─=≡Ξ║ علوم آزمایشگاهی ║Ξ≡=─
صفحات وبلاگ
نویسنده: افضل نیا - جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸

خدایا! عذر می‏خواهم از این که در مقابل تو می‏ایستم و

از خود سخن می‏گویم و خود را چیزی به حساب می‏آورم که تو را

شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل به حساب آورد!

خدایا! تو را شکر می‏کنم که اشک را آفریدی،

که عصاره حیات انسان است، آنگاه که در آتش عشق می‏سوزم،

یا در شدت درد می‏گدازم، یا در شوق زیبایی و ذوق عرفانی

آب می‏شوم، و سروپای وجودم روح می‏شود، لطف می‏شود،

عشق می‏شود، سوز می‏شود، و عصاره وجود بصورت اشک،

آب می‏شود و به عنوان زیباترین محصول حیات، که وجهی به عشق

و ذوق دارد، و وجهی دیگر به غم و درد، بر دامان وجود فرو می‏چکد.

اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد،

و اگر محصول عمرم را بطلبد، اشک را تقدیم خواهم کرد.

خدایا! تو را شکر می‏کنم که به من درد دادی و نعمت درک درد

عطا فرمودی، تو را شکر می‏کنم که جانم را به آتش غم سوزاندی،

و قلب مجروحم را برای همیشه داغدار کردی، دلم را سوختی

و شکستی، تا فقط جایگاه تو باشد.

خدایا! تو را شکر می‏کنم که مرا بی‏نیاز کردی،

تا از هیچ‏کس و از هیچ‏چیز انتظاری نداشته باشم.

خدایا! راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم، که بی‏احترامی

به یک انسان، همانا کفر خدای بزرگ است.

خدایا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده،

تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.

خدایا! خوش دارم گمنام و تنها باشم،

تادر غوغای کشمکش‏های پوچ مدفون نشوم.

خدایا! تو را شکر می‏کنم که لذت معراج را بر روحم ارزانی داشتی،

تا گاه‏گاهی از دنیای ماده درگذرم، و آنجا جز وجود تو را نبینم و

جز «بقاء»ی تو چیزی نخواهم، و بازگشت از «ملکوت اعلی»

برای من شکنجه‏ای آسمانی باشد که دیگر به چیزی دل نبندم

و چیزی دلم را نرباید.


مصطفی چمران

دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه برکلی آمریکا

شهادت 31 خرداد سال60 دهلاویه خوزستان


نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :