قابل سنجش است. بررسی ساختمان مولکولی، شناسائی ترکیبات، مقایسه ساختمان‌ها، یافتن طول موج ماکزیمم جذب و... از دیگر کاربردهای اسپکتروفتومتری در مسائل تحقیقاتی است.‏

 

اجزا دستگاه:

شش قسمت اصلی در ساختمان اسپکتروفتومترها وجود دارد که عبارتند از:

1) منبع نور

2) مونوکروماتور

3) متمرکز کننده پرتو

4) محل نمونه

5) آشکارساز

6) دستگاه نمایش خروجی

 

1) منبع نور:

منبع نور در اثر افزایش حرارت به کمک الکتریسیته در یک لامپ تامین می شود شرایط اصلی این منبع شدت کافی، پایداری و پیوستگی اجزاء آن است. برای تامین نور مرئی از لامپ های تنگستن  (با طول موج تولیدی بین ‏nm‏ 900-330) استفاده می شود. برای تولید پرتوهای فرابنفش از لامپهای هیدروژنی یا دوتریومی (با طول موج nm 450 -200) بهره گرفته می شود.

 

2) تکفام ساز (‏(Monochromator:

این قسمت دستگاه پرتو چند فام را به پرتو تکفام تبدیل می کند این عمل ممکن است توسط منشور یا سیستم گریتینگ انجام شود. فیلترها شیشه های رنگی هستند که بخش اعظم پرتوها را جذب کرده و فقط طول موج های محدودی را عبور می دهند. فیلترها باید پرتویی را که آنالیت جذب می کند از خود عبور دهند. منشورها و سیستم گریتینگ بر اساس اختلاف ضریب شکست می توانند طول موجهایی حتی با پهنای 1/0 نانومتر تولید کنند. سیستم گریتینگ در اصل یک صفحه صیقلی است که تعداد زیادی خطوط نازک و موازی بر روی آن حک شده و کار منشور را به نحو بهتری انجام می دهد.

 

3) متمرکز کننده پرتو (Focusing device):

با ترکیبی از عدسی ها شکاف بین دو تیغه باریک فلزی و آیینه ها در مسیر پرتو تابش پرتوها مواز ی می شوند و با تنظیم عرض شکاف می توان عرض پرتو را تنظیم کرد. هر قدر عرض شکاف نور بکار رفته کمتر باشد کیفیت پرتوها بهتر خواهد بود.

 

4) محل نمونه:

 کووتها (Cuvet) قسمتی از دستگاه هستند که نمونه مورد نظر یا بلانک در آن قرار می گیرد این بخش معمولا به صورت استوانه ای یا مستطیلی بوده از شیشه کوارتز یا پلاستیک ساخته شده است.

کووتهای پلاستیکی و شیشه ای برای محدوده مرئی بکار می روند. به دلیل جذب پرتوهای با طول موج کمتر از 350 نانومتر توسط کووتهای شیشه ای برای محدوده فرابنفش از کووتهای گران قیمت کوارتزی یا سیلیسی استفاده می شود.

 

5) آشکارسازها (Detectors):

آشکارسازها دستگاههایی هستند که یک نوع از انرژی را به نوع دیگری تبدیل می کنند و معمولا به سه گروه اصلی تقسیم می شوند: 1- فتوالکتریکی 2- فتوشیمیایی 3- حرارتی. در دستگاههای اسپکتروفتومتر از آشکارسازهای فتوالکتریکی استفاده می شود. فتوسل و فتوتیوب از ساده ترین آشکارسازها می باشند.

فتوترانزیستورها و فتودیودها نیز برای این منظور استفاده می شوند. برای اندازه گیری نورهای ضعیف از (Photomultiplier Tubes) PMT بهره گرفته می شود. PMTها سریعتر جواب می دهند وعلاوه بر حساسیت بالا با دوام تر از سایر آشکارسازها می باشند.

 

6) دستگاه نمایش خروجی

این قسمت می تواند یک گالوانومتر صفحه ثبات اسیلوسکوپ یا صفحه نمایشگر کامپیوتر با نرم افزارهای متنوع باشد.

 

اسپکتروفتومتر فرابنفش (‏(Ultraviolet

ساختمانی همانند اسپکتروفتومتر نور مرئی داشته و به طول موج‌های نور فرابنفش حساس است.‏

 

اسپکتروفتومتر نشر شعله (‏(Flame

ساختمان این دستگاه شبیه اسپکتروفتومتر یا فتومتر ساده است با این تفاوت که در فتومتر، لامپ الکتریکی و در این دستگاه نور حاصل از سوختن ماده مورد آزمایش در درون شعله به عنوان منبع نوری در نظر گرفته می‌شود. در طیف سنجی نشر شعله، نور حاصل مستقیما اندازه‌گیری می‌شود.

 

اسپکتروفتومتر جذب اتمی (‏Atomic Absorption)

اسپکتروفتومترهای جذب اتمی ‏‎(AAS)‎‏ غلظت عناصر فلزی که از نظر پزشکی برای حفظ سلامتی مهم است را اندازه گیری می‌کند. در خصوص این عناصر می‌توان به کلسیم، منیزیم، مس، روی و آهن اشاره نمود. اسپکتروفتومترهای جذب اتمی همچنین برای تعیین اینکه آیا سطح درمانی داروهایی نظیر لیتیم در خون، تامین شده است یا خیر و همچنین برای آشکارسازی و تعیین کمیت سموم فلزی مورد استفاده قرار می‌گیرد.‏

تعیین طول موج ماکزیمم (maxλ)

محلول 10 میلی گرم در لیتر برومو فنول بلو را تهیه کنید. ابتدا صفر عبور را در حالی که دستگاه خالی است تنظیم کنید. در مرحله بعد به وسیله بلانک ( محلولی که تمام مواد موجود در محلول آزمایش را دارد به جز ماده مورد آزمایش) در دستگاه قرار دهید و دستگاه را روی عدد صد در صد عبور تنظیم نمائید. در این قسمت محلول مورد آزمایش را در طول موج های متفاوت بررسی نمائید و مقدار جذب نور را در آن طول موج ها به دست آورید. در نهایت منحنی مربوط به طول موج های خوانده شده را رسم کنید و حداکثر جذب خوانده شده مربوط به طول موج ها را مشخص نمائید. توجه داشته باشید که برای هر طول موج می بایست دستگاه را با بلانک صفر نمائید.



با توجه به نوع واکنش خودمان طول موج را به دستگاه می دهیم.مثلا آن را روی 350 نانومتر تنظیم می کنیم.مقداری نور از نور عبور یافته توسط دستگاه سلول فتوالکتریک جذب می شود.ونتیجه کار روی گالوانومتر ثبت می شود.مقدار عددی که به دست می آید بستگی به نوع و غلظت ماده مورد نظر دارد.

اسپکتروفتومتری بر اساس دو قانون استوار است :

قانون بیر:

اگر نور تک رنگی از محلولی جاذب و شفاف عبور کند،میزان نور جذب شده با تعداد مولکول های جسم محلول که در مسیر اشعه نوری قرار دارد متناسب است.

قانون لامبرت:

نسبت انرژی نورانی که توسط مولکول های یک ماده در لایه های مختلف محلول جذب می شود ثابت است،و به شدت نور بستگی ندارد.

هر چه طول مسیر عبور نور بیشتر باشد،جذب نور کمتر است.

میزان نور عبور یافته بر حسب درصد نور ورودی نشان داده می شود.

میزان نور عبور یلفته = % Transmitance

میزان نور جذب شده = % Absorbation

اگر هیچ مانعی جلوی عبور نور نباشد میزان عبور نور 100 % است.

اگر جسم کدری جلوی راهش باشد عبور نور 100% نیست بلکه صفر است.

دستگاه اسپکتروفتومتری هم میزان عبور نور و هم میزان جذب نور را نشان می دهد.

فرمول به دست آوردن OD به شکل زیر است:

OD=log١/T +2

اگر هیچ نمونه ای نباشد میزان نور عبور یافته 100% است در نتیجه خواهیم داشت :

OD=log1/100 +2 = log10-2+2 =-2+2 =0                →         OD=0

محلول شاهد یا   blank حاوی تمام مواد است به جز نمونه اصلی.

 

قبل از کار با دستگاه حتماٌ باید با شاهد یاblank،جذب را صفر کنیم. و بعد نمونه را داخل کووت ریخته و در محل مخصوص بگذاریم. بعد از تابش نور با طول موج معین به نمونه،%T آن روی صفحه نمایش داده می شود.هر گاه شیمیایی بر اساس ساختار خود در یک طول موج، بیشترین جذب را دارد که آن λ max می گوییم. مثلا برای پروتئین ها، 280=λmax نانومتراست.

کار با دستگاه اسپکتروفوتومتری :

پیچ 1 (از چپ) : پیچ مربوط به طول موج یاwavelength  می باشد. که با چرخاندن آن می توان دستگاه را رویmax λ مورد نظر تنظیم کرد.

پیچ 2 : از دو نوع پیچ تشکیل شده :

1)    پیچ ماکرو         2) پیچ میکرو

 

هر دوی آنها برای تنظیم کالیبراسیون یا صفر کردن دستگاه به کار می رود. پیچ ماکرو اعدادرا به طور زیاد جابه جا  می کند. و میکرو در حد صدم جابه جا می کند.

پیچ 3 : پیچ کار یاfunction است. اگر آن راروی T% (عبور یا transmittance ) تنظیم کنیم، دستگاه عبور را به ما نشان می دهد. اما اگر روی A%(جذب یاabsorbance )را ست می کنیم، جذب را اندازه می گیرد. و اگر روی Conc  Concentrationیا غلظت تنظیم کنیم، غلظت را اندازه خواهد گرفت.

و پیچ آخر مربوط به اشعه است که شامل 3 انتخاب می باشد : NLR_VIS_UV

UV که همان ultra violent یا فرابنفش است. اگر نور فرابنفش نیاز باشد روی آن ست می شود.(کمتر از 380nm)

VIS که همان visible یا نور مرئی است. اگر نمونه طبیعی باشد روی آن  ست می شود (690nm_380)

NIR که همان near infra ned یا فروسرخ است. بالاتر ازnm 690 است.

 

 


نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩

 

نین هیدرین طی واکنش زیر باعث دآمینه شدن و دکربوکسیله شدن یک اسید آمینه آلفا آمین میشود و اسکلت اسید آمینه به صورت یک آلدئید باقی میماند.

نین هیدرین  با 19 نوع اسید آمینه موجود در ساختمان پروتئینها واکنش نشان میدهد و ترکیب آبی رنگی پدید می آورد که در اثر حرارت تقریبا ارغوانی میشود، پرولین و هیدروکسی پرولین با نین هیدرین رنگ زرد ایجاد میکنند.

بخش عملی

3 میلی لیتر اسید آمینه را در یک لوله آزمایش ریخته و سپس چند قطره نین هیدرین یکدهم درصد در استون به آن اضافه نمائید و پس از مخلوط کردن به مدت 10 دقیقه در حمام آب جوش قرار دهید. ایجاد رنگ آبی متمایل به بنفش نشانه مثبت بودن واکنش یا به عبارت دیگر نشانه وجود اسید آمینه در محیط است.

تهیه نین هیدرین :

l       پودر نین هیدرین :  g5/3

l       استن : ml 50

l       بوتانول : ml 50

     استن و بوتانول را مخلوط کرده و سپس پودر نین هیدرین را اضافه نمایید.

Ø      معرف را در ظرف تیره و در دمای اتاق نگهداری کنید.

روش تهیة ویتامین K1

l       پودر ویتامین K1 :  g2/0

l       اتانول : ml 20 

    پودر ویتامین K1 را روی قطعة کوچکی از فویل آلومینیومی استریل وزن کرده و در شرایط آسپتیک به اتانول در یک بطری استریل اضافه کنید. غلظت محلول ذخیره mg/ml 10 است.

    غلظت نهایی محلول برای محیط های مایع µg/ml 1/0 و برای محیط های آگاردار µg/ml 10 است (یعنی ml 01/0 از محلول ذخیره در یک لیتر براث و ml 1 از محلول ذخیره در یک لیتر آگار). برای رقیق سازی بیشتر از آب مقطر استفاده کنید.

Ø      محلول ذخیره را در ظرف تیره و در یخچال نگهداری کنید.

 



نویسنده: افضل نیا - پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸

رییس دانشکده داروسازی دانشگاه تهران از تولید «گلوتازون» داروی جدید کاهنده قند خون در مبتلایان به دیابت نوع 2 در کشور خبر داد.

به گزارش ایسنا، دکتر عباس شفیعی با اعلام این مطلب به خبرنگاران گفت: «پیوگلیتازون» دارویی است کاهنده قند خون از خانواده دارویی «تیازولیدین دیون» که برای نخستین بار در ایران با نام تجاری «گلوتازون» توسط شرکت داروسازی اسوه تولید شده است.

رییس دانشکده داروسازی دانشگاه تهران در ادامه تصریح کرد: این دارو یکی از داروهای مؤثر در درمان دیابت نوع 2 می‌باشد که موجب کاهش مقاومت بدن نسبت به انسولین شده و در نتیجه باعث استفاده بهتر بافت‌ها از گلوکز شده و میزان قند خون را کاهش می‌دهد و نکته بسیار مهم در مورد این است که می‌توان آن را به صورت یک بار در روز و همراه با غذا یا بدون غذا مصرف کرد.

وی با اشاره به سه داروی عرضه شده در دنیا در این زمینه تحت نام‌های «رزی گلیتازون» و «پیوگیتازون» و «رزالین» افزود: داروی «روزالین» در همان چند سال اول توزیع به علت عوارض کبدی تشخیص داده شده روی بیماران از بازار عرضه جمع آوری شد ولی دو داروی دیگر در حال حاضر مورد استفاده قرار گرفته‌اند و ما برای اولین بار توانستیم نسل جدیدی از این داروها را در ایران تولید کنیم. ما باید سعی کنیم در هر سری دارو حداقل یک دارو در کشور تولید کنیم و در اختیار پزشکان قرار دهیم و خوشبختانه این دارو ساخته شده و در مقایسه با نوع وارداتی این دارو بسیار ارزانتر است.

دکتر شفیعی، مصرف یک بار در روز همراه یا بدون غذا، اثربخشی بیشتر در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، قابلیت مصرف در بیماران مبتلا به نارسایی کلیوی، عدم کاهش بیش از حد قند خون و عوارض ناشی از آن و افزایش میزان HDL(کلسترول خوب) و کاهش میزان تری‌گلیسیرید در بیماران دیابتی را از مزایای داروی گلوتازون برشمرد.

وی در پایان با بیان این که صنعت دارویی کشور تا چند سال دیگر باید وارد بازار تجارت بین‌المللی شود و باید بتوانیم به خوبی به رقابت بپردازیم، اظهار داشت: تبلیغات شدید روی داروهای خارجی که نمونه داخلی آن نیز بسیار خوب ساخته می‌شود باعث از بین بردن صنایع دارویی می‌شود 

نویسنده: افضل نیا - چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸

طبق نتایج تحقیات جدید، تست رایج غربالگری «مرحله پیش از دیابت» در کودکان قابل اعتماد نیست.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران علوم پزشکی تهران، آزمایش استاندارد تشخیص دیابت در کودکان، تست گلوکز ناشتای خون (FBS) است.

تست دیگری که برای تشخیص وجود دارد، تست تحمل گلوکز خوراکی(OGTT) است که نسبت به تست قبلی زمان بیشتری می برد چون یک بار در حالت ناشتا و یک بار دو ساعت پس از نوشیدن محلول قندی از بیمار خون گرفته می شود.

نتایج تحقیقات جدید در دانشگاه «مک مستر» نشان می دهد: تست FBS تنها ‌٨ درصد از کودکان دیابتی را تشخیص می دهد در حالی که میزان تشخیص تست OGTT حدود ‌٢۵ درصد است.

همچنین این محققان معتقدند تست FBS تنها ‌٢/۵ درصد در تشخیص سندرم متابولیک در کودکان موفق است این در حالی است که تست OGTT توانایی تشخیص ‌٨/١٢ از موارد را دارد.

سندرم متابولیک مجموعه ای از عوامل خطر (شامل قندخون بالا) برای بروز دیابت و بیماری های قلبی است.



طبق نظر این محققان، دیابت و سندرم متابولیک در کودکان چاق شایع هستند اما به آسانی با تست های معمولی تشخیص داده نمی شوند.

این دو بیماری، معمولاً نشانه های قبلی ندارند و تشخیص به موقع آنها بسیار مهم است؛ چون با تغییرات رژیم غذایی، ورزش منظم و کاهش وزن صحیح می توان از وقوع آنها جلوگیری کرد و یا بروز آنها را به تأخیر انداخت.

علاوه بر زمان، قیمت و زحمت انجام تست OGTT موجب شده اند که این تست به طور رایج استفاده نشود؛ اما این محققان معتقدند، تست غربالگری کودکان چاق برای مرحله پیش از دیابت و سندرم متابولیک باید تغییر کند.

نویسنده: افضل نیا - سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸


هر شاخه از موی سر انسان دارای یک سیکل رشدی می باشد که به طور ژنتیکی برای آن طراحی شده و این سیکل شامل رشد، پیری و ریزش است به طور متوسط روزانه 50 تا 100 مو میریزد البته در افراد مختلف متفاوت است همچنان که یک مو میریزد موی جدید جای آن را می گیرد. مشکل زمانی آغاز میشود که موهای ریزش یافته بیشتر و سریع تر از موهای رویش یافته جدید باشد و یا رشد موهای جدید ضعیف شود در این حالت بعد از مدتی از تعداد کل موها کاسته شده و فرد متوجه کاهش حجم موهایش می شود . این علت اصلی ریزش مو می باشد عوامل مختلفی می توانند روی سیکل رشد مو اثر کنند و باعث ریزش موقت و یا دائمی شوند شامل:

تلوژن افلوویوم یا ریزش با تاخیر ناشی از استرس

استرس میتواند عامل مهمی ریزش مومحسوب شود. به طور طبیعی 10-5 % از موهای سر در مرحله استراحت به سر میبرند یک استرس شدید باعث میشود درصد زیادی از موها در یک زمان وارد مرحله تلوژن شوند و رشدشان متوقف میشود.چند ماه بعد از استرس وارد شده موهای در حال استراحت دچار ریزش شده و این ریزش به حدی شدید میباشد که باعث نگرانی فرد میشوداین استرس میتواند شامل: یک ضربه روحی ناگهانی (مرگ یکی از نزدیکان ، از دست دادن شغل ، جدایی) یا بیماری (تب شدید، عفونت، آنفلوآنزاو...) یا خستگی شدید ناشی از کار زیاد ، داشتن جراحی.
چون این حادثه چند ماه قبل اتفاق افتاده فرد ریزش موی خود را به آن نسبت نمی دهد این یک شرایط موقتی میباشد و طی چند ماه موهای جدید با سیکل طبیعی شروع به رشد میکنند ودر سیکل آینده درصد زیادی از موها وارد مرحله استراحت نمی شوند .



ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸

هپاتیت (به انگلیسی: Hepatitis) به معنی التهاب کبد است و انواع مختلفی دارد که بعضی از آنها قابل سرایت هستند و برخی مسری نیستند. بیشتر مبتلایان به هپاتیت آنهم از نوع C و B علائمی ندارد. برخی از این بیماران علائم عمومی عفونت ویروسی را نشان می‌دهند از قبیل خستگی، دل درد، درد عضلانی و تهوع و بی اشتهایی، ولی در موارد پیشرفته علائم نارسایی کبدی بروز می‌کند که شامل تورم شکم، اندامها، یرقان و خونریزی‌های گوارشی و ... است .

عامل بیماری هپاتیت یک ویروس است و در ابتدا می‌تواند مثل یک سرماخوردگی بروز نماید. ولی بیماری مزمن هپاتیت "C" بر عکس سرماخوردگی معمولی به دلیل از کار افتادن کبد و مشکل بودن درمان می‌تواند حیات بیمار را تهدید کند .

در ایران بالغ بر ۳٪ افراد آلوده به این ویروس می‌باشند

هپاتیت ویروسی

 
شیوع هپاتیت A در جهان
شیوع هپاتیت C در جهان

در حال حاضر ۸ نوع ازاین ویروس شناخته شده‌است.

  1. هپاتیت نوع A
  2. هپاتیت نوع B
  3. هپاتیت نوع C
  4. هپاتیت نوع D (همیشه همراه با نوع B)
  5. هپاتیت نوع E
  6. هپاتیت نوع F
  7. هپاتیت نوع G

در حال حاضر ۱۰ تا ۱۵ درصد افراد در هیچکدام از این دسته‌ها قرار نمی‌گیرند به همین دلیل می‌شود انتظار ویروس نوع H را نیز داشت.



ادامه مطلب ...
نویسنده: افضل نیا - جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸

مطالعه ی تحقیقی فرامینگام نشان داد افراد دیابتی بیشتر از افراد غیر دیابتی ، مستعد ابتلا به بیماری های قلبی هستند. مطالعه فرامینگام برای تعیین عوامل خطر پیشرفت بیماری قلبی، گروه هایی از افراد جامعه، از جمله افراد دیابتی را بررسی کرد. این مطالعه نشان داد اختلالاتی که از چند جهت، سلامتی را تهدید می نمایند (از جمله بیماری دیابت)، احتمال پیشرفت بیماری قلبی را افزایش می دهند. متاسفانه باید اذعان نمود در افراد مبتلا به دیابت، حتی اگر قند خون هم کنترل شود، میزان خطر ابتلا به حملات قلبی افزایش می یابد، ولی این خطر در صورت عدم کنترل قند خون به مراتب بالاتر خواهد بود.
متن کل خبر : در بیماران دیابتی، خطر ابتلا به بیماری های قلبی بیشتر می باشد و این حالت در دیابت نوع 2 رایج تر است.

مطالعه ی تحقیقی فرامینگام نشان داد افراد دیابتی بیشتر از افراد غیر دیابتی ، مستعد ابتلا به بیماری های قلبی هستند. مطالعه فرامینگام برای تعیین عوامل خطر پیشرفت بیماری قلبی، گروه هایی از افراد جامعه، از جمله افراد دیابتی را بررسی کرد. این مطالعه نشان داد اختلالاتی که از چند جهت، سلامتی را تهدید می نمایند (از جمله بیماری دیابت)، احتمال پیشرفت بیماری قلبی را افزایش می دهند. متاسفانه باید اذعان نمود در افراد مبتلا به دیابت، حتی اگر قند خون هم کنترل شود، میزان خطر ابتلا به حملات قلبی افزایش می یابد، ولی این خطر در صورت عدم کنترل قند خون به مراتب بالاتر خواهد بود.

به غیر از بیماری دیابت، دیگر عوامل خطری که منجر به بروز بیماری های قلبی می شوند شامل : فشار خون بالا ، سیگار کشیدن ، مقدار کلسترول خون بالا و سابقه خانوادگی بیماری قلبی زودهنگام است. هر چقدر فردی عوامل خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری قلبی را داشته باشد، شانس پیشرفت بیماری های قلبی و به دنبال آن مرگ ناشی از بیماری قلبی در وی افزایش خواهد یافت. در افراد دیابتی نیز اگر یک فرد عوامل خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری قلبی را داشته باشد (مثلا کشیدن سیگار)، شانس مرگ ناشی از بیماری قلبی نیز در او افزایش خواهد یافت.

در هر حال متاسفانه احتمال مرگ افراد دیابتی در اثر بیماری های قلبی، نسبت به افراد غیر دیابتی، خیلی بالاتر است.

بنابراین هنگامی که شخصی با یکی از عوامل خطر بیماری قلبی (مثلا فشار خون بالا) دارای شانس معینی برای مرگ ناشی از بیماری های قلبی می باشد، در فرد دیابتی با همان عامل خطر، شانس مرگ 2 تا 4 برابر بیشتر می باشد.

یک مطالعه نشان داد در افراد دیابتی ای که هیچ یک از عوامل خطر بالا را ندارند، احتمال مرگ ناشی از بیماری قلبی، 5 برابر بیش از افراد غیر دیابتی می باشد.

مطالعه دیگری نیز نشان داد افراد دیابتی نسبت به افراد غیر دیابتی که در گذشته سابقه حمله قلبی را داشته اند، بیشتر مستعد ابتلا به حمله قلبی هستند.

بر همین اساس متخصصین دیابت و قلب پیشنهاد می کنند که افراد دیابتی باید مانند افرادی که سابقه حمله های قلبی را داشته اند، در رفع عوامل خطر بیماری های قلبی تلاش کنند، زیرا هم استعداد بیشتری برای ابتلا به حمله قلبی دارند و هم میزان مرگ و میر آنها در اثر بیماری قلبی نسبت به سایر افراد بیشتر است.
علت بروز بیماری های قلبی در افراد دیابتی چیست؟

شایع ترین علت بروز بیماری قلبی در یک فرد دیابتی ، سخت شدن شریان های (سرخرگ های) کرونر و یا آترواسکلروزیس می باشد، که این امر ناشی از تجمع کلسترول در رگ هایی است که مسوول رساندن غذا و اکسیژن به قلب هستند (شریان های کرونر).

نتایج به دست آمده از پژوهش های انجام شده حاکی از آن است که در دیابتی های نوع 2 زمان شروع تجمع کلسترول در دیواره رگ ها، اغلب قبل از افزایش قند خون می باشد. به عبارتی دیگر، معمولا حتی قبل از تشخیص بیماری دیابت نوع 2، زمینه بیماری قلبی پایه ریزی می شود. وقتی پلاک های کلسترول (رسوبات کلسترول) شکسته شوند، می توانند منجر به ایجاد لخته خون در رگ و مسدود کردن جریان خون در رگ های خونرسان قلب گردند که در نهایت منجر به یک حمله قلبی خواهد شد.

مشابه فرایند مذکور می تواند در دیگر شریان های بدن نیز اتفاق بیفتد که مثلا باعث کاهش خونرسانی به مغز و سکته مغزی می گردد، و یا منجر به کاهش خون رسانی به پاها، دست ها و بازوها و بروز بیماری های عروق محیطی می گردد.

بر همین اساس در افراد دیابتی، نه تنها خطر سکته قلبی بالا می باشد، بلکه خطر ابتلا به نارسایی قلبی نیز در آنان زیاد است. نارسایی قلبی یک مشکل بالینی جدی است که در آن قلب نمی تواند خون را به میزان کافی برای فعالیت های بدن پمپاژ کند. این وضعیت در نهایت منجر به تجمع مایع در ریه ها و تنگی نفس می گردد و یا ممکن است مایع در بخش های دیگر بدن (به ویژه پاها) تجمع یابد و باعث ورم یا ادم در اندام تحتانی شود.

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :