نفس آدمها
سربه سر افسرده است
روزگاری است
در این گوشه
پژمرده هوا
**************
روشن است
آتش درون شب
وز پس دودش
طرحی از ویرانه های دور
گر به گوش آید
صدایی خشک
استخوان مرده
**************
شاخه ها 
پژمرده است
سنگ ها
افسرده است
رود می نالد
جغد می خواند
غم بیامیخته
با رنگ غروب
می تراود زلبم
قصه ی سرد :
دلم افسرده
در این تنگ
غروب
هر دم این بانگ
برآرم از دل
وای این شب
چقدر تاریک است
تکیه گاهم اگر امشب
لرزید
بایدم دست به دیوار
گرفت
با نفس های تبسم
پیوندی ست
قصه ام دیگر زنگار
گرفت.
شما مشتری کدام خمیردندان هستید؟ دنیای طعمدار و خمیری خمیردندانها این روزها بسیار شلوغ است و آدم را برای خرید یک خمیر دندان مناسب سر در گم میکند. این مطلب را بخوانید تا خمیر دندانی بخرید که علاوه بر اینکه طعم و رنگ دلخواه شما را دارد، قادر است از پوسیدگی دندانهای شما نیز پیشگیری کند.

خمیر دندانهای ضدپوسیدگی
خمیر دندانهای ضد پوسیدگی، خمیر دندانهایی هستند که دارای مادهای به نام فلوراید هستند، البته فلوراید این روزها بیشتر به خمیردندانها افزوده میشود. خمیر دندانهای حاوی فلوراید اثر کاهشدهندگی پوسیدگی دندانها را بر عهده دارند.
مطالعات نشان میدهد اگر شما در سنین کودکی یعنی حدود 2 سالگی از خمیردندان فلورایددار استفاده کنید و همچنان به مصرف آن در سنین بزرگسالی ادامه دهید، میتوانید تا 44 درصد از پوسیدگی دندانها جلوگیری کنید.
خمیر دندان سفید کننده
اگر شما دنبال خرید این خمیردندانها هستید، دقت کنید که در این نوع خمیردندانها معمولا فرمول آن و یا کلمه فلورایددار به زبان کشور سازنده روی لوله مینویسند. لبخندی سفید با خمیر دندانهای سفید کننده این روزها خیلیها به دنبال خرید خمیر دندانهایی هستند که هر چه بیشتر دندانهایشان را سفید کند و شرکتهای سازنده انواع خمیردندان با هم در رقابت شدید هستند تا خمیردندانهایی را ارایه دهند که مشتریان بیشتری را به خاطر خواص سفید کنندگی بیشتر آن جذب کنند ولی شما باید به عنوان یک مصرفکننده از خمیردندانهای سفید کننده انتظارات منطقی داشته باشد.
این خمیردندانها تا حدی میتوانند دندانهای شما را سفید کنند. این خمیردندانها دارای مواد ساینده و پاککننده صابونی و قوی هستند که موجب تمیزی و سفیدی و شفافیت دندانها میشوند. اگر شما دندانهایی سالم و بدون پوسیدگی دارید، ما خرید این خمیردندانها را به شما توصیه میکنیم ولی اگر دندانهایتان دارای پوسیدگی متعدد و مینای آسیب دیده است، بهتر است دور این خمیردندانها را خط بکشید چون این خمیردندانها دارای مواد شیمیایی قوی هستند و اگر دندانهایتان پوسیده و دارای عیب و نقص باشند این مواد شیمیایی بهطور مستقیم روی عاج قرار گرفته و سبب حساسیت دندانهای شما میشوند.
خمیردندانهای ضدحساسیت
بیشتر شرکتهای تولید کننده خمیردندان در میان محصولات خود، خمیردندانهای ضدحساسیت را هم به بازار عرضه میکنند.
این خمیردندانها مخصوص افرادی است که دندانهای حساسی دارند و با خوردن بستنی و یا آبیخ و یا چای یا قهوه داغ ناگهان در دندانهایشان درد تند و تیزی را احساس میکنند.
اگر شما هم چنین مشکلی دارید یک تیوپ از این خمیردندانها بخرید ولی فراموش نکنید این خمیردندانها برای استفاده روزمره و دایمی نیست. به طور معمول باید دو هفته از این خمیردندانها استفاده کنید و سپس دوباره با خمیردندان معمولی دندانهایتان را مسواک بزنید. سپس با توصیه دندانپزشکتان پس از چند هفته تا برطرف شدن مشکلاتتان یک یا چند دوره دیگر این خمیردندانها را مصرف کنید.
خمیر دندانهای ضد جرم
اگر سیگاری باشید، گاهی وسوسه میشوید که یک خمیر دندان ضد جرم مخصوص سیگاریها بخرید و از شر جرمهای روی دندانها و تغییر رنگهای آن خلاص شوید و البته به سیگار کشیدنتان هم ادامه دهید، ولی ما به شما توصیه میکنیم که از خمیر دندانهای ضد جرم استفاده نکنید.
این خمیردندانها حاوی مواد ساینده زیادی است و هم قطر این ذرات ساینده بزرگ است و هم قدرت سایندگی این ذرات زیاد است، بنابراین اگر شما یک تیوپ از این خمیردندانها بخرید و هر شب از آن استفاده کنید، باید در انتظار سایش مینای دندانهایتان به خصوص در ناحیه طوق دندان که مینای نازکتری دارد باشید.
از این محلهای ساییدگی دندانها حساس میشوند و شما با خوردن هر خوراکی یا نوشیدنی سرد و گرم احساس درد خواهید کرد. ذرات ساینده این خمیردندانها سایش لثهها را هم در پی دارند، بنابراین اگر شما سیگاری نیستید، اصلا چنین خمیردندانهایی را نخرید. اگر هم سیگاری هستید استفاده از این خمیردندانها را به یکبار در هفته و یا هر دو هفته یکبار کاهش دهید.
نتایج مطالعات دانشمندان نشان میدهد، میزان جذابیت چهره بانوان با مقدار هورمون استروژن بدنشان رابطه مستقیم دارد.
« فلانی چه قدر خوشگله؛ به مادرش رفته... آب و هوای شمال خوبه؛ واسه همین مردماش پوست شفافی دارن.....» قطعا شنیدن این حرفها برای شما تازگی ندارد. ولی آیا میدانید واقعا محیط چه تاثیری بر زیبایی دارد؟ و آیا تاثیر توارث بر زیبایی یا نازیبایی آدمها قطعی است؟.
خانمهایی که هورمون استروژن در بدنشان بیشتر ترشح میشود، از زیبایی ظاهری و سلامت پوست و موی بیشتری برخوردارند. نتایج مطالعات دانشمندان اسکاتلندی نشان میدهد، میزان جذابیت چهره بانوان با مقدار هورمون استروژن بدنشان رابطه مستقیم دارد.
برای انجام این مطالعه از چهره بانوان شرکت کننده در این پروژه تحقیقاتی تصویربرداری شد و در هر نوبت تصویربرداری، نمونه ادراری برای تعیین میزان هورمون استروژن بدن در اختیار محققان قرار گرفت.
هورمون استروژن، هورمون جنسی زنانه است که باعث بروز صفات زنانگی در بانوان میشود. میزان هورمون استروژن که در بدن هر زن در دوره هفت ساله بلوغ تولید میشود، تحت تاثیر عوامل ارثی است.
این هورمون بر رشد استخوانها و شکلگیری بافتهای بدن و نیز زیبایی و شادابی زنان تاثیر میگذارد.
شاید تصور کنید به این ترتیب میتوانید با هورمون درمانی و دریافت مقادیر بالاتر استروژن به زیبایی بیشتری دست پیدا کنید اما این محققان تاکید میکنند هر چند بالا بودن میزان این هورمون در بدن دختران جوان بر میزان جذابیت ظاهری آنها میافزاید اما این به آن معنی نیست که برای دست یافتن به زیبایی بیشتر به سراغ هورمون بروند زیرا عوارض نامطلوب و منفی مصرف هورمون اضافی هنوز برای محققان روشن نشده است.
زیبایی، زیبایی میآورد
محققان دانشگاه آبردین، این مطالعه جالب را روی جذابیت چهره افراد مختلف انجام دادهاند. دکتر بنجونز، روانشناس و یکی از اعضای این گروه تحقیقاتی، میگوید:" مطالعات ما نشان میدهد قضاوت اطرافیان درباره همان فرد بر نظر ما درباره جذابیت چهره وی موثر است."
شاید شما هم برای نخستین بار یک بازیگر را در یک فیلم ببینید و اصلا به نظر شما زیبا و جذاب نیاید ولی فقط کافی است بفهمید که او بازیگری است که فلان جایزه مشهور جهانی را دریافت کرده تا داستانهایی اسطورهای درباره جذابیت ظاهری او بر سر زبانها بیفتد و این کمکم روی قضاوت شما درباره زیبایی یا جذابیت او تاثیر بگذارد.
در این لحظات، معمولا ناخودآگاه تلاش میکنید نقاط جذاب چهره او را کشف کنید و کمکم چهره عادی او به نظرتان متفاوت خواهد شد. دکتر جونز و گروهاش، روش جالبی برای انجام این مطالعه در پیش گرفتند.
آنها در ابتدا از گروهی از زنان خواستند که در این مطالعه، شرکت کنند. از سوی دیگر، آنها از یک مرد خوش قیافهخواستند که در چند فیلم ویدیویی بازی کند.
در یکی از این فیلمها، زیبایی ظاهری این مرد در فیلم مورد تحسین اطرافیانش قرار میگرفت ولی در فیلمهای دیگر، سایر بازیگران فیلم به زیبایی ظاهری او اصلا توجهی نداشتند و بیتفاوت از کنار او عبور میکردند.
سپس دانشمندان، این فیلم را به زنانی که در این تحقیق شرکت کرده بودند نشان دادند و با کمال تعجب مشاهده کردند فیلمی که در آن زیبایی نقش اول فیلم مورد تحسین سایر بازیگران قرار میگرفت، زنان نیز آن بازیگر را بسیار زیبا و جذاب ارزیابی میکردند، در حالی که همان چهره در فیلمی دیگر که مورد توجه دیگران قرار نمیگرفت، از سوی گروه دیگری از زنان که آن فیلم را دیده بودند، بسیار عادی و معمولی ارزیابی شده بود.
سرپرست این گروه تحقیقاتی به شوخی میگوید:" مثلا اگر من به همراه یک بازیگر خوشچهره سینما مثل " برادپیت " در خیابان قدم بزنم، بدون شک تمام نگاهها به سوی این بازیگر معروف جلب خواهد شد و زیبایی ظاهری او و بیش از آن، قضاوت و نظریه عمومی افراد جامعه درباره زیبایی چهره او، جذابیت چهرهاش را صدها برابر پررنگتر از من خواهد کرد."
ممکن است باورهای مختلفی از بیماری دیابت در ذهن خود داشته باشید. این نوشته تلاش میکند برخی از آنها را در ذهن شما اصلاح کند.

دیابت یکی از مشهورترین و قدیمیترین بیماریهاست و شاید به همین دلیل است که باورهای نادرست فراوانی به این بیماری تعلق دارد. اگر شما نیز به دیابت مبتلا هستید یا از میان اطرافیانتان کسی مبتلا به این بیماری است، ممکن است باورهای مختلفی از این بیماری در ذهن خود داشته باشید که این نوشته تلاش میکند برخی از آنها را در ذهن شما اصلاح کند.
1. برخی معتقدند دیابت بیماری افراد خاصی است که بیش از حد قند و شیرینیجات مصرف میکنند. مصرف زیاد و دایمی مواد قندی بهخصوص قندهای ساده، میتواند در دراز مدت به فرسودگی و خستگی سلولهای بتا، بینجامد اما این دلیل نمیشود که هر کس قند زیاد مصرف میکند، مبتلا به دیابت میشود.
2. برخی از دیابتیها با طب سوزنی، حجامت، انرژیدرمانی و... سعی در کنترل قندخون خود دارند. طب سوزنی، حجامت، انرژی درمانی و این قبیل اقدامات، ریشه علمی و آکادمیک در درمان دیابت ندارند و با عوارض همراهاند. البته بعضی از داروهای گیاهی و گیاهان دارویی در کاهش قندخون تا حدودی موثرند ولی هرگز نمیتوانند به تنهایی جای داروهای شیمیایی (قرصها) ضددیابت و یا انسولین را بگیرند.
3. تزریق انسولین موجب تصلب شرایین و افزایش فشار خون میشود. خیر. تزریق انسولین به هیچ وجه موجب تصلب شرایین نمیشود. پیش از این محققان حدس میزدند که ممکن است تزریق انسولین در ایجاد مشکلات ناشی از تصلب شرایین دخیل باشد و یا خود به نوعی موجب بروز آن و نیز افزایش فشار خون گردد، در حالی که ابداً چنین نیست. حتی باور غلطی وجود دارد که تزریق انسولین موجب افزایش وزن و چاقی میشود، بنابراین چون یک فرد دیابتی نباید اضافه وزن داشته باشد، پس مصرف انسولین به هیچوجه مناسب نخواهد بود. در پاسخ به این نظریه باید گفت تمامی محققان بر این عقیدهاند که فواید مصرف انسولین و اهمیت آن در کنترل دیابت و حفظ قندخون در محدوده هدف، بسیار مهمتر از افزایش وزن است.
4. تا زمانی که مجبور نیستم انسولین تزریق کنم، بیماریام جدی نیست. تعداد قابلملاحظهای از افراد به این باور اعتقاد دارند ولی حقیقت این است که دیابت غیروابسته به انسولین هم اگر تحت کنترل قرار نگیرد، میتواند به شکل ویرانگری سطح گلوکز را بالا برد و آنها را دچار عوارض جدی این بیماری کند.
5. تریاک میتواند قندخون را کنترل کرده و دیابت را درمان کند و در طب سنتی مصرف کم آن به بیماران دیابتی توصیه میشده است. تریاک و یا هر ماده مخدر دیگر هیچ نقشی در درمان اساسی دیابت ندارند. تحقیقات بسیاری نیز در این مورد شده ولی تاثیر تریاک در درمان دیابت به اثبات نرسیده است. مصرف تریاک و اعتیاد به آن، در واقع از چاله به چاه افتادن است و اعتیاد را برای بیمار دیابتی به همراه دارد.
6. افراد دیابتی هرگز نباید شکلات و شیرینی مصرف کنند. فرد دیابتی میتواند اینگونه تنقلات را جزیی از برنامه غذایی روزانه خود به شمار آورد و یا در کنار مصرف آنها به ورزش کردن بپردازد تا قند وارد شده به درون خون سریعتر جذب سلولها شود و یا اصطلاحا بسوزد اما در مصرف این خوراکیها باید اعتدال را رعایت کرده و از رژیم غذایی پزشک معالج خود پیروی کند.
ادامه مطلب
دید کلی
اسکلت بدن از تعداد زیادی استخوان تشکیل شده است که بعضی از آنها فرد و بعضی دیگر زوج هستند. استخوانها از نظر شکل و اندازه بسیار متفاوت میباشند ولی بطور کلی آنها را به 5 گروه اصلی میتوان تقسیمبندی کرد.
- استخوانهای دراز : استخوان دراز ، از یک تنه تقریبا استوانهای با یک قسمت پهن در دو انتها تشکیل شدهاند. این گروه بیشتر استخوانهای اندامهای فوقانی و تحتانی را در بر میگیرد.
- استخوانهای کوتاه : از نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند ولی بطور کلی میتوان آنها را به شکل مکعب در نظر گرفت. این گروه استخوانهای قسمت پروکسیال دست و پا را در بر میگیرند که به ترتیب استخوانهای کارپال و تارسال
نامیده میشوند. - استخوانهای پهن : استخوانهای پهن در مقایسه با قطرشان سطح پهن دارند و شامل استخوانهای سقف جمجمه و دندهها میباشند.
- استخوانهای نامنظم : استخوانهای نامنظم در نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند و در هیچکدام از گروههای فوق قرار نمیگیرند و شامل استخوانهایی میشوند که ستون فقرات و بعضی از استخوانهای جمجمه را تشکیل میدهند.
- استخوانهای سزامویید (کنجدی) : این استخوانهای در تاندونهای نزدیک مفاصل ظاهر میشوند مهمترین استخوان این گروه ، استخون کشکک میباشد.
ساختمان استخوان
استخوان بافتی است همبندی ، که از سختترین بافتهای بدن انسان بشمار میرود. استخوان از یک ماده بنیادی آلی که در نمکهای غیر آلی ذخیره شدهاند تشکیل شده است. سختی استخوان به سبب وجود همین نمکهای غیر آلی است که تقریبا 60% وزن کل استخوان را تشکیل میدهند. این نمکها عمدتا شامل کلسیم ، فسفات و مقداری منیزیم و کربنات میباشند. خارج کردن نمکهای کلسیم از یک استخوان با قرار دادن استخوان در اسید معدن رقیق امکان پذیر است.
شکل استخوان پس از خارج کردن نمکهای کلسیم بهم نمیخورد ولی نرم میشود. بهطوریکه مثلا یک استخوان دراز را آنقدر میتوان خم کرد که دو انتهای آن به هم برسند. یک غشای همبندی به نام پریوستیوم periosteum سطح خارجی استخوانها را میپوشاند. این غشا در مفاصل حرکتی که با غضروف مفصلی پوشانده شدهاند، وجود دارد. پریوستیوم محتوی یک شبکه عروق خونی است که از طریق آن ، عروق به داخل استخوان نفوذ میکنند. در برش عرضی ، دو گونه استخوان تشخیص داده میشود.
استخوان متراکم
با چشم معمولی و غیر مسلح ، به صورت متراکم و بی شکل دیده میشود، و لایه خارجی استخوان را تشکیل میدهد. موقعی که استخوان متراکم زیر میکروسکوب مورد بررسی قرار میگیرد، واحدهایی با آرایش منظم مشاهده میشوند که سیستم هاورس
نام دارد. سیستم هاورس از قسمتهای ریز تشکیل شدهاست.
- یک حفره مرکزی (مجرای هاورس) که محتوی اعصاب و عروق است.
- دوایر متحدالمرکز استخوانی (لاملا) که حفره مرکزی را احاطه کردهاند.
- لاکونا به فضاهای بین لاملا که محتوی سلولهای استخوانی هستند گفته میشود.
- کانالیکولها ، مجاری باریکی هستند که لاملا عبور کرده و به لاکوما وصل میشوند. از میان همین مجاری است که مواد غذایی بوسیله رگها به داخل مجرای هاورس پخش میشوند.
مابین سیستمهای هاورس مجاور ، لاملاهای دیگر به نام لاملاهای میان بافتی وجود دارند. و دورتادور محل استخوان توسط لاملاهای دیگری به نام لاملاهای محیطی احاطه شده است. مجاری هاورس مجاور هم ، به وسیله مجاری عرضی باریکه (مجاری ولکمن Volkmann's canal) به یکدیگر متصل میشوند و از میان همین مجاری است که رگها از یک سیستم هاورس به سیستم دیگر راه مییابند. گرچه استخوان متراکم با چشم معمولی بی شکل به نظر میآید، ولی میتوان فضاهایی را در آن مشاهده کرد که تفاوت عمده میان استخوان متراکم و اسفنجی در اندازه همین فضاهاست.
استخوان اسفنجی
در رشتههای استخوانی به نام ترابکولا که فضای ما بین آنها توسط چشم معمولی قابل روئیت است تشکیل شده است. مقدار هر یک از دو نوع استخوان فوق ، از استخوانی به استخوان دیگر و از قسمتی از استخوان به قسمتی دیگر فرق میکند. و بستگی به میزان قدرت مورد نیاز آن استخوان دارد. در تنه استخوان مداز ، یک لایه خارجی ضخیم از نوع استخوان متراکم وجود دارد. در صورتی که در یک استخوان نامنظم و یا کوتاه لایه متراکم استخوان نسبتا نازک است.
استخوان اسفنجی دارای لاملاهایی است که از نظر ساختمان شبیه به لاملاهای استخوان متراکم هستند با این تفاوت که فضاهای موجود در استخوان اسفنجی بزرگتر بوده و سیستمهای هاورس فقط در ترابکولهای بزرگ دیده میشوند. استخوان اسفنجی مواد غذایی خود را از رگهای اطراف دریافت میکند.
مغز استخوان
تنه استخوان دراز ، دارای یک حفره مرکزی به نام موولا میباشد. این حفره با مغز استخوان ، که در میان ترابکولهای استخوان اسفنجی نیز دیده میشود، پرشده است. به هنگام تولد تمامی مغز استخوان سلولهای خونی را تولید میکنند که در آن مغز قرمز استخوان گفته میشود. با آغاز دوران بلوغ ، مغز قرمز فقط در استخوانهای جمجمه ، قرقرهها استخوانهای کتف ، ستون مهرهها ، دندهها ، لگن و انتهای فوقانی بازو و رانها یافت میشود. در هر جایی که مغز قرمز توسط مغز زرد یا به عبارت دیگر چربی ، جایگزین شده باشد بافت خونساز کمی در آنجا وجود خواهد داشت.
کارایی استخوان
- استخوان چهارچوب نگهدارنده بافتهای نرم را تشکیل داده و به منزله تکیهگاهی برای تحمل وزن بدن میباشد.
- استخوان اهرمی است که ماهیچهها برای ایجاد حرکت ، فشار خود را بر آن اعمال میکنند.
- استخوان از اترانهای حیاتی خاصی محافظت میکند مانند جمجمه که از مغز حفاظت میکند.
- استخوان از نظر دارا بودن بافت تولید کننده سلولهای خونی ، دارای اهمیت میباشد.
- استخوان منبع تجمع نمکهای کلسیک است.
توسعه و رشد استخوانها
در مدت تکامل بدن انسان ، بیشتر استخوانها ابتدا به صورت غضروف نمایان میشوند. اما تعداد کمی از آنها مانند ترقوه و استخوانهای سقف جمجمه ابتدا توسط پردههای متشکله مزودرم ظاهر شده و هیچ غضروفی ندارند. این تشکیلات اولیه غضروفی پردهای بعدا طی مراحل استخوان سازی به استخوان تبدیل میشوند. بعضی از استخوانها از یک مرکز استخوانسازی منفرد بوجود میآیند. باین معنی که تشکیل استخوان از یک نقطیه در ماده اولیه شروع شد. قوه استخوانی شدن تمام استخوان ادامه مییابد.
استخوانهای دیگر ، مانند استخوانهای مداز ، از بیش از یک مرکز استخوان سازی استخوانی میشوند. بطوری که در بعضی از مراحل رشد، استخوان بوسیله قسمتهای غضروفی به چندین بخش تقسیم میشود. اولین مرکز استخوان سازی که در هر استخوان ظاهر میشود مرکز استخوان سازی اولیه ، و مراکز بعدی ، مراکز استخوان سازی ثانویه نامیده میشوند. مرحله نموی که در آن این مراکز ظاهر میشوند در هر استخوان تقریبا ثابت است. بنابرین تعیین سن یک کودک نرمال با انجام رادیوگرافی از مناطق بخصوصی از اسکلت وی امکان پذیر است.
توسعه و رشد استخوان دراز
در یک استخوان دراز نمونه مرکز استخوان سازی اولیه در مرکز غضروف اولیه ، در حدود هشتمین هفته زندگی جنینی ظاهر شده و تا استخوانی شدن تمام تنه استخوان ادامه مییابد. تنه یک استخوان مداز و در حال رشد دیانیز نامیده میشود و استخوانی شدن دیانیز ، معمولا قبل از تولد کامل میشود.
مقدمه: مواد و روش ها: یافته ها: نتیجه گیری:
تعدادی از بیماران مبتلا به پرکاری و کمکاری تیروئید دچار کم خونی هستند. با توجه به این که تغییرات غلظت هورمون های تیروئید با اثر بر روی تعداد و فعالیت پمپ های سدیم پتاسیم ATPase و نیز ترکیب فسفولیپید و کلسترول غشای گلبول های قرمز می تواند نسبت سطح به حجم و نیز استحکام غشا را تحت تاثیر قرار دهد در این مطالعه مقاومت گلبول های قرمز بیماران مبتلا به پرکاری و کمکاری تیروئید با گروه شاهد مقایسه شده است.
شکنندگی گلبول های قرمز 21 بیمار هیپوتیروئید، 26 بیمار هیپرتیروئید و 24 فرد سالم با هم مقایسه شد. تشخیص عملکرد غدهی تیروئید بر مبنای یافته های بالینی و آزمایشگاهی بود. هیچ کدام از بیماران در زمان تشخیص دارویی مصرف نمی کردند. اندازه گیری هورمون ها و کمیت های بیوشیمیایی سرم با استفاده از روش های رایج انجام شد و تشخیص بالینی توسط یک فوق تخصص غدد گذاشته شد.
نتایج آزمون شکنندگی اسموتیکی گلبول های قرمز در مقابل فشارهای اسمزی مختلف (غلظت های مختلف کلرور سدیم: صفر تا 0.9 گرم در صد) نشان داد که مقاومت گلبول های قرمز بیماران مبتلا به کمکاری تیروئید تفاوتی با افراد سالم ندارد در حالی که مقاومت این سلول ها در بیماران مبتلا به پرکاری تیروئید از افراد طبیعی بیشتر است. همولیز گلبول های قرمز بیماران مبتلا به پرکاری تیروئید در غلظت های 0.45 گرم در صد 30.2±74.6%، (میانگین ± انحراف معیار) به طور معنی دار از میزان همولیز در همان غلظت در افراد شاهد (9.1±93.8%) کمتر بود (p<0.01). در غلظت 0.5 گرم در صد کلرورسدیم نیز میزان همولیز بیماران مبتلا به پرکاری تیروئید (26.0±27.8%) به طور معنی داری از گروه شاهد (27.3±63.5%) کمتر بود (p<0.001).
یافته های این مطالعه نشان دادند کم خونی در بیماران مبتلا به کمکاری یا پرکاری تیروئید مربوط به کاهش مقاومت گلبول های قرمز در مقابل تغییر فشار اسمزی نیست و دلایل دیگری باید مورد توجه قرار گیرد
مهمترین گروه از پروتئینها هستند که انجام واکنشهای بیوشیمیایی و سرعت بخشیدن به آنها را بر عهده دارند و به همین دلیل این ترکیبات کاتالیزگرهای زیستی نامیده میشوند که به عنوان کاتالیزگرهای یاختهای نیز معروفند.
مقدمه
آنزیمها ترکیباتی هستند که میتوانند سرعت واکنش را تا حدود 107 برابر افزایش دهند. آنزیم مانند یک کاتالیزگر غیر آلی میزان واکنش را با پایین آوردن انرژی فعال سازی واکنشدما و فشار بالا نیاز دارد. لذا باید در یاخته که شرایط محیطی در آن کاملا ثابت است و انجام چنین واکنشهایی بسیار کند است، مکانیسمی دقیق وجود داشته باشد. این عمل بوسیله آنزیمها صورت میگیرد.
کاتالیزورها در واکنشها بدون تغییر میمانند، ولی آنزیمها مانند سایر پروتئینها تحت شرایط مختلف پایدار نمیمانند. این مواد در اثر حرارت بالا و اسیدها و قلیاها تغییر میکنند. کاتالیزورها تاثیری در تعادل واکنش برگشت پذیر ندارند، بلکه فقط سرعت واکنش را زدیاد میکنند تا به تعادل برسند. آنزیمها با کاهش انرژی فعال سازی (activation) سرعت واکنش شیمیایی را افزایش میدهند.
آنزیمها مولکولهای پروتئینی هستند که دارای یک یا چند محل نفوذ سطحی (جایگاههای فعال) هستند که سوبسترا یعنی مادهای که آنزیم بر آن اثر میکند، به این نواحی متصل میشود. تحت تاثیر آنزیمها ، سوبسترا تغییر میکند و به یک یا تعدادی محصول تبدیل میشود.
لازم برای انجام واکنش تسریع میکند و برخلاف آن انرژی فعال سازی را با جایرگزین کردن یک سد انرژی فعال سازی بزرگ با یک سد انرژی سازی کوچک پایین میآورد. انجام سریع یک واکنش در موقعیت آزمایشگاهی به شرایط ویژهای مانند
![]() |
تاریخچه
کشف آنزیمها در واقع به پژوهشهای وسیع پاپن و پرسوز وابسته بود. آنان در سال 1833 موفق شدند از جو سبز شده ترکیبی را به نام مالت کشف کنند که نشاستهقند مبدل میساخت و این ترکیب را دیاستاز نامیدند که امروزه به نام آنزیم آمیلازشوان برای نخستین بار آنزیم پپسین را که موجب گوارش گوشت میشد، کشف کرد و همین طور ادامه پیدا کرد اما وکونه نخستین کسی بود که آنزیم را بجای دیاستاز بکار برد.
را به معروف است. چند سال بعد
سیر تحولی و رشد
- بیشتر تاریخ بیوشیمی ، تاریخ تحقیق آنزیمی است. کاتالیز بیولوژیکی برای اولین بار در اواخر قرن 18 طی مطالعات انجام شده بر روی هضم گوشت توسط ترشحات معده انجام شد. بعد بوسیله تبدیل نشاسته به قندهای ساده توسط بزاق ادامه یافت. « لویی پاستور » گفت که تخمیر قند به الکل توسط مخمر
بوسیله خمیر مایه کاتالیز میشود. - بعد از پاستور ، « ادوارد بوخنر » ثابت کرد که تخمیر توسط مولکولهایی تسریع میگردد که بعد از جدا شدن از سلولها ، همچنان فعالیت خود را ادامه میدهند. « فردریک کوهن » این مولکولها را "آنزیم" نامید.
- جداسازی و کریستالیزه کردن آنزیم « اوره آز » در سال 1926 توسط « جیمز سامند » منجر به رفع موانع در مطالعات اولیه آنزیم شناسی گردید.
ساختار آنزیمها
آنزیمها ماهیتی پروتئینی دارند و ساختار بعضی ساده یعنی از یک زنجیره پلی پپتیدیاسید آمینه تشکیل یافته اما برخی دیگر برای فعالیت خود نیاز به ترکیبات غیر پروتئینی دارند که به نام گروه پروستتیک معروف است و این گروه میتواند یک فلز یا یک کو آنزیم
ساخته شدهاند و بعضی الیگومر هستند. ساختار بعضی از آنزیمها منحصرا از واحدهای باشد و با آنزیم اتصال محکمی را برقرار میکنند. بخش پروتئینی آنزیم (بدون گروه پروستتیک) آپوآنزیم نام دارد و مجموع آنزیم فعال از نظر کاتالیزوری و کوفاکتور مربوطه هولوآنزیم نام دارد.
طبقه بندی آنزیمها
آنزیمها را از نظر فعالیت کاتالیزی به شش گروه اصلی تقسیم میکنند.
- اکسید و ردوکتازها :
واکنشهای اکسید و احیا (اکسایش – کاهش) را کاتالیز میکند (دهیدروژناز).
- ترانسفرازها : انتقال عوامل ویژهای مانند آمین ، فسفات و غیره را از مولکولی به مولکول دیگر به عهده دارند و مانند آمینو ترانسفرازها که در انتقال گروه آمین فعال هستند.
- هیدرولازها : واکنشهای آبکانتی را کاتالیز میکنند. مانند پپتیدازها که موجب شکسته شدن پیوند پپتیدی میشوند.
- لیازها : موجب برداشت گروه ویژهای از مولکول میشوند. مانند دکربوکسیلازها که برداشت دیاکسید کربن را برعهده دارند.
- ایزومرازها : واکنشهای تشکیل ایزومری را کاتالیز میکنند. مانند راسه ماز که از L- آلانین ترکیب ایزومریD- آلانین را میسازد.
- لیگازها : آنزیمهایی هستند که باعث اتصال دو مولکول به یکدیگر و ایجاد پیوند کووالانسی بین آنها میشوند. مانند استیل کوآنزیم A سنتتاز که موجب سنتز استیل کوآنزیم A میگردد.
![]() |
طرز کار آنزیمها
از ویژگیهای مهم آنزیمها این است که پس از انجام هر واکنش و در پایان آن سالم و دست نخورده باقی میمانند و میتوانند واکنش بعدی را کاتالیز کنند. در یک واکنش ساده ابتدا آنزیم (E) با ماده اولیه یا سوبسترا (S) ترکیب میشود و کمپلکس آنزیم – سوبسترا میدهد در مرحله بعدی با انجام واکنش ، فراورده یا محصول (P) ایجاد میشود و آنزیم رها میگردد.
هر آنزیم بر سوبسترای ویژه خود اثر کرده و فرآورده ویژهای را تولید میکند. به این منظور هر آنزیم ساختار سه بعدی ویژه خود را دارا است که آن را برای انجام فعالیت کاتالیزی مناسب میسازد و بخشی از آنزیم که با سوبسترا بند و بست مییابد، جایگاه فعال نام دارد و در مورد اتصال آنزیم به سوبسترا الگوهایی ارائه شدهاند که مدل کوشلند که الگوی القایی نام دارد و حالت دست در دستکش را دارد، نشان میدهد. بطوری که محل اتصال حالت انعطاف پذیری دارد.
عوامل بازدارنده
بعضی از ترکیبات میتوانند با آنزیم – سوبسترا ترکیب و فعالیت سوبسترا ایجاد فرآورده اختصاصی سوبسترای آن را تحت تاثیر قرار دهند و در صورتیکه این ترکیبات موجب تشکیل نشدن فراورده شوند، به نام بازدارندههای آنزیمی نامیده میشوند که به سه نوع زیر موجودند.
- بازدارندههای رقابتی.
- بازدارندههای نارقابتی.
- بازدارندههای بیرقابتی.
پروآنزیم یا زیموژن
برخی از آنزیمها ، ابتدا به صورت پروآنزیم یا زیموژن یا آنزیم غیر فعال در سلول ساخته میشوند و برای شرکت در واکنش و پدیدار شدن خاصیت کاتالیزوری آنها ، باید بوسیله ماده دیگر به صورت فعال درآیند.
عمل متقابل آنزیم و سوبسترا
اگر چه میتوان آنزیم و سوبسترا را همانند قفل و کلید تصور کرد، اما این بدان معنی نیست که جایگاه فعال آنزیم ساختمانی سفت و غیر قابل انعطاف است. در بعضی از آنزیمها ، جایگاه فعال فقط بعد از اینکه ماده زمینه به آن متصل شد، دقیقا مکمل سوبسترا میشود. این پدیده تناسب القایی نام دارد.
عمل اختصاصی آنزیمها
برخلاف کاتالیزورهای غیر آلی ، فعالیت آنزیم اختصاصی است، یعنی هر آنزیم میتواند بر سوبسترای مشخص اثر کند. در عین حال درجات مختلفی از تخصص وجود دارد. علت اختصاصی بودن آنزیمها را باید در ساختار فضایی آن جستجو کرد. بعضی از آنزیمها میتوانند نه تنها بر روی یک سوبسترای معین اثر کنند، بلکه قادرند بر روی تمام موادی که دارای یک عامل شیمیایی هستند، موثر باشند. در این صورت کلیدی را که مثال زدیم میتوان به شاه کلیدی تشبیه کرد که قادر است تمام قفل درهای یک راهرو را باز کند.
نامگذاری آنزیمها
در گذشته اسامی آنزیمها بر پایه تخصص آنها یا توان عملشان بر روی یک ماده خاص انتخاب میشد. آنزیمهایی که پلی پپتیدها را به قطعات کوچکتری از زنجیرههای پپتیدی یا به اسیدهای آمینه تجزیه میکنند، بطور کلی پروتئینازها ، نامیده میشوند و ... .
در حال حاضر نامگذاری جدید آنزیمها بطور رسمی بر بنای پیشنهادات کنفرانسهای بینالمللی بیوشیمی صورت میگیرد. در تقسیمبندی جدید آنزیمها را بر حسب واکنشهای شیمیایی که رهبری میکنند، به 6 گروه تقسم بندی میکنند: اکسیدو ردوکتازها - ترانسفرازها - هیدرولازها - لیازها - ایزومرآزها و لیگازها.
چشم انداز بحث
مطالعه آنزیمها دارای اهمیت عملی بیاندازه است. بسیاری از بیماریها بخصوص ناهنجاریهای ژنتیکی ارثی ممکن است به علت عبور یا عدم وجود یک یا چند آنزیم باشد. در مورد حالات دیگر بیماری علت ممکن است افزایش فعالیت یک آنزیم باشد. اندازهگیری فعالیت آنزیمها در پلاسما ، گویچههای قرمز خون یا نمونههای بافتی در تشخیص بعضی از بیماریها دارای اهمیت است. بسیاری از داروها اثر خود را از طریق انجام واکنش با آنزیمها اعمال میکنند. آنزیمها ابزار عملی مهمی در پزشکی ، صنعت شیمی ، پردازش مواد غذایی و کشاورزی هستند.
-

در بیماریهای مختلف مقدار هورمونها در خون افزایش یا کاهش مییابد. پزشک میتواند این گونه بیماریها را با دانستن مقدار یک هورمون در خون تشخیص دهد. از این رو، پس از معاینهی بیمار اگر برخی از نشانههای بیماری هورمونی را در او تشخیص دهد، بررسی هورمونی را به بیمار پیشنهاد میکند. بیمار به آزمایشگاه تشخیص طبی مراجعه میکند و در بخش هورمونشناسی از او مقداری خون میگیرند و با کمک ابزارها و روشهای زیستشیمیایی میزان هورمونها در خون وی اندازه گیری میشود.
-
هورمون های تیرویید و اهمیت سنجش آن ها

هورمون های تیروئید ( T۳ و T۴ ) از اسید آمینه تیروزین مشتق می شوند. حدود ۹۵ درصد هورمونی که از غد ه تیروئید ترشح می شود ، به صورت T۴ ( تیروکسین) است. با وجودی که میزان ترشح T۳ از غده تیروئید بسیار ناچیز است، این هورمون نقش اصلی را ایفا می کند. بخش زیاد T۳ موجود در خون از تبدیل T۴ به T۳ در بافت های محیطی از جمله کبد، کلیه و جفت بوجود می آ ی د. البته بافت هایی چون مغز و هیپوفیز نیز می توانند T۴ را به T۳ تبدیل کنند، اما T۳ حاصل وارد خون نمی شود و اثر خود را در همان مکان بر جای می گذارد . به طور کلی، ۸۰ درصد T۳ موجود در خون در کبد و ۲۰ درصد آن در تیروئید ساخته می شود
نقش های زیستی
افزایش میزان سوخت و ساز پایه اثر اصلی هورمون های تیروئید است. این هورمون ها سوخت و ساز قندها و چربی ها را افزایش می دهند. آنها باعث تحریک ساختن پروتئین نیز می شوند. بنابراین هورمون های تیروئید برای رشد طبیعی ضروری هستند. از نقش های دیگر آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-
کم کاری تیروئید چیست؟
کم کاری تیروئید چیست؟
هیپو تیروئیدی یا کم کاری تیروئید (غدد تیروئید کم فعال) زمانی اتفاق می افتد که غده تیروئید میزان هورمون تیروئید کمتر از حد طبیعی تولید کند. نتیجه این اتفاق کاهش بسیاری از فعالیتهای بدن است. گرچه کم کاری تیروئید می تواند موقتی باشد، ولی معمولاً یک وضعیت دائمی است. برخی مطالعات نشان می دهند که ۱۰ درصد زنان و ۳ درصد مردان کم کاری تیروئید دارند.
نشانه های هیپوتیروئیدی چیست؟
در مراحل ابتدایی ممکن است علائم کمی بروز کند چرا که بدن توانایی جبران نسبی غده تیروئید از کار افتاده را با افزایش تحریک آن دارد. این مسئله بسیار شبیه فشار دادن پدال گاز برای حرکت با سرعت قبلی در وقتی که ماشین از تپه بالا می رود است. به هرحال به دلیل آنکه تولید هورمون تیروئید کاهش یافته و متابولیسم بدن کند شده است نشانه های مختلفی می تواند بروز کند.
- خستگی فراگیر
- خواب آلودگی
- فراموشکاری
- مشکلات یادگیری
- ناخن و موی خشک و شکننده
- پوست خشک و خارش دار
- صورت پف آلود
- یبوست
- ناراحتی عضلات
- اضافه وزن و احتباس ادراری
- جریان قاعدیگی سنگین یا غیر طبیعی
- افزایش فراوانی سقط
- افزایش حساسیت به داروها
علل هیپو تیروئیدی چیست؟
هیپوتیروئیدی خود ایمنی
دستگاه ایمنی بدن می تواند واکنشی در غده تیروئید ایجاد کند که باعث کم کاری تیروئید می شود و اکثر اوقات باعث گواتر می گردد (بزرگی تیروئید). دیگر بیماریهای خود ایمنی ممکن است همراه با این اختلال بوده و سایر اعضای خانواده نیز دچار این حالت باشند.
درمان با ید رادیو اکتیو
هیپو تیروئیدی به میزان زیادی پس از استفاده از ید رادیواکتیو به عنوان یک هدف درمانی برنامه ریزی شده برای پر کاری تیروئید اتفاق می افتد.
-
نقش هورمون پاراتیرویید بر قامت بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور
نقش هورمون پاراتیرویید بر قامت بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور
خلاصه
سابقه و هدف: تغییرات استخوانی یکی ازعوارض بیماری بتاتالاسمی ماژور است که هنوز دلیل آن مشخص نمیباشد. تنها در چندین گزارش متابولیسم مواد معدنی استخوانی و هورمون پاراتیرویید (PTH) در این بیماران مورد بررسی قرار گرفته است، با در نظر گرفتن این نکته که تعداد بیماران تالاسمی ماژور در منطقه کرمان زیاد میباشند، در این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر در متابولیسم استخوانی شامل هورمون پاراتیرویید، کلسیم یونیزه، فسفر معدنی، و آنزیم فسفاتاز قلیایی این بیماران در گروههای سنی مختلف پرداختیم.
مواد وروشها: در یک مطالعه مقطعی، از ۲۰۰ بیمار که جهت دریافت خون به درمانگاه تالاسمی کرمان مراجعه نمودند، مقدار۵ میلی لیتر خون گرفته شد. بیماران به پنج گروه سنی (کمتر یا مساوی ۲ سال، ۷-۳، ۱۲-۸، ۱۶-۱۳ و ۲۴-۱۷ ساله) تقسیم شدند، و نتایج آنان با نتایج ۸۳ فرد سالم مقایسه گردید. به علاوه، پرسشنامهایی برای تمام بیماران و گروه کنترل که شامل اطلاعاتی از قبیل میزان قد، وزن و علایم کمبود کلسیم بود، توسط پزشک تکمیل گردید. برای بررسی آماری قد و وزن، بیماران به ۲۴گروه بر اساس سن آنان تقسیم گردیدند.
یافتهها: نتایج آماری نشان داد که غلظت سرمیPTH و کلسیم یونیزه گروههای بیمار در مقایسه با گروههای کنترل کاهش یافته (۰۰۱/۰p<
، در صورتی که غلظت سرمی فسفر معدنی آنان افزایش نشان داد (۰۱/۰p<
. به علاوه، آنزیم فسفاتاز قلیایی بیماران تنها در گروه کودکان کمتر یا مساوی دو سال، به طور معنیداری بیشتر از گروه کنترل میباشد (۰۵/۰p<
، و در دیگر گروهها تفاوتها معنیدار نبود. علایم کمبود کلسیم شامل احساس خارش در عضلات در ۲۸ %، گرفتگی عضلات در ۷%، و تشنج در ۵/۷ % بیماران مشاهده گردید. مقایسه آماری قد و وزن بیماران و گروههای کنترل نشان داد که تنها بیماران زیر یک سال دارای قد و وزن طبیعی بودند و قد و وزن دیگر بیماران در مقایسه با گروههای کنترل تفاوت معنیداری نشان داد (۰۵/۰p<
، که با افزایش سن این تفاوتها واضح تر بودند (۰۰۱/۰p<
.نتیجهگیری: ۵/۸۹ % بیماران دارای فریتنی بیشتر از ۱۵۰۰ نانوگرم در میلیلیتر بوده، و ۹۱% آنها مصرف دسفرالآمین منظمی نداشتند، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که عدم ترشح کافی PTH که به دنبال افزایش رسوب آهن در بافتها پدیدار میگردد، دلیل کاهش کلسیم یونیزه و افزایش فسفر این بیماران میباشد. و همین تغییرات میتواند احتمالاً یکی از علل کوتاهی قد و کاهش وزن بیماران مذکور باشد.
-
دستگاههای گاماکانتر
آنالایزرهای سنجش ایمنی رادیو اکتیو خودکار، نیمه خودکار و شمارشگرهای گاما
آنالایزرهای ایمنی رادیو اکتیو و شمارشگرهای گاما ، ضمن آشکار سازی مقدار وکمیت هورمونها ، ویتامین ها ، داروها ، آنتی ژنهای سرطان ، آنزیم ها و گیرنده ها ، ویروس ها ، آنتی بادی ها ، پلی پپتید ها وسایر پروتئین ها را تعیین میکند.
آنالایزرها سنجش ایمنی رادیواکتیو ، تکنیک تحلیل ویژه وحساسی را برای اندازه گیری آنالیتها در نمونه های بیمار (سرم ، ادرار وسایر مایعات بدن ) فراهم می آورد .حد آشکار سازی این آنالیت ازحدنانوگرم (g ۱۰-۹)تا پیکوگرم(۱۰-۱۲ g ) متغییر میباشد . سنجش هورمونها با RIA با بررسی عملکرد قلبی ، عروقی، تناسلی ، هماتوپوئتیک و سایر عملکردهای متابولیکی ، شواهدی دال بر ناهنجاریهای متابولیکی را ارائه میدهد.سنجش دارو ها( بخصوص داروهای درمانی نظیر متوتروکسات ) به بهبود کیفیت درمان کمک میکند .از تکنیک هایRIA همچنین برای آشکار سازی علائم توموری و گیرنده های هورمون استفاده میشود . آشکار سازی آنتی ژنهای هپاتیت به یکی از کاربردهای بسیارمهم آزمایش بالینی RIA تبدیل شده است و آزمایش
RIA گاسترین از نظر کلنیکی به یک روش مناسب و مفید برای تشخیص گاسترینوما مبدل گشته است.در این نوع آزمایش برای ترکیب یک لیگاند ( به ماده ای که قرار است تجزیه شود و معمولا به آن Ag گفته میشود ) با همبند ( معمولا به عنوان آنتی بادی از آن نام برده میشود) ویژه آن لیگاند ، روش مناسبی ارائه میشود .
خصوصیات این مواد وترکیبات، بطورقابل ملاحظه ای ، احتمال تداخل سایر مولکولهای بیولوژیکی دراستفاده از موادی که بوسیله رادیواکتیو نشان دار شده اند ، کاهش می دهد ، این ماده ممکن است باماده خاصی که قراراست تست شود مشابه باشد . ید ۱۲۵- ید ۱۳۱ ،کبالت ۵۷ از جمله سه ایزوتوپی است که برای شماش گاما مورد استفاده قرار میگیرند . در این میان ید ۱۲۵ بخاطر برخورداری از یک نیم عمر طولانی تر و همچنین بخاطر انتشار و تشعشع گاما در یک سطح پایین به دو ایزوتوپ دیگر ترجیح داده میشود. در ضمن ید–۱۲۵با توجه به دو دلیل فوق چندان خطرناک نیست
افزایش میزان سوخت و ساز پایه اثر اصلی هورمون های تیروئید است. این هورمون ها سوخت و ساز قندها و چربی ها را افزایش می دهند. آنها باعث تحریک ساختن پروتئین نیز می شوند. بنابراین هورمون های تیروئید برای رشد طبیعی ضروری هستند. از نقش های دیگر آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• افزا یش تعداد و اندازه میتوکندری ها و افزایش فعالیت آنزیم هایی که در سوخت و ساز درگیر هستند.
• افزایش جذب گلوکز از دستگاه گوارش
• تحریک روند نوسازی گلوکز
• تقویت اثر کاتکول آ مین ها و انسولین
• افزایش برون ده قلبی و گاهی نیروی انقباظ ماهیچه قلب
• نمو طبیعی دستگاه عصبی مرکزی به خصوص میلین دار شدن رشته های عصبی و افزایش توانایی های ذهنی
چگونگی کارکرد
هورمون های تیروئید چربی دوست هستند و به آسانی از غشای سلول ها می گذرند. گیرندهای این هورمون ها درون سلول و در هسته جای دارند. اتصال آنها به گیرنده هایشان، رونویسی از ژن ها و درنتیجه ساختن پروتئین را تحت تأثیر قرار می دهد. البته، شواهدی در دست است که از اثر مستقیم هورمون های تیروئید بر میتوکندری ها و پروتئین های ناقل غشاء حکایت میکنند.
عوامل اثرگذار بر ترشح
تولید و ترشح هورمون های تیروئیدی را هورمون تحریک کننده تیروئید ( TSH یا تیروتروفین) تنظیم می کند. خود این هورمون از غده هیپوفیز ترشح می شود و ترشح آن یا هورمون آزاد کننده تیروتروفین ( TRH ) افزایش می یابد که در هیپوتالاموس ساخته می شود. سوماتوستاتین و بازخورد هورمون های تیروئیدی، اثرات TSH راکاهش می دهند. هورمون های تیروئید نیز با اثرگذاشتن بر هیپوتالاموس می توانند ترشح TRH را کاهش دهند.

نارسایی ها
عوارض ناشی از اختلالات تیروئید به صورت کم کاری یا پرکاری بروز می کند. کم کاری تیروئید به کندی خود را نشان می دهد. کم کاری به دلایل زیر ممکن است رخ دهد:
• ناتوانی غده تیروئید در ساختن هورمون های تیروئید؛ به علت کمبود ید یا فقدان آنزیمهای مورد نیاز برای تولید هورمون
• اختلال در ترشح TSH از غده هیپوفیز
• اختلال در ترشح TRH از هیپوتالاموس
• نوعی بیماری خود ایمنی که به تخریب سلول های غده تیروئیدی می انجامد و به بیماری هاشیموتو مشهور است.
• مقاومت بافت هدف به هورمون های تیروئید به علت نقص مادرزادی در گیرنده های هورمون های تیروئید
معمول ترین علت پرکاری تیروئید بیماری گریوز است. این بیماری نوعی بیماری خود ایمنی است که به علت تولید پادتن علیه گیرنده TSH ایجاد می شود. این پادتن باعث تحریک بیش از اندازه این گیرنده ها و بنابراین تقویت تولید و ترشح هورمون های تیروئید می شود . از عوامل دیگر می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• سلولهای سرطانی تولید کننده TSH در غده هیپوفیز
• سلولهای سرطانی ترشح کننده TRH در هیپوتالاموس
• تجویز بیش از اندازه ید
|
پرکاری |
کم کاری |
|
افزایش دمای بدن |
خشکی پوست |
|
افزایش فشار خون |
ریزش مو |
|
کاهش وزن |
کندی رشد |
|
افزایش اشتها |
سفتی ماهیچه ها |
|
تعرق فراوان |
خواب آلودگی، احساس خستگی |
|
پریشانی و نگرانی |
کاهش ضربان قلب |
|
قطع قاعدگی |
یبوست |
|
گواتر |
گواتر |
اهمیت اندازه گیری T3
باوجود تبدیل شدن T4 به T3 در بافت های محیطی، باز هم مقدار T4 در خون از T3 بسیار بیشتر است. بنابراین، اندازه گیری T3 به طور معمول ضروری نیست. به عنوان مثال، در شروع کم کاری تیروئید با کاهش فعالیت تیروئید، T4 کاهش می یابد ولی چون در بافت های محیطی T4 به T3 تبدیل می شود ، مقدار T3 کاهش نمی یابد. زیرا T4 بیشتری به T3 تبدیل می شود. از این رو، با وجودی که در این شرایط رابطه معکوسی بین T4 و TSH وجود دارد، اما تغییر چندانی در میزان T3 مشاهده نمی شود. بنابراین، اندازه گیری آن به تشخیص کمکی نمی کند. اما ، در دو مورد اندازه گیری T3 ضروری است.
• اشکال در عملکرد بافتهای محیطی که T4 را به T3 تبدیل می کنند. در این مورد، با وجودی که سطح TSH و T4 عادی است، اما سطح T3 پایین است. در این مواقع، به جای تولید T3 از T4 ، هورمون غیر فعالی به نام rT3 (تری یدوتیروئین معکوس) ساخته می شود. با توجه به این که اندازه گیری rT3 انجام نمی شود، به اندازه گیری T3 بسنده می شود. کاهش T3 ، بیان کننده اختلال در بافتهای محیطی است.
• تیروتوکسیکوز T3 . در این حالت، با وجود عادی بودن سطح T4 و TSH ، به دلیل افزایش تولید T3 درتیروئید، مقدار آن در خون بالا می رود و چون هورمون فعال T3 است ، عوارض پرکاری تیروئید را در غیاب افزایش T4 و TSH مشاهده می شود.
انواع هورمونها
هورمونها از نظر ترکیب شیمیایی به سه دسته تقسیم میشوند :
- هورمونهای پپتیدی : که میتوانند پپتید ساده باشند یا گلیکوپپتید. یک هورمون پپتیدی ساده در بدن انسان مثل انسولین و هورمون گلیکوپپتیدی مثل FSH و LH
- هورمونهای استروئیدی : که از کلسترول منشا میگیرند مثل هورمونهای جنسی (استروژن ، تستسترون)
- هورمونهای آمینی : که فقط از یک اسیدآمینه یکروزین تشکیل یافتهاند که شامل هورمونهای تیروییدی و هورمونهایی میباشند که از قسمت مرکزی غده فوق کلیوی ترشح میشوند و عبارتند از دوپامین ، آدرنالین و نورآدرنالین
نحوه حمل و انتقال هورمون در خون
آن دسته از هورمونهایی که در آب محلولند در خون حل شده و آزادانه در خون میگردند. مثلا هورمون انسولین که آزادانه در خون حل شده و انتقال مییابد. ولی هورمونهایی که در آب محلول نیستند، مثل هورمونهای تیروئیدی و استروئیدی به یکی از پروتئینهای خونکبد ، پروتئینی ساخته میشود به نام SBG (پروتئین باند شونده به هورمونهای جنسی) که این پروتئین به هورمونهای جنسی
این عمل باعث میشود که این هورمونها از طریق کلیه دفع نگردند. زیرا جنس این هورمونهای استروئیدی بوده و فسفولیپیدهای غشای سلولهای کلیه حل شده و به نفرون ریخته شده و به نفرون ریخته شده و از طریق ادرار دفع میگردند. ولی وقتی که یک پروتئین به این هورمونها باند شود، دیگر قادر به عبور از غشای سلولهای کلیه نبوده و دفع نمیگردند. همچنین در اثر باند شدن پروتئین به این هورمونها ، هورمون اثر دراز مدتی میتواند دربدن داشته باشد. البته چسبندگی هورمون به پروتئین کریر خود یک ترکیب ناپایدار است و در مواقع لازم هورمون از پروتئین کریر جدا میشود.
باند شده و به کمک آن حمل میگردد. در چسبیده و آنها را حمل میکند.
نحوه تاثیر هورمونها
لازمه تاثیر هورمون به سلول هدف وجود گیرنده یا رسپتور در سلول هدف است. این گیرندهها در سلول هدف میتوانند غشایی باشند یا داخل سلولی. هورمونهایی که میتوانند از غشا عبور کنند (هورمونهای تیروییدی و استروییدی) گیرندهشان در داخل سلول است ولی هورمونهای پپتیدی و هورمونهایی که از قسمت مرکزی غده فوق کلیوی ترشح میشوند، قادر به عبور از غشای سلول نیستند. در نتیجه گیرنده آنها در غشای سلول قرار دارد.
ریتمهای تنظیمی بیولوژیک
ریتم Ultradian
مثل ریتم تنظیمی هورمون GnRH ، که تنظیم ترشح این هورمون در فواصل زمانی کوتاه (چند دقیقه تا چند ساعت) انجام میگیرد و در حقیقت نبضهای ترشحی وجود دارد. یعنی تنظیم به نحوی است که هورمون دقایقی ترشح میگردد و چند ساعت ترشح نمیشد و ... .
ریتم Circadian
یعنی تنظیم ترشح به صورت شبانهروزی است مثل هورمون رشد که نحوه تنظیم به این ترتیب است که 70% هورمون رشد موقع شب و هنگام استراحت و 30% آن موقع روز ترشح میگردد.
ریتم Infradian
مثل هورمونهای جنسی پرندگان که ریتم ترشحی به صورت سالانه است. در پرندگان با طولانی شدن طول روز مقدار هورمونهای جنسی بالا میرود و حیوان جفتیابی میکند و یا هورمون تیروکسین در انسان که میزان ترشحش در زمستان زیاد و در تابستان کم است.
عوامل موثر در تنظیم ترشح هورمون
سیستم کنترل فیدبکی (Feed back)
در این نوع تنظیم مخصوص کار هورمون بر روی ترشح هورمون اثر میگذارد. مثل هورمون انسولین و اثرش روی قند خون. انسولین قند خون را کم میکند. با کم شدن قند خون ترشح هورمون انسولین کاهش مییابد.
سیستم کنترلی فیدفوروارد (Feed for ward)
عاملی که روی ترشح هورمون اثر میکنند اثرش را به صورت یک طرفه دیکته میکند مثل هورمون تیروکسین و اثر سرما روی آن. با سرد شدن هوا میزان ترشح هورمون تیروکسین افزایش مییابد. ولی سرمای هوا و هورمون تیروکسین با هم حلقه فیزیکی تشکیل نمیدهند.
تنظیم گیرندههای هورمون
اهمیت تنظیم گیرندههای هورمون به همان اندازه تنظیم خود هورمون میباشد. مثلا نوعی بیماری دیابت وجود دارد به نام دیابت غیر وابسته به انسولین که در آن کمبود هورمون انسولین وجود ندارد بلکه کمبود گیرندههای انسولین مطرح است. جنس گیرندهها هم از پروتئین است و گیرندهها هم نیاز به تنظیم دارند. بطوری که اگر در بدن قسمتی وجود داشته باشد که نیاز به هورمون خاص بیشتری دراد آن قسمت گیرندههای هورمونش افزایش مییابد.
مقدمه
خون مایعی لزج است که بخشی از آن را مایعی به نام پلاسما و بخش دیگری را عناصر جامد معلق در پلاسما تشکیل میدهد. بخش جامد خون شامل ، اریتروسیتها (گویچههای قرمز خون) و لوکوسیتها یا گویچههای سفید خون و پلاکتهاست. پلاکتها در عمل انعقاد خون نقش دارند و در جلوگیری از خونریزی رگها بوسیله تشکیل توده پلاکتی و کمک به ترمیم جدار عروق میباشد. گلبولهای سفید با عمل فاگوسیتوز در عمل ایمنی نقش دارند.
گلبولهای قرمز در تبادل گازهای تنفسی نقش دارند. پلاکتهای خونی یا پلاکتها ، عناصر پلاسمایی هستند به شکل کروی یا تخم مرغی که 2 تا 5 میکرون قطر دارند. پلاکتهای انسان و پستانداران فاقد هسته هستند و به همین دلیل بیشتر محققین آنها را تشکیلات غیر سلولی میپندارند. تعداد پلاکتها در خون انسان 200 هزار تا 400 هزار در هر میلیکمتر مکعب است که این تعداد نیز در طول شبانه روز دارای نوساناتی است.
ساختمان پلاکتها
پلاکتها اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر 4 - 2 میکرون هستند که از قطعه قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگاکاریوسیت در مغز استخوان حاصل میشود. پلاکتها فاقد هسته هستند و با وجود این چون در مهره داران پست سلولهای هستهداری به نام ترومبوسیت معادل پلاکتها میباشند پلاکتها را ترومبوسیت نیز مینامند. عمر متوسط پلاکتها 11 - 8 روز است.هر پلاکت توسط غشایی غنی از گلیکوپروتئین محصورشده و بررسیها بیانگر وجود آنتی ژنهای گروههای خونی در غشای پلاکتها میباشد.
در نمونههای خونی رنگ آمیزی شده پلاکتها دارای یک ناحیه محیطی به رنگ آبی روشن به نام هیالومر و یک ناحیه بنفش مرکزی به نام گرانولومر میباشند.ناحیه هیالومر حاوی دستهای از میکروتوبولها در زیر غشا و تعدادی میکروفیلامنت میباشد. اجزای اسکلت موجود در ناحیه هیالومر به تغییر شکل پلاکت و ترشح محتویات گرانولهای آن کمک میکند. گرانولها حاوی یون کلسیم ، سروتونین ، فیبرینوژن ، فاکتور رشد مشتق از پلاکت و پروتئینهای دخیل در انعقاد خون میباشند.
عوامل موثر بر تعداد پلاکتها
تعداد پلاکتها در خون محیطی در روز زیاد و در شب کاهش مییابد این امر احتمالا به میزان کار و استراحت بستگی دارد. پس از کار سنگین بدنی تعداد پلاکتها در خون انسان 3 تا 5 برابر بیشتر میشود.
منشا تشکیل پلاکتها
در مغز استخوان سلولهایی به نام سلولهای مادر یا ریشهای چند ظرفیتی وجود دارد که دو نوع سلول از آنها جدا میشود. سلولهای رده لنفوئیدی که لنفوسیتهای B و T را میسازد و سلولهای رده میلوئیدی که این سلولها از آن جهت که در محیط کشت قادر به تشکیل کلنی هستند به نام واحدهای کلنی ساز (CFU) شناخته میشوند و یک دسته از سلولهای کلنی ساز که رده مگاکاریوسیتی را میسازد (CFU-Meg) و در نهایت پلاکتها را بوجود میآورند.
عملکرد پلاکتهای خون
پلاکتهای خون در خونروش به سرعت شکسته شده و عاملهایی را که در انعقاد نقش داشته و موادی را که باعث انقباض لخته میشوند و به درون پلاسما آزاد میکنند. از شکسته شدن پلاکتها مادهای به نام سروتونین (5- هیدروکسی تریپتامین) به خون آزاد میشود این ماده خاصیت انقباض رگی را دارد. بنابراین پلاکتها نه فقط از طریق هموار کردن انعقاد خون بلکه از طریق انقباض رگی نیز از خونروش جلوگیری میکنند.
انعقاد خون
انعقاد خون عملی است که برای جلوگیری از اتلاف خون در هنگام ایجاد زخم صورت میگیرد. خون در محل بریدگی منعقد میشود و سدی را پدید میآورد که مانع خروج خون میشود. حتی زمانی که خون در داخل بدن نیز از درون رگها خارج شود، منعقد میشود. عمل انعقاد شامل تشکیل لخته است که از مایع خون که در این حالت به آن سرم گفته میشود جدا میشود. لخته خون شامل یک شبکه تور مانند است که سلولهای خون بخصوص گلبولهای قرمز و پلاکتها به این شبکهها میچسبند.
در بدن این رشتهها از پروتئین مخصوصی به نام فیبرین تشکیل شدهاند. فیبرین که پروتئینی نامحلول است از پروتئین دیگری به نام فیبرینوژن درست میشود که در پلاسما محلول است. در پلاسما پروتئین دیگری به نام پروترومبین وجود دارد که به کمک ویتامین K در کبد ساخته میشود. پروترومبین در اثر ماده فعال کنندهای که در هنگام انعقاد خون بوجود میآید به ترومبین تبدیل میشود و وجود یون کلسیم نیز برای این تبدیل لازم است. ماده فعال کننده پروترومبین از سلولهای مجروح بدن و بویژه پلاکتهای صدمه دیده آزاد میشود. ترومبین حاصل با یک عمل آنزیمی فیبرینوژن را به فیبرین تبدیل میکند.
اختلالات پلاکتها
کاهش تعداد پلاکتها را ترومبوسیتوپنی مینامند که با اختلالات انعقادی همراه میباشد. در بیماری پورپورای ترومبوسیتوپنیک که کاهش تعداد پلاکتها همراه با شکنندگی عروق میباشد باعث پیدایش لکههای آبی تا سیاه در سطح بدن میشود.
الف- تغییرات سیتوپلاسمی
ناهنجاری آلدر- رآیلی(Alder Reily Granulation)
آلدر- رایلی یک ناهنجاری مادرزادی است که با مشاهده گرانولهای آزوروفیلیک خشن و درشتی در سیتوپلاسم سلولهای پلی مورفونوکلئر، در درجه اول و سلولهای مونوسیت ،لنفوسیت و پیش سلولهای مغز استخوانی ،در درجات بعدی خود را نشان میدهد . گرانولهای آلدر- رآیلی حتی بر روی هسته سلولهای پلی مورف نیز دیده می شوند.در این ناهنجاری با وجود سعی تمام در صحیح رنگ نمودن گسترشهای خونی ، شاهد تیره رنگ گرفتن غیر طبیعی گرانولهای ائوزینوفیلها و بازوفیلها می باشیم.
در حالات متعددی این ناهنجاریلکوسیتی دیده می شود.فی المثل در گلبولهای سفید بیماران مبتلا به موکوپلی ساکاریدوز ارثی، همچون بیماری گارگوی لیسم ( Gargoylism) گرانولهایی درون لکوسیتها مشاهده می شود که حاوی اسید پلی ساکارید و گلیکوژن بوده و به اجسام آلدر رآیلی شباهت زیادی دارند.
هر چند از نظر رنگ،گرانولهای آلدر- رآیلی شبیه به گرانولهایی هستند که در حالات عفونی و یا التهابی درون پلی مورفونوکلئرها ظاهر می شوند ( Toxic granulation (ولی باید توجه داشت که از نظر اندازه به مراتب از آنها بزرگتر بوده و معمولا اشتباه نمی شوند.

سندروم چدیاک هیگاشی (Chediak – Higashi Syndrome)
در این سندروم شاهد گرانولهایی هستیم با اندازه های متفاوت ولی تقریبا بزرگ، در رنگهای متنوع(آبی تا قرمز)که کمی شبیه به اجسام دوهلی ( Dohle) بوده و موجب اختلال در فعالیت فیزیولوژیک گرانولها و سلول می شوند.هر چند این گرانولها عمدتا در سلولهای پلی مورفونوکلئر وجود داشته و ریشه لایزوزومی دارند،ولی در واقع آنرا باید نقصی دانست که در تمام لکوسیتها و پلاکتهای بیمار رخ می دهد.گرانولهای ائوزینوفیلها و بازوفیلها نیز به طور غیر طبیعی بزرگ بوده و در عین حال شاهد گرانولهای آزوروفیلیک درشتی در لنفوسیتها،مونوسیتها و پلاسماسلها خواهیم بود.حتی ممکن است گرانولهای پلاکتی نیز به طور غیر طبیعی بزرگ باشند.
به وسیله رنگ آمیزی سیتوشیمی،و مشاهده مثبت بودن رنگ آمیزیهای پر اکسیداز،سودان سیاه B و اسید فسفاتازاین گرانولها، محققین متوجه گشته اند که در واقع ریشه آنها از گرانولهای اولیه میلوئیدی بوده و در اثر ادغام گشتن گرانولهای لایروزولمال در یکدیگر ایجاد شده اند.(مطالعات میکروسکوپ الکترونی نیز موید این نظری است)
اصولا سندروم چدیاک هیگاشی،یک بیماری ارثی است که ژن آن به صورت اتوزومال مغلوب به ارث می رسد.از علائم آن می توان :
بدون رنگدانه (ملانین) بودن موها (موهای سفید = آلبینیسم = Albinism) ، لکه های پوستی غیر طبیعی ، عفونتهای مکرر،کم خونی، نوتروپنی،ترومبوسیتوپنی و از عوارض آن عفونتهای فرصت طلب و لنفوم بدخیم را نام برد.معمولا به علت اختلالات سیتم دفاعی بدن ،عمر این بیماران چندان نبوده و به علت عمدتا عفونتهای فرصت طلب و لنفوم فوت می کنند.تحقیقات وسیع ایمیونولوژیکی نشان داده اند که علت استعداد ابتلائ این افراد به عفونتهای فرصت طلب،و لنفوم، ناشی از فقر و یا فقدان سلولهایی است که آنها را لنفوسیتهای کشنده طبیعی (NK=Natural Killer Lymphocyte) نامگذاری نموده اند.
مشخص شده هر چه از میزان فعالیت این لنفوسیتها در بیماران کاسته شده باشد،به همان نسبت گرانولهای لایزوزومی لک.سیتهای وی غیر طبیعی تر خواهند بود.
بهر حال آنچه مسلم است سندروم چدیاک هیگاشی،یک نقص ارثی گلبول های سفید خون است که علت بروز عوارض و علائم بیماری در آن ناشی از فقدان فعالیت کشندگی طبیعی در گروهی از لنفوسیتها(null cells)،به همراه اشکالات لایزوزومی است.
تحقیقات نشان داده که علاوه بر استعداد عفونت ولنفوم بدخیم در این بیماران، بیماریهای خود ایمن نیز از بروز بالایی برخوردار بوده و حتی در یک مورد نیز بروز لوسمی حاد میلوئیدی در آنها گزارش شده است
از آنجاییکه ریبوزوم ها دارای خاصیت رنگ پذیری با رنگهای ویژه ای همچون بریلیانت کریزن بلو(brilliant cresyl blue) و متیلن بلوی جدید (new methylene blue) بوده،و به شکل رسوبات دانه ای و یا رشته ای درون یاخته سرخ شکل می گیرند، از رنگهای فوق جهت تعیین درصد آنها داستفاده میشود.
چون ریبوزوم رتیکولوسیت تنها به صورت زنده و بدون مرگ و یا ثابت شدن سلول (فیکساسیون) یا این رنگها پذیرفته و تشخیص داده میشود، به آنها رنگهای حیاتی می نامند.تعداد ریبوزومها و در نتیجه شدت رنگ پذیری عمدتا در رتیکولوسیتهای نارس شدت بیشتری داشته و هر چه سلول بالغتر شود ، از تعداد ریبوزومها و در نتیجه شدت رنگ پذیری آن کاسته میشود.
اگر خون را ابتدا به روش رنگ آمیزی حیاتی رنگ نموده و پس از کشیدن لام با الکل متانول فیکس و سپس به روش رنگهای رومانوفسکی ، رنگ آمیزی نماییم ،رتیکولوسیت ها به صورت یاخته های سرخ بازوفیلی رنگ مشاهده خواهند شد ، که در درون آنها شبکه ریبوزومی نیز وجود دارد.
قضاوت و تصمیم اینکه چه چیزی رتیکولوسیت است ، در زیر میکروسکوپ ، کمی مشکل است چرا که اغلب رتیکولوسیت های بالغ حاوی تعداد بسیار اندکی ریبوزومهای رشته ای و یا نقطه ای هستند.

بنا بر تجربه پاره ای از محققین ، رنگ متیلن بلوی جدید ارجح تر از بریلیانت کریزل بلو بوده و ریبوزوم ها را با شدت و یکنواختی بیشتری رنگ می نماید.
به نظر میرسد آزورB خالص ، جانشین مناسبی برای متیلن بلو جدید باشد ، چرا که فاقد رسوب بوده ، غلظت رنگ مصرفی و مراحل رنگ پذیری هر دو رنگ یکسان است.
محلول رنگ آمیزی
1گرم متیلن بلو را در 100 میلی لیتر محلول سیترات در سالین (1حجم سیترات سدیم 30 گرم در لیتر ، در 4 حجم از محلول 9 گرم در لیتر نمک طعام ) حل کرده و سپس مخلوط حاصل را صاف کنید. رنگ آماده مصرف است.
روش کار
2 یا3 قطره از رنگ متیلن بلو را با پیپت پاستور ، داخل لوله ای شیشه ای یا پلاستیکی به ابعد 75*10 میلی متر ریخته و 2 تا 4 برابر حجم رنگ به آن خون حاوی ضد انعقاد اضافه و سپس آنها را مخلوط کنید.لوله را در دمای 37 درجه سانتی گراد به مدت 15 تا 20 دقیقه نگهداری کنید.
با تکان دادن آرام لوله ، گلبولهای سرخ را مجددا به حالت سوسپانسیون در آورده و با روش متداول گسترش هایی بر روی لام تهیه کنید.بعد از خشک شدن ، گسترش ها را بدونثابت کردن و رنگ آمیزی دیگری در زیر میکروسکوپ بررسی کنید.
چون حجم دقیق خون که به محلول رنگ اضافه گشته ، شمارش یاخته ها یسرخ را تحت تاثیر قرار میدهد، مقدار زیادتری از خون آنمیک و مقدار کمتری از خون در موارد پلی سیتمی را نسبت به خون نرمال باید به محلول رنگی اضافه نمود.
در یک لام خوب تهیه شده ، ریبوزوم رتیکولوسیت ها به رنگ آبی در آمده و سلول های بالغ به صورت سایه های کمرنگ آبی مایل به سبز ، به صورت پراکنده رنگ می شوند.
هر چند لامهای تهیه شده به روش متیلن بلوی جدید نیازی به رنگهای زمینه ای ندارند ، ولی به غلت رسوب رنگهای زمینه ای احتمال اشتباه با این روش زیاد است.
از طرف دیگر اگر بعد از تهیه گسترش ، لام را ثابت و سپس به روش یکی از رنگهای گروه رومانوفسکی رنگ آمیزی نماییم ، اجسام هاینز به علت بی رنگ شدن توسط الکل مشاهده نخواهند شد ، هر چند که در مرحله اول موجب عدم گزارش اشتباه آنها می شود ولی واقعیت این است که اگر در لام رتیکولوسیتی به وجود اجسام هاینز مشکوک شدید می توانید با این روش و مقایسه درصد یاخته های سرخ حاوی گرانول قبل و بعد از رنگ آمیزی ثانویه ، پی به وجود و درصد آنها در خون محیطی بیمار ببرید.
شمارش رتیکولوسیت ، حداکثر تا 24 ساعت بعد از گرفتن نمونه قابل قبول است ،ولی عمدتا باید دانست که با گذشت زمان و ماندن نمونه در حرارت آزمایشگاه ، با بلوغ رتیکولوسیتها و تبدیل شدن آنها به یاخته های سرخ بالغ، درصد رتیکولوسیت ها کاهش یافته و در خون فرد نرمال بعد از 24 ساعت به صفر میرسد.
شمارش و گزارش درصد رتیکولوسیت ها
برای شمارش و تعیین درصد رتیکولوسیت ها ، محلی از لام را باید انتخاب نماییم که اولا سلول های متلاشی نشده و ثانیا یاخته ها به خوبی رنگ پذیرفته باشند.فی المثل انتخاب سر لام به خاطر آنکه معمولا سلول ها پاره گشته اند مناسب نمی باشند.هر چند سلول ها روی هم قرار نگرفته و جداجدا مشاهده می شوند ولی تهیه گسترش بسیار نازک ، توصیه نمی شود.
برای تعیین درصد رتیکولوسیت ها از عدسی شیئی روغنی ( درشت نمایی100=oil-immersion) استفاده می شود. در صورت امکان در این راستا از عدسی های چشمی دارای دیافراگم قابل تنظیم در دسترس نبود،به راحتی میتوانید از یک قطعه کوچک کاغذ یا مقوای دایره ای شکلی که در مرکزش مربع کوچکی به ابعاد 4*4 میلی متر بریده شده است استغاده نمایید.
با قرار دادن این قطعه کاغذی ، داخل عدسی چشمی خواهید توانست به راحتی و با دقت زیادی ، تک تک سلول ها را بررسی نموده و رتیکولوسیت بودن یا نبودن آنها را ارزیابی کنید.
تعداد گلبول های سرخی که باید مورد ارزیابی قرار بگیرن ، رابطه ی غیر مستقیمی با تعداد رتیکولوسیت ها دارد.
فی المثل اگر تعداد رتیکولوسیت های بیمار اندک بود ، باید تعداد بیشتری از گلبول ها را مورد بررسی قرار داد.
برای درصدهای کمتر از 10 باید با بررسی میدان های مختلف حد الاقل 100 رتیکولوسیت را مشاده و سپس با بستن تناسب مشخص سازیم که به ازای 100 یاخته سرخ چه تعداد رتیکولوسیت مشاهده شده است.فرض نمایید تعداد رتیکولوسیت های مشاهده شده در 150 میدان میکروسکوپ 100 عدد و تعداد کل یاخته های سرخ موجود چه رتیکولوسیت و چه اریتروسیت بالغ در 15 میدان میکروسکوپ 300 عدد باشد.بنابر این:
تعداد گلبولهای سرخ موجود در 150 میدان 300*10=3000
تعداد رتیکولوسیت ها تعداد کل یاخته های سرخ
100 3000
ایکس 100
ایکس=تعداد مطلق رتیکولوسیت ها=3/3%
هر چند در موارد کاهش شدید رتیکولوسیت ها ( رتیکولوسیتوپنی شدید=reticulocytopenia severe)
این طریق شمارش بسیار وقت گیر است ولی حد الاقل استفاده از یک شمارشگر دستی قادر است آزمایش کننده را تا حد زیادی کمک نماید.
در مواردی که درصد رتیکولوسیت ها بیشتر از 10 است ، تعداد یاخته های سرخ موجود ( چه رتیکولوسیت و چه اریتروسیت بالغ)در تعداد بیشتری از میادین باید مورد ارزیابی قرار گیرد.فی المثل اگر ، تعداد رتیکولوسیت های مشاهده شده در 25 میدان میکروسکوپی به 100 عدد رسیده باشد و از ظاهر میکروسکوپی لام نیز مشخص باشد که در درصد رتیکولوسیت های آن بیشتر از 10 درصد است ، تعداد کل یاخته های سرخ را باید در بیشتر از 15 میدان شمارش نمایید.
مثلا اگر در مثال فوق تعداد یاخته های سرخ موجود در 50 میدان میکروسکوپ 1500 عدد باشد بنابر این :
تعداد رتیکولوسیت های 50 میدان 100*2=200
تعداد رتیکولوسیت ها تعداد کل یاخته های سرخ
200 1500
ایکس 100
ایکس=درصد مطلق رتیکولوسیت ها =13/3%
رنگ آمیزی و گسترش صحیح،بدون شک موجب نتایج دقیق تری خواهد شد.عوامل دیگری که روی دقت آزمایش تاثیر دارند،تیزبینی،صبر و حوصله شمارش کننده می باشد،هر چند که کیفیت و قدرت تفکیک میکروسکوپ نیز حائز اهمیت است.نکته جالب توجه آن است که بر طبق تحقیقات صورت گرفته ، مشخص شده دقیق ترین شمارش ها توسط افراد با وجدانی انجام گشته که اطلاعاتی از میزان مورد انتظار رتیکولوسیت ها ، نداشته اند.
تشخیص این مهم که کدام سلول رتیکولوسیت بوده و کدام نیست ،ممکن است برای افراد نا آشنا مشکل باشد،چرا که رتیکولوسیت های بالغ تر تنها حاوی تعداد اندکی نقاط و یا رشته های رنگ گرفته ، ریبوزومی هستند.
|
تهران-دوازدهمین کنگره سراسری تازه های قلب و عروق روزهای هجدهم تا بیست و یکم خرداد ماه در سالن همایش های بین المللی رازی برگزار می شود .
|
به گزارش روز یکشنبه ایرنا ،دکتر" مسعود قاسمی " رییس کنگره سراسری تازه های قلب و عروق، با بیان این مطلب گفت: در این کنگره جدیدترین دستاوردهای پزشکی درزمینه بیماری های قلب و عروق،جراحی ها،تزریق سلول های بنیادی، بررسی ریسک فاکتورهای موثر در افزایش بیماری های قلبی مورد بررسی قرار می گیرد .
قاسمی افزود: در کنگره تازه های قلب و عروق ، قرار است چند عمل جراحی سنگین قلب نیز به صورت پخش زنده برای شرکت کنندگان انجام شود و در این راستا تبادل نظر های علمی در رابطه با جراحی های یاد شده انجام می شود .
وی گفت:موضوعاتی از جمله " تعویض دریچه آئورت از طریق شریان بدون جراحی"،" ترمیم آئورت شکمی بدون جراحی باز " و "بررسی باتری ها و داروهای جدید برای درمان قلب " از جمله موضوعات مورد بررسی این کنگره چهار روزه است .
قاسمی پانل سندروم حاد کرونر و پانل افزایش فشار خون شریانی ، را از جمله برنامه های پرطرفدار این کنگره بر شمرد .
دکتر مسعود اسلامی دبیر دوازدهمین کنگره سراسری تازه های قلب و عروق نیز برگزاری سمپوزیوم تغذیه و آلودگی هوا را از جمله برنامه های مهم این کنگره عنوان کرد و گفت: تحقیقات جدید بعد از برگزاری المپیک پکن که در آن به دلیل آلودگی هوای پکن برخی به عارضه های قلبی دچار شدند ، نشان می دهد آلودگی هوا جدار عروق را به صورت مستقیم تحت تاثیر منفی قرار داده و باعث سکته های قلبی می شود .
اسلامی افزود: به همین مناسبت سخنرانی افتتاحیه کنگره به بحث آلودگی هوا اختصاص یافته است .
وی گفت: در سمپوزیوم تغذیه نیز موضوعاتی همچون ، یک بیمار قلبی برای تغذیه خود چه روشی را در پیش می گیرد و همچنین چه نوع تغذیه ای برای کسانی که در معرض بیماری های قلبی مفید است ، مطرح می شود .
تشخیص بیماری
مانند هر بیماری دیگر، معمولا با گرفتن شرح حال از بیمار و معاینه وی شروع می گردد.
اگرچه در خیلی از موارد، علائم قابل توجهی در این بیماری وجود ندارد و با مشاهده ی بالا بودن آنزیم های کبدی و نیز تصاویر سونوگرافی، سیتی اسکن و MRI تشخیص این بیماری معین می گردد.
از بیوپسی کبد برای تشخیص میزان صدمه به بافت کبدی در بعضی از موارد استفاده می گردد.

درمان
اگرچه درمان اختصاصی برای کبد چرب وجود ندارد، ولی شما با کنترل بیماری های زمینه ای از قبیل کاهش وزن، چربی های خون، دیابت و یا قطع نمودن داروهای مسبب (قطعا با نظر پزشک معالج نه به طورخودسرانه) می توانید از پیشرفت این بیماری جلوگیری نمایید و در خیلی از موارد سیر معکوس را طی نمایید که منجر به درمان این بیماری گردد.
از مصرف الکل که عملکرد طبیعی کبد را دچار اختلال می نماید، جدا باید پرهیز نمایید.
نکات درمانی کلیدی
شما می توانید زیر نظر متخصصین تغذیه و گوارش، سیر بیماری کبد چرب را محدود و کنترل نمایید. برای کنترل کبد چرب توجه به نکات ذیل اهمیت کلیدی دارد:
* کم کردن وزن: از آنجا که اکثر بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی چاق هستند، کاهش وزن در کنترل این بیماری نقش مهمی دارد. برای کاهش وزن، انتخاب رژیم غذایی نیز باید به درستی صورت پذیرد، زیرا کاهش وزن سریع با رژیم های برق آسا خود می تواند سیر بیماری را بدتر نماید.
خیلی از بیماران چاق که به تازگی متوجه کبد چرب خود شده اند، به دلیل ترس
از عوارض این بیماری، به رژیم های غذایی سخت روی می آورند که این بیماری
را ریشه کن نمایند، ولی علاوه بر ابتلا به عوارض این نوع رژیم ها، گاه سیر کبد چرب را نیز بدتر می نمایند.
لذا انتخاب منطقی رژیم غذایی کاهش وزن زیر نظر متخصص تغذیه و با کاهش وزن نیم تا یک کیلوگرم در هفته توصیه می گردد. اگر شما از افزایش وزن زیادی رنج می برید، جالب است بدانید که با کاهش وزن مختصر در حدود 10 درصد از وزن اولیه نیز در خیلی از موارد سیر بیماری را می توانید کنترل نمایید.
* انتخاب رژیم غذایی سالم : رژیم غذایی پر کربوهیدرات که حاوی میزان قابل توجهی سبزی و میوه و مواد غذایی پرفیبر باشد، معمولا بهترین انتخاب برای افراد مبتلا به کبد چرب است. کاهش چربی مصرفی، به ویژه چربی های اشباع شده و جایگزینی آنها با چربی های غیر اشباع که در روغن زیتون و ماهی وجود دارند، توصیه می گردد. استفاده از نان و غلات سبوس دار باید جدی گرفته شود. در نهایت تعیین مقدار مورد نیاز درشت مغذی ها اعم از پروتئین، چربی و کربوهیدرات بر اساس شرایط افراد باید تنظیم گردد.
* انجام ورزش و فعالیت بدنی منظم: چاقی به ویژه چاقی شکمی نقش مهمی در افزایش خطر ابتلا به کبد چرب دارد. بر همین اساس، داشتن پیاده روی منظم به میزان حداقل 30 تا 60 دقیقه در روز توصیه می شود. اگر شما وقت رفتن به باشگاه ورزشی را ندارید، پیاده روی در مسیر کار یا پارک را می توانید جایگزین نمایید.
* کنترل بیماری های زمینه ای متابولیک: کنترل دیابت و چربی های خون در بیماران مبتلا به کبد چرب ، نقش کمک کننده ای در بهبود این بیماری دارد. همانطور که می دانید از اصول مهم کنترل بیماری های متابولیک، رعایت رژیم غذایی و ورزش منظم می باشد.
* محافظت کبد از عوامل خطر: از عواملی که بر روی فعالیت طبیعی کبد اثر سوء دارند، باید پرهیز نمایید. از مهم ترین این عوامل، مصرف الکل و نیز بعضی داروها می باشد. لذا در هنگام مراجعه به پزشک، به او بگویید که مبتلا به کبد چرب می باشید که در تجویز دارو به آن توجه نماید.
پیشگیری
برای جلوگیری از بروز بیماری کبد چرب، سه نکته اساسی ذیل را فراموش نکنید:
* رژیم غذایی سالم: شما باید رژیم غذایی سالمی را با مصرف بالای میوه، سبزی، غلات سبوس دار و چربی های مفید برای خود انتخاب کنید.
* جلوگیری از افزایش وزن به ویژه چاقی شکمی: داشتن رژیم غذایی سالم به همراه فعالیت بدنی، به حفظ وزن سالم کمک می نماید. در صورت چاق بودن، از همین امروز برای کاهش وزن خود اقدام نمایید.
* هنگام استفاده از داروها کاملا مراقب باشید و از مصرف الکل جدا پرهیز نمایید.
کربوهیدراتها دستهای از ترکیبات شیمیایی طبیعی بسیار مهم از مواد تشکیل دهنده گیاهان ، گلها ، سبزیجات و درختان هستند. به علاوه کربوهیدراتها به عنوان سیستم منبع ذخیره انرژی عمل میکنند، آنها به آب ، کربن دیاکسید و گرما یا سایر انواع انرژی متابولیزه میشوند.
کربوهیدراتها ، منبع مهم غذایی
بدین ترتیب کربوهیدراتها ، منبع مهم غذاییاند. کربوهیدراتها همچنین به عنوان واحدهای سازنده چربیها و نوکلئیک اسیدها عمل میکنند. سلولز ، نشاسته و قند معمولی ، کربوهیدرات میباشند. از آنجا که این ترکیبات چندین گروه عاملی دارند به چند عاملی موسومند. مانند گلوکز
و بسیاری از اجزا سازنده ساده ، کربوهیدراتهای پیچیده دارای فرمول عمومی
هستند.
نام و ساختار کربوهیدراتها
سادهترین کربوهیدراتها ، قندها یا ساکاریدها هستند. با افزایش طول زنجیر ، تعداد کربنهای با مراکز فضایی افزایش مییابند و بدین ترتیب تعداد زیادی دیاسترومر امکانپذیر میشوند. خوشبختانه برای شیمیدانها عمدتا یکی از چند انانیتومر امکانپذیر ، اهمیت دارد. قندها ترکیبات پلی هیدروکسی کربونیلاند، از این رو میتوانند همی استالهای حلقوی پایداری ایجاد کنند ، بدین ترتیب ساختارهای اضافی و تنوع شیمیایی برای این ترکیبات پدید میآید. 
طبقه بندی قندها
کربوهیدراتها نام عمومی قندهای منومری (منوساکاریدها) ، دیمری (دیساکاریدها) ، تریمری (تریساکاریدها) ، الیگومری (الیگوساکاریدها) و پلیمری (پلیساکاریدها) بدست آمده از قند (ساکاروم ، لاتین قند) میباشند. یک منوساکارید یا قند ساده ، یک آلدئید یا کتونی با حداقل دو گروه هیدروکسیل است. بدین ترتیب دو عضو ساده این طبقه از ترکیبات ، 2 و 3 - دی هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) ، 1 و 3 - دی هیدروکسی پروپانون (1 و 3 - دی هیدروکسی استون) میباشند.
قندهای پیچیده از اتصال قندهای ساده همراه با حذف آب بدست میآیند. قندهای آلدئیدی بصورت آلدوزها طبقه بندی میشوند. آنهایی که عامل کتونی دارند، کتوز خوانده میشوند. بر اساس طول زنجیر ، قندها ، تریوز (3 کربنی) ، تتروز (4 کربنی) ، پنتوز (5 کربنی) ، هگزوز (6 کربنی) و غیره نامیده میشوند. از اینرو ، 2 و 3 - دی هیدروکسی پروپانول (گلیسرآلدئید) یک آلدوتریوز است. در حالی که 1 و 3 - دی هیدروکسی پروپانون یک کتوتریوز میباشد.
گلوکز
گلوکز ، قند خون یا قند انگور (گلایکیس ، در فرهنگ یونانی به معنی شیرین) که به دکستروز موسوم است، یک پنتاهیدروکسی هگزانال بوده ، از اینرو در خانواده آلدوزهگزوزها جای دارد. گلوکز بصورت طبیعی در بسیاری از میوهها و گیاهان با غلظتی در گستره %0.08 تا 0.1% در خون انسان وجود دارد.
فروکتوز
ایزومر کتوهگزوزی گلوکز ، فروکتوز است. فروکتوز شیرینترین قند طبیعی است (برخی از قندهای سنتزی شیرینترند). فروکتوز نیز در بسیاری از میوهها (فروکتوز در فرهنگ لاتین به معنی میوه) و در عسل وجود دارد.
ریبوز
قند طبیعی مهم دیگر آلدوپنتزو ریبوز است. این قند واحد ساختاری ریبونوکلئیک اسیدها میباشد. فرمول ساده یا تجربی برای همه قندها
میباشد. این فرمول ، هم ارز فرمول هیدرات کربن است. این یکی از دلایلی است که به این دسته از ترکیبات کربوهیدرات گفته میشود. 
دیساکاریدها و پلیساکاریدها
دیساکارید از تشکیل دو مونوساکارید از طریق تشکیل یک پل اتری (معمول استال) بدست میآید. هیدرولیز دیساکاریدها ، منوساکاریدها را دوباره بدست میدهد. تشکیل اتر بین یک منو و یک دیساکارید یک تریساکارید ایجاد میکند و تکرار این فرآیند نهایتا به تولید یک پلیمر طبیعی (پلیساکارید) منجر میشود. چنین کربوهیدراتهای پلیمری ، تشکیلدهنده اسکلت اصلی سلولز و نشاسته هستند.
فعالیت نوری قندها
به استثناء 1 و 3 - دیهیدروکسی- پروپانون ، همه قندهایی که تاکنون ذکر شدهاند، حداقل حاوی یک مرکز فضاییاند. سادهترین قند کایرال ، 3 و 2 - دیهیدروکسی پروپانون (گلیسرآلدئید) با یک کربن نامتقارن است. فرم راستبر آن R است، به صورتی که در طرحهای فیشر مولکول نشان داده میشود، انانتیومر چپبر آن ، S میباشد.
گر چه نامگذاری S و R برای نامیدن قندها کاملا رضایت بخش است، اما سیستم نامگذاری قدیمی هنوز بکار گرفته میشود. این سیستم نامگذاری ، قبل از تدوین پیکربندی مطلق قندها متداول بوده ، همه قندها را به 2 و 3 - دیهیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) مرتبط میسازد. در این روش بجای استفاده از S و R از پیشوند D برای انانتیومر (+) وL برای انانتیومر (-) گلیسرآلدئید استفاده میشود.
قندها ، تشکیلدهنده همیاستالهای درون مولکولی
قندها ترکیبات هیدروکسی کربونیلاند و بایستی قادر به تشکیل درون مولکولی همی استال باشند. در واقع گلوکز و سایر هگزوزها و پنتوزها به صورت مخلوط در حال تعادل با ایزومرهای حلقوی همیاستال خود هستند. در این مخلوط در حال تعادل ، ایزومر حلقوی همیاستال برتر است. در اصل هر یک از پنج گروه هیدروکسی میتوانند به گروه کربونیل آلدئید افزوده شوند. اما گرچه حلقههای پنج ضلعی نیز شناخته شده هستند، حلقههای شش ضلعی معمولا محصول برتر میباشند.
گسستگی اکسایشی قندها
واکنشگری که باعث شکستن پیوند C-C میشود، پریدیک اسید (HIO4) است. این ترکیب دیالهای مجاور را اکسایش کرده ، ترکیبات کربونیل ایجاد میشوند. از آنجا که اغلب قندها چندین دیال مجاور دارند، اکسایش با HIO4مخلوط پیچیدهای ایجاد میکند. مقدار کافی از اکسنده ، زنجیر قند را بطور کامل به ترکیبات یک کربنی تبدیل میکند.
از این روش برای شناسایی ساختار قندها استفاده میشود. مثلا از مجاورت گلوکز با 5اکی والان HIO4، پنج اکی والان فرمی اسید و 1 اکی والان فرمالدئید بدست میآیند. در اکسایش فروکتوز ایزومری نیز همان مقدار عامل اکسنده مصرف شده، اما محصولات ، 32 اکی والان آلدئید و یک اکی والان دیاکسید هستند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی با بیان این مطلب که فرآورده های خونی در محیط کشت سلولی با هدف تحقیقاتی و تولید استفاده می شود و مسئولیت بسترسازی رشد و نگهداری سلول ها را بر عهده دارد،افزود: در جهان از خون 350 نوع ساده بیولوژیک استفاده می شود.
مجتبی کمره، عضو هیئت علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: در حال حاضر در جهان از خون 350 نوع ماده بیولوژیک استفاده می شود و این فرآورده ها به علت آنکه دارای مواد مغذی مورد نیاز رشد سلول ها هستند و مسئولیت بسترسازی رشد و نگهداری سلول ها در بدن جانداران را برعهده دارند، در شرایط آزمایشگاهی به عنوان ایجاد کننده شرایط فشار به محیط بدن، مورد استفاده قرار می گیرند. کمره در خصوص مواد استفاده از فرآورده های خونی اظهار داشت: مورد مصرف اکثر این فرآورده ها، در محیط های کشت سلولی و باکتری هایی بوده که با هدف های تشخیصی، تحقیقاتی و یا تولیدی استفاده می شود. وی تصریح کرد: فرآورده های خونی به دلیل دارا بودن مولکول های بدن موجود زنده در مقابل بسیاری از روش های حذف آلودگی حساس بوده و تحت عملیات معمول استریل سازی قرار نمی گیرند، که به همین علت می توانند به راحتی منشأ انتقال و انتشار آلودگی باشند. *** در اغلب کشورهای جهان از خون گوسفند در تهیه کشت سلولی در بدن انسان مورد استفاده قرار می گیرد عضو هیئت علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی در ادامه گفت: خون دفینزینه گوسفند از گوسفند سالم گرفته می شود و به دلیل حذف فیبرین، انعقاد در آن انجام نمی گیرد. وی افزود: استفاده از خون انسان در محیط کشت بلادآگار به دلیل پاسخ ضعیف در مقابل برخی باکتری ها، آلودگی های ویروسی مانند هپاتیت و ایدز، احتمال وجود آنتی بادی و اثرات مضر مواد ضد انعقادی در برخی موارد توصیه نمی شودکه در این میان مزایای استفاده از خون گوسفند بیشمار است. کمره در خصوص وضعیت کنونی مصرف فرآورده های خونی در جهان اظهار داشت: در اغلب کشورهای جهان از خون گوسفند و خون اسب در تهیه محیط کشت در بدن انسان مورد استفاده قرار می گیرد. وی تصریح کرد: خون گوسفند تا 21 روز قابلیت مصرف دارد و بهترین زمان مصرف آن، 15 روز پس از تولید است. عضو هیئت علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی خاطرنشان کرد: خون گوسفند صرفاً در تهیه محیط کشت کاربرد دارد و نباید برای مقاصد درمانی در انسان یا حیوان مورد استفاده قرار بگیرد.
طبقه بندی لیپیدها
لیپدیها را به دسته های مختلف زیر طبقه بندی می کنند.
1- اسیدهای چرب
2 - چربیهای خنثی (گلیسیریدها)
3 - مومها
4- فسفولیپیدها الف- گلیسروفسفولیپیده
ب- اسفنگوفسفولیپیدها
5 - استروئیدها
آزمایشهای لیپیدها
1 - حلالیت
مقدار جزئی پیه گوسفند را در هر یک از چهار لوله آزمایش بریزید. به هر کدام به ترتیب 3 میلی لیتر از حلالهای آب - الکل اتیلیک ـ اتروکلروفرم بیلفزائید. ومیزان حلالیت یا عدم حلالیت چربی را در هر کدام مشاهد ه و گزارش کنید. سپس محتوی لوله چربی و الکل اتیلیک را گرم نموده و نتیجه را یادداشت کنید.
2 - هیدرولیز گلیسریدها
25 میلی لیتری آب و 50 میلی لیتر سود 10% و 4 میلی لیتر از یک تری گلیسرید (پیه ذوب شده)در یک بشر میریزیم .مدت یک ساعت مخلوط را میجوشانیم. باید از کم شدن حجم محلول جلوگیری نمود. تری گلیسرید هیدرولیزوصابونی می شود.
3 - آزمایش چربیهای اشباع نشده
الف) واکنش چربیهای اشباع نشده با ید.
چند قطره روغن زیتون را در 2 تا 3 میلی لیتر کلروفرم حل کنید. چند قطره محلول الکلی کلرور مرکوریک 5 درصد و چند قطره محلول الکلی ید رقیق بدان بیافزائید.رنگ قهوه ای ید از بین می رود. ( Cl2Hg نقش کاتالیزور را دارد)
ب) اکسیداسیون چربی های اشباع نشده به وسیله پرمنگنات پتاسیم
چند قطره روغن زیتون را در چند میلی لیتر محلول کربنات سدیم حل کنید. سپس چند قطره محلول رقیق پرمنگنات پتاسیم بدان بیافزائید. رنگ پرمنگنات از بین می رود (کربنات سدیم با ایجاد PH قلیایی موجب حل شدن چربی در فاز آب می شود). ازبین رفتن رنگ پرمنگنات به علت اکسیداسیون چربیهای اشباع نشده است که در محل پیوند های دوگانه چربیها و اسیدهای چرب انجام می گیرد
ج) تشخیص چربیهای اشباع شده از چربیهای اشباع نشده
چند قطره اسید اولئیک یا روغن زیتون را در لوله آزمایش می ریزیم.
و یک تا دو قطره محلول اسید اسمیک 2% بدان می افزاییم، رنگ سیاهی ایجاد می شود.
این آزمایش با اسید پالمیتیک خالص منفی خواهد بود.
اسید اسمیک محل پیوندهای دو گانه را اکسید می کند .
استرهای اسید اسمیک که سیاه رنگ می باشند تشکیل می شود
4 - شناسایی گلیسرول درترکیب یک گلیسرید
در لوله آزمایش کاملاً خشکی یک تا دو قطره روغن زیتون می ریزیم.
و سپس قدری پودر سولفات پتاسیم بدان می افزاییم.
و مخلوط را روی شعله حرارت می دهیم .
ابتدا بی سولفات پتاسیم در 200 درجه حرارت ذوب می شود.
و سپس در اثر حرارت روغن زیتون تجزیه می شود و گلیسرول آن آزاد می گردد.و در اثر بی سولفات پتاسیم که به شدت آبگیر است، گلیسرول تبدیل به آلدئیدی بنام اکرولئین می شود.
بخارات سفید اکرولئین که از لوله متصاعد می شود دارای بوی مشخصی است و باعث تحریک دستگاه تنفسی می گردد.
5 - روشهای مختلف تشخیص گلیسرول
گلیسرول را به چند طریق می توان مشخص کرد:
الف) تبدیل گلیسرول به اکرولئین و تشخیص اکرولئین به وسیله بوی مخصوص آن و یا به وسیله معرف شیف (Schiff).
ب) تبدیل گلیسرول به آلدئید گلیسریک و دی هیدروکسی استن
اگر 1 میلی لیتر گلیسرول را با 20 قطره آب برم مخلوط کنیم . و برای مدت 20 دقیقه در آب جوش بگذاریم رنگ محلول کاملاً از بین می رود. در صورتیکه رنگ به کلی از بین نرود، باز محلول را می جوشانیم تا بیرنگ شود. در این عمل مخلوطی از آلدئیدگلیسریک و دی اکسی استن در اثر اکسیداسیون گلیسرول به وسیله آب برم به وجود می آید.
محیط های کشت را از نظر قوام به سه گروه تقسیم می کنیم:
اولین گروه مایع هستند که براث نامیده می شوند مانند نوترین براث- مولر هینتون براث
در این نوع محیط های کشت که به صورت سوسپانسیون هستند حرکت دیده نمی شود.
دومین گروه جامد هستند که آگار نامیده می شوند مانند نوترین آگار- مولر هینتون آگار
سومین گروه محیط کشت های نیمه جامد هستند که مقدار آگار آن ها نسبت به محیط جامد کمتر استیک تا پنج درصد آ)گار دارند).
این نوع محیط های کشت زمانی استفاده می شوند که بخواهیم حرکت باکتری ها را مشاهده کنیم.
محیط های کشت باکتری را از نظر نوع مواد تشکیل دهنده و از نظر کاربرد به چهار دسته تقسیم می کنند:
محیط کشت پایه (Basic Media) :
این محیط کمترین مقدار مواد غذایی برای رشد باکتریها را دارد . و مبنای تهیه انواع و اقسام محیطهای کشت می باشد . اکثر انواع باکتریها در آن رشد می کنند زیرا فاقد ماده ضد میکرب است . مانند محیط نوترینت آگار ، نوترینت براث .
محیط کشت غنی کننده (Enrichment Media) :
محیط مقوی بوده که دارای مواد تغذیه ای زیادی نظیر ویتامین ها ، لیپید ها ، اسید های آمینه برای رشد باکتری است . بنابراین تعداد زیادی از باکتریها روی آن بخوبی رشد می کنند . مانند شکلات آگار، بلادآگار .
محیط کشت افتراقی (Differential Media) :
محیط کشت تشخیصی بوده که کلنی باکتریهای مختلف روی آن کاملا از همدیگر متمایز می گردد. مانند محیط E.M.B ، M.c این محیطها دارای املاح صفراوی ، قند و معرف شیمیایی هستند که باکتریهای لاکتوز مثبت برروی آنها کلنی های صورتی رنگ و باکتریهای لاکتوز منفی نظیر سالمونلا ، شیگلا بر روی این محیط ها کلنی های سفید رنگ تشکیل می دهند . از محیطهای افتراقی دیگر محیط TSI ، سیمون سیترات را میتوان نام برد . این محیط ها برای رشد باکتریهای گرم - منفی روده ای (انتروباکتریاسه) مناسب هستند . چون وجود املاح صفراوی در محیط مانع از رشد باکتریهای گرم مثبت در محیط می شوند.

محیط کشت اختصاصی (Special Media) :
این محیطها برای رشد باکتریهای خاصی مناسبند . از این محیطها برای ایزوله نوع خاصی از باکتری در یک مخلوط میکربی استفاده می شود . مانند محیط s.s آگار که برای جدا کردن سالمونلا و شیگلا بکار میرود یا مانیتول سالت آگار که برای تشخیص گونه بیماریزای استافیلوکوکوس اورئوس استفاده می شود .
محیط کشت انتخابی : (Selective Media )
محیط هایی وجود دارند که دارای یک ماده مهار کننده رشد می باشند این مواد رشد تمام ارگانیسم ها بجز ارگانیسم مورد نظر را مهارمی کنند . درمرحله اول از رنگ هایی که دارای خواص ضد میکروبی هستند استفاده می شود ودر مرحله بعد استفاده از آنتی بیوتیک ها و مرحله آخر شامل وارد کردن مواد ترکیبی به محیط کشت جهت فعالیتهای متابولیکی ارگانیسم مورد نظر می باشد . از آنجا ئیکه این محیط ها جهت ارگانیسم مورد نظر انتخاب شده اند و برای سایر ارگانیسم ها مضر می باشند آنها را محیط های انتخابی می نامند . مثالی از این نوع محیط ها ، محیط کشت فنیل اتیل الکل آگار است که از رشد باسیل های گرم منفی هوازی و بی هوازی اختیاری ممانعت بعمل آورده و به ارگانیسم های گرم مثبت اجازه رشد می دهد .
متیلن بلو (به انگلیسی: Methylene blue)
رده درمانی: آنتیدوتها،شلاتکنندهها و آنتاگونیستها
اشکال دارویی: آمپول ، قرص
موارد مصرف
متیلن بلو قبلا در درمان موارد متهموگلوبینمی (مانند مسمومیت با سیانید) استفاده میشد ، اخیرا در درمان آلزایمر نیز مطرح شدهاست. همچنین فرم خوراکی آن در دندانپزشکی برای تشخیص مناطق دارای پلاک میکروبی دندان و نیز در تشخیص فیستول در جراحی استفاده میشود.
مکانیسم اثر
متیلن بلو احیاءشده متهموگلوبین را مجدداً احیاء میکند وخود به متیلن بلو تبدیل شده و سپس از طریق ادرار دفع میگردد.
عوارض جانبی
تهوع ، اسهال ، سردرد ، سرگیجه ، نغییر رنگ ادرار ، همولیز ، هایپرتانسیون.
کاربرد در صنعت
متیلن بلو یک ماده رنگزای فونکسیونل که به عنوان یک رد-اُکس-ایندیکاتورعمل کرده و درحالتهای اکسید یا احیاء شده دارای رنگهای مختلف (آبی /بی رنگ) میباشد.یکی از آزمایشهای تعیین کیفیت شیر که با آن تعداد باکتریهای موجود در شیر خام تخمین زده میشود ، آزمایش احیای متیلن بلو است .
محیط کشت ائوزین متیلن بلو در کشت میکروبها به کار میرود.متیلن بلو برای رنگ آمیزی بافتها نیز استفاده میشود.
بعضی از باکتریها ماده لزجی از خود ترشح می کنند که خارج از سلول و پیرامون آن جمع می شود و دیواره سلولی را می پوشاند . این لایه کپسول نامیده می شود که ضخامتهای متفاوت و چسبندگی متغیر دارد. اندازه کپسول به محیط کشت میکروبی بستگی دارد و همچنین باکتریهای بیماریزا ، در بین باکتریهای تولید کننده کپسول ، کپسولهای بزرگتری دارند. جنس این کپسول از پلی ساکارید است که در آب محلول و غیر یونی است .
کاربرد کپسول در باکتریها :
کپسول بعنوان یک سد اسمزی بین باکتری و محیط اطراف آن عمل می کند و در واقع نقش حفاظتی دارد. کپسول مانع از عمل بیگانه خواری گلبولهای سفید می شود همچنین بعنوان مخزن ذخیره مواد غذایی یا دفع مواد زائد هم می تواند عمل کند.
در تعدادی از باکتریهای بیماریزا ، وجود کپسول شدت بیماریزایی و عفونت زایی را افزایش می دهد و ممکن است حتی این بیماریزایی به وجود کپسول بستگی داشته باشد . مثلا در استرپتوکوکوس پنومونیا اگر توانایی تولید کپسول در باکتری از بین برود این باکتری غیر بیماریزا می شود.
در عمل رنگ آمیزی شرط رنگ گیری یک سلول یونی بودن آن می باشد یعنی وقتی سلول حالت یونی داشته باشد هنگام رنگ آمیزی بین نواحی یونیزه سطح سلول و اجزای یونیزه مولکولهای رنگ پیوند بوجود می آید . در نتیجه بین بارهای مخالف موجود در سطح سلول و مولکولهای رنگ پیوند یونی تشکیل می شود و باکتری رنگ می گیرد . اما چون کپسول را بعلت غیر یونی بودن آن نمی توان رنگ آمیزی کرد در نتیجه برای دیدن آن در زیر میکروسکوپ ، زمینه باکتری رنگ آمیزی می شود و در نتیجه امکان دیدن کپسول باکتری که بصورت بیرنگ ظاهر می شود ، فراهم می شود. این روش را رنگ آمیزی منفی می نامند.

در این روش رنگ آمیزی برای تثبیت گسترش از حرارت استفاده نمی شود . چون در اثر حرارت ، باکتری در داخل کپسول از شکل طبیعی خود خارج می شود.
روش کار در رنگ آمیزی کپسول :
1- روی یک لام تمیز بمقدار مساوی از مرکب چینی و سرم فیزیولوژی را با هم مخلوط کرده و با لوپ (نوک آنس) مقدار کمی از کشت باکتری را به آن اضافه کنید ، سوسپانسیون را به آرامی و کاملا مخلوط کنید و گسترش را پخش کنید و بگذارید در مجاورت هوا خشک شود.
٢- سطح گسترش را با آبی متیلن لوفلر بپوشانید و بگذارید 3 دقیقه بماند . بعد رنگ اضافی را خالی کرده و بعد با آب مقطر آنرا شستشو دهید. در این هنگام ممکن است مقداری از گسترش نیز شسته شود و این جای نگرانی ندارد چون گسترش ضخیم است و حتما مقداری از آن برای مطالعه شما باقی می ماند.
٣- لام را با زاویه 45 درجه نگدارید و بگذارید در مجاورت هوا خشک شود . توجه داشته باشید که هیچگاه کاغذ خشک کن را روی آن نکشید.
اگر محیط مایع بود استفاده از سرم فیزیولوژی ضروری نیست .
هنگام مخلوط کردن کشت با مایع به آرامی هم بزنید تا آرایش باکتریها بهم نخورد.
طرز تهیه رنگها و محلولها :
1- آبی متیلن لوفلر
- آبی متیلن 3/.گرم
- اتانول95% 30سی سی
- آب مقطر 100سی سی
رنگ را در اتانول حل کنید . آب مقطر را به آن اضافه کرده و خوب مخلوط کنید . محلول را با استفاده از قیف از کاغذ صافی عبور دهید.
2- سرم فیزیولوژی
- کلرور سدیم 85/.گرم
- آب مقطر 100سی سی
کلرور سدیم را در آب مقطر حل کنید.
اطلاعات اولیه
انواع جداسازیهای مختلف و ساده بر روی کاغذ به عنوان پیشروان کروماتوگرافی کاغذی توصیف شدهاند. این سیستم معمولا به عنوان نمونه بارزی از سیستم تقسیمی در نظر گرفته میشود که در آن فاز ساکن آب است و به وسیله جذب سطحی بر روی مولکولهای سلولز قرار میگیرد و مولکولهای سلولز نیز به نوبه خود به وسیله ساختار الیافی کاغذ در وضعیتهای ثابت نگه داشته میشود. امروزه ، به هر حال ، مشخص شده است که جذب سطحی اجزای فاز متحرک و حل شوندهها و اثرات تبادل یون نیز نقشهایی را ایفا میکنند و کاغذ به هیچ عنوان تنها به صورت تکیه گاه بی اثر نیست.
سیر تحولی رشد
روش پیشنهادی رانگ در سال 1850 و فرآیندی که آن را تجزیه موئینهای مینامند، از جمله آنها میباشند. چنین روشهایی در واقع بیشتر شبیه کروماتوگرافی جذب سطحی مارتین و سینج در سال 1941 ارائه شد. در سال 1944 کونسدن ، گوردن و مارتین اسیدهای آمینه و پپتیدهای موجود در محصول آبکافت ، پروتئین پشم را به وسیله روشی جدا کردند که در آن به جای ستون پودر از یک صفحه یا نوار کاغذی آویزان در داخل یک ظرف سرپوشدار استفاده شده بود.
کاربرد
در ابتدا کروماتوگرافی کاغذی برای جداسازی مخلوطهای مواد آلی به کار رفت. ولی بعد از آن ، عمدتا به وسیله برستال و پولارد و همکاران آنها ، برای جداسازی یونهای معدنیآنیونها و هم کاتیونها را به وسیله این روش میتوان جدا کرد.
به سرعت به کار گرفته شد.

خصوصیت ویژه
یک خصوصیت ویژه روش کروماتوگرافی کاغذی این است که چیزی مربوط به محلول یا گاز خارج شده از ستون که در سیستمهای معمول مایع یا گاز با آن برخورد میکنیم وجود ندارد. ترکیبات جدا شده روی کاغذ مکانیابی و شناسایی میشوند در نتیجه ، جداسازی به طور نسبتا دائم در روی کاغذ ثبت میشود. در این روش اجزای جدا شده جمع آوری نمیشوند و احتیاجی به وسایل پیچیده کنترل پیوسته نیست. اندازه گیری کمی ترکیبات جدا شده را میتوان روی کاغذ انجام داد ولی اگر بخواهند اجرای را از کاغذ خارج کنند. تنها کار لازم این است که قسمت مربوط به هر یک از اجسام را از کاغذ ببرند و هر یک را به طور جداگانه بشویند.
طرح کلی روش
قطرهای از محلولحاوی مخلوطی که باید جدا شود را روی یک صفحه یا نوار کاغذ صافی در محل علامت گذاری شده قرار میدهند. در این محل ، قطره به صورت یک لکه حلقوی پخش میشود. وقتی که لکه خشک شده کاغذ را در یک ظرف مناسب سربسته طوری قرار دهند که یک سر آن در حلال انتخاب شده به عنوان فاز متحرک فرو رود. حلال از طریق الیاف کاغذ در نتیجه عمل موئینگی نفوذ میکند و نکته مهم این است که سطح کاغذ نباید کاملا به وسیله حلال پوشانده شود. زیرا در این صورت ، اصلا جدا سازی صورت نمیگیرد یا نواحی خیلی پخش میشوند.
وقتی که جبهه حلال مسافت مناسبی را طی کرد یا بعد از یک زمان از قبل تعیین شده ، کاغذ را از طرف بیرون آورده ، جبهه حلال را با علامتی مشخص میکنند و میگذارند تا صفحه خشک شود. وقتی که محلهای مناطق جدا شده آشکار شدند لازم است که هر یک از اجسام به طور جداگانه شناسایی شوند. در موارد ایدهآل ، هر جسم با واکنشگر مکانیاب ، رنگ مخصوصی میدهد که در مورد مواد معدنی بیشتر و درمورد مواد آلیf
کمتر مشاهده میشود. سادهترین روش شناسایی بر اساس مقدار R یعنی نسبت فاصله طی شده به وسیله جبهه حلال است.
خارج کردن جسم از کاغذ
روشهای ارائه شده مستلزم به کارگیری یک واکنشگر مکان یاب شیمیایی برای تعیین محل لکه هستند، و لکههای رنگی اساس ارزیابی را تشکیل میدهند. بعضی اوقات میتوان کمپلکس را شستشو داد و به وسیله روش رنگ سنجی تخمین زد، ولی اگر تغییر شیمیایی قابل قبول نباشد ماده تغییر نیافته را باید شستشو داد. عمل شستشو را میتوان با وارد کردن تکه کاغذ در یک حلال ، به وسیله استخراج در یک دستگاه سوکسیله ، یا با استفاده از آرایش خاصی ، که در کاغذ یک جریان نزولی کروماتوگرافی ایجاد مینماید، انجام داد. برای جداسازیهای معدنی تکههای کاغذ را میتوان به صورت خاکستر در آورده ، باقیماندهها را در اسید حل کرد. نتایج این روش به اندازه روش شستشو خوب نیستند. از اینرو محلولهای به دست آمده را میتوان به وسیله هر روش مناسبی تجزیه کرد، روشهایی که اغلب به دنبال روشهای کروماتوگرافی به کار میروند عبارتند از رنگ سنجی و قطبش نگاری.
پیدا کردن یک روش کروماتوگرافی ، که بتواند به طور کمی تمامی اجزای یک مخلوط را جدا کند، مطلقا ضروری نیست. ارزیابی کمی فلزات با قطبش نگاری و ارزیابی کمی مواد آلی مشکلتر از فلزات است زیرا ، برای مواد آلی ، روشهای موجود برای آزمایش محلول حاصل از شستشو محدودتر هستند. ارزیابی مواد آلی معمولا بر روی کاغذ صورت میگیرند و بنابراین ، لازم است که هر جسمی از اجسام دیگر به طور کمی جدا شود.
نقایص کروماتوگرافی کاغذی
لکههای چند تایی :
در کروماتوگرافی یونها فلزی ، اگر دارای آنیونی متفاوت از آنیون موجود در محلول اولیه باشد، ممکن است رقابتی بین آنیونها برای یون فلزی وجود داشته باشد، که در نتیجه دو لکه به دست میآید که هر یک از آنها مربوط به یکی از نمکهای فلزی میباشد. ممکن است یون فلزی دو کمپلکس متفاوت با حلال ایجاد کند. در جدا سازیهای آلی ، ممکن است جسم دو شکل متفاوت وجود داشته باشد. به عنوان مثال یک آمینو اسید میتواند به صورت کاتیون و یون دو قطبی باشد.
دنباله دار شدن :
اگر مخلوط یه مقدار زیاد از حد روی کاغذ قرار داده شود، یا سرعت عبور حلال متفاوت باشد، جسم نمیتواند برای ایجاد یک لکه مجزا به تعادل برسد. در این صورت این لکه ، در سطح بزرگی از کاغذ پخش شده و از حلال در حال پیشروی عقب میماند. دنبالهدار شدن ممکن است به سبب اثرات جذبی سطحی تر ایجاد شود.
اثرات لبه یا کناره :
لکهها خیلی نزدیک به کنار نوار ، ممکن است در امتداد کنار کاغذ پخش شوند، عمل نفوذ ممکن است به علت بالا بودن غلظت موضعی فاز متحرک در آن ناحیه ، و یا به علت بالاتر بودن سرعت تبخیر حلال در کنار کاغذ ، که منجر به اثرات تقسیمی غیرعادی میشوند، باشد.
روش کمی کروماتوگرافی کاغذی
کاربرد کمی این روش نه تنها احتیاج به یک جداسازی کمی ، بلکه مکانیابی و ارزیابی کمی اجسام موجود نیز دارد. یک جداسازی کیفی رضایت بخش ، الزاما برای کار کمی مفید نیست. اندازه گیری کمی را میتوان یا با سنجش مقدار جسم موجود در لکه روی کاغذ ، یا با خارج کردن جسم از کاغذ و تجزیه اجزای جدا شده به وسیله روشهای کمی متداول انجام داد. لکه اولیه از نمونه مناسب روی کاغذ قرار میدهند، خشک کردن لکه باید تحت شرایط استاندارد زمان و دما صورت گیرد.
در تهیه حلال باید دقت زیادی روی نسبتهای اجزای صورت گیرد، برقرار ساختن تعادل باید به طور استاندارد انجام گیرد، طول عبور حلال در تمامی نوبتها یکسان باشد، در طول آزمایش ، دما باید ثابت بماند، و خشک کردن ورقه باید در یک زمان و دمای استاندارد انجام گیرد. واکنشگر مکانیاب (در صورت استفاده از لکههای رنگی) باید به طریق کاملا تکرارپذیر افزوده شود. و هر عمل بعدی ، مانند خشک کردن یا قراردادن در معرض بخار آمونیاک ، باید در مدت استاندارد انجام گیرد. مقدار جسمی که در یک جداسازی کروماتوگرافی باید روی کاغذ قرار گیرد، متغیر است.
موارد استعمال کروماتوگرافی کاغذی
منابع علمی مربوط به روشهای تجزیهای و بررسی ترکیبات طبیعی نشان میدهد که کروماتوگرافی کاغذی در هر رشتهای کاربرد دارد. با این همه ، این روش هنوز هم در جداسازیهای مواد با ماهیت زیستی وسیعترین کاربرد را دارد.
کروماتوگرافی کاغذی اکثرا به عنوان یک وسیله تحقیقاتی به کار میرود، و به طور گستردهای در تجزیههای روزمره مخصوصا در جداسازیهای جدیدی که هیچ روش کلاسیک برای آنها وجود ندارد، نیز مورد استفاده قرار می گیرد. روش اخیر در مسائل کلینیکی و زیست شیمیایی ، جداسازی اسیدهای آمینه و پپتیدها در بررسی ساختارهای پروتئین کاربد دارد.
آزمایش روزمره ادرار و سایر مایعات بدن برای اسید آمینه و قند ، جداسازی بازهای پورین و نوکلئوتیدها در آزمایش اسیدهای نوکلئیک ، جداسازی استرئیدها ، تجزیه عمومی ، تجزیه بسپارها ، تشخیص و ارزیابی فلزات در خاک ها و نمونه های زمین شناسی ، بررسی ترکیبات فنلی در عصاره های گیاهی ، جداسازی آلکالوئیدها ، جداسازی ترکیبات علامت دار به وسیله رادیو ایزوتوپها ، کروماتوگرافی کاغذی برای جداسازی مواد فرار غیر فعال مانند هیدروکربنها و دیگری جداسازی اسیدهای چرب با فراریت بیشتر مناسب نمی باشد.
کلیات
کارکنان آزمایشگاه در معرض بسیاری از عوامل بیماری زا با منشأ خون، مایعات بدن و ...می باشند که از طریق ترشح و پاشیدن، فرو رفتن سوزن، وسایل شیشه ای شکسته، خراش و بریدگی و ... در تماس با چشم، بینی، دهان، پوست و ... باعث آلودگی می گردند. همچنین در محیط کاری آنها خطراتی در نتیجه کار با مواد شیمیایی سوزاننده، مواد رادیواکتیو، الکتریسیته، وسایل مکانیکی، آتش سوزی و ... وجود دارد که سلامتی آنها را تهدید می نماید.

میزان عفونت های ویروسی از طریق فرورفتن سوزن، بریدگیها و ... در مورد ویروس هپاتیت B ، ۶% تا ۳۰% ، در مورد ویروس هپاتیت C ، ۸/۱% و در مورد ویروس ایدز ۳/۰ % می باشد. در دهه گذشته، هر ساله حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر از کارکنان مراکز بهداشتی درمانی ایالات متحده در نتیجه ابتلا به عفونت ویروسی هپاتیت B ناشی از محیط کار فوت نمودند.
تا کنون انتقال حداقل ۲۰ عامل بیماری زای مختلف بوسیله سوزن و صدمات ناشی از وسایل تیز گزارش گردیده است با توجه به اهمیت پیشگیری از آلودگی و خطرات محیط کاری در مورد کارکنان، این کتابچه در واقع راهنمایی عملی جهت تضمین ایمنی و بهداشت کارکنان می باشد که سعی گردیده است که دربرگیرنده تمام اصول حفاظتی در کلیه زمینه ها باشد. امید است که بکارگیری این اصول راهگشای حفاظت و ایمنی کارکنان آزمایشگاهها کشور باشد.
سیگار کشیدن :
در تمامی بخشهای فنی آزمایشگاه استعمال دخانیات (سیگار، سیگارت و پیپت) ممنوع می باشد. این مواد میتوانند عامل مهمی جهت ایجاد آتش سوزی در ارتباط با حلال های قابل اشتعال باشند. همچنین انتقال آنها از میز کار به دهان می تواند به عنوان مخزنی جهت انتقال میکروارگانیسم ها و توکسین ها عمل نماید.
غذا، آشامیدنی ها و مواد مشابه که سبب تماس هر چه بیشتر دست با دهان می گردد:
باید در تمام بخش های فنی آزمایشگاه از غذا خوردن، آشامیدن و یا انجام سایر اعمالی که سبب تماس دست را با دهان می گردد، خودداری نمود.
نمونه های آزمایشگاهی (خون، ادرار، مدفوع و خلط و ...) می تواند حامل بسیاری از عوامل بیماری زا باشد این مواد که روزانه در بخش های مختلف آزمایشگاه جابجا می گردند و بعضی مواقع در یخچال های آزمایشگاه نگهداری می شوند، به عنوان یک منبع مهم آلودگی غذا و آشامیدنی ها تلقی می گردند.
بهیچ وجه مواد غذائی را در یخچالهای بخشهای مختلف آزمایشگاه نگهداری ننمائید.
باید یخچالهای مخصوص مواد غذائی را در فضای آبدارخانه قرار داد. تنها با این روش می توان مطمئن شد که مواد غذائی با نمونه های آزمایشگاهی در یک یخچال نگهداری نمی شوند.
استفاده از دستکش
باید همیشه دستکش در اندازه های متفاوت و از مواد مناسب و مرغوب در تمام بخشهای فنی در دسترس باشد دستکشهایی از جنس لاتکس، نیتریل و یا وینیل، محافظت کافی را ایجاد می نمایند. دستکشهایی که از جنس لاتکس یا وینیل نازک تهیه شده باشند، محافظت کافی را در مقابل سوراخ شدن بوسیله وسایل تیز، ایجاد نمی نمایند.
دستکش ها باید در اندازه های تا مچ، آرنج و شانه در دسترس باشند.
|
|
نباید دستکش ها را هنگام انجام کار تعویض نمود بلکه باید بعد از اتمام کار این عمل را انحام داد. کارکنان آزمایشگاه باید اقدامات حفاظتی لازم را جهت جلوگیری از آلودگی محیط و پوست در مورد دستکش های آلوده انجام دهند.
- جهت اهداف مختلف باید از دستکش های متفاوتی استفاده نمود، شامل :
دستکش های لاستیکی یا چرمی که در مواقع کارهای سنگین، سر و کار داشتن با وسایل داغ و یا هنگام خالی کردن محفظه های محتوی مواد خطرناک استفاده می شود
دستکش های خانگی جهت تمیز نمودن، شستن وسایل شیشه ای و ضدعفونی کردن
دستکش های جراحی (لاتکس) در مواقع کار با خون، مواد خطرناک و ...
دستکش های پلاستیکی یکبار مصرف جهت مواقع اضطراری
دستکش ها نباید شسته شده و مجدداً مورد استفاده قرار گیرند، زیرا از کیفیت عملکرد و میزان نقش حفاظتی آنها کاسته می شود اگر دستکشها جهت استفاده مجدد با مواد شوینده و یا مواد ضدعفونی شسته شوند، ممکن است مواد شوینده سبب افزایش نفوذ مایعات از طریق سوراخهای غیر مرئی شده و یا مواد ضدعفونی باعث خراب شدن دستکش ها گردند. حلال های آلی سریعاً سبب خراب شدن دستکش های لاتکس گردیده و بعضی از حلال ها، دستکش های وینیلی را حل می نمایند.
می توان دستکش هایی مانند دستکش های لاستیکی خانگی را که استفاده عمومی داشته و ممکن است در تماس با خون بوده و یا جهت تمیز کردن و آلودگی زدایی بکار بروند، ضدعفونی و مجدداً استفاده نمود اما اگر بریدگی، سوراخ یا بدرنگی در آنها مشاهده گردید، باید دور انداخته شوند.
دستکش ها را باید بعد از پوشیدن و قبل از کار از نظر نقایص مرئی بررسی نمود.
پوشیدن دو جفت دستکش هنگام اتوپسی و یا زمانیکه امکان آلودگی با خون و مایعات بدن (مثل کار در بخش اورژانس) زیاد است، توصیه می گردد. بررسی ها نشان داده که آلودگی پوست در زمان استفاده از دو دستکش کمتر از زمان استفاده از یک دستکش اتفاق افتاده است.
همچنین جراحان باید هنگام جراحی از دو دستکش استفاده کنند که در این حالت میزان سوراخ شدن دستکش داخلی کمتر از میزان سوراخ شدن یک دستکش است.
بهر حال هنگام استفاد از دو دستکش نیز باید حفاظت فیزیکی کافی را در مقابل سوراخ شدن اتفاقی آنها بوسیله وسایل تیز مدنظر داشت.
گرچه بیشتر کارکنان آزمایشگاه از دستکش های لاتکس استفاده می کنند ولی حدود ۶ تا ۱۷% افراد ممکن است به لاتکس حساسیت داشته باشند که درماتیت های تماسی آلرژیک در نتیجه وجود مواد شیمیائی موجود در طی مراحل تولید لاتکس یا مواد دیگر دستکش ها دیده می شود. استفاده از دستکش های نخی و یا دستکش های بدون مواد شیمیائی معمولاً از بروز درماتیت های آلرژیک جلوگیری می کند. جهت جلوگیری از تماس با پروتئین های لاتکس باید از دستکش های حاوی پروتئین کم، دستکش های بدون پودر و یا دستکش های ساخته شده از جنس نیتریل، پلی اتیلن و یا مواد دیگر استفاده نمود.
در چه مواقعی باید دستکش پوشید؟
هنگام نمونه گیری، نقل و انتقال نمونه ها و انجام مراحل آزمایش و همچنین زمانی که دست ها با مواد آلوده، سطوح آلوده و یا وسایل آلوده در تماس هستند و نیز در موارد تماس با بافت، خون، سرم، پلاسما، مایع نخاع، ترشحات واژن، مایع منی، مایع حاصل از شست و شوی برنش، مایع سینوویال، جنب، پریتوان، آمنیوتیک، پریکارد، شیر پستان و یا دیگر مایعات بدن که ممکن است با خون آلوده شوند، باید از دستکش استفاده نمود. طبق توصیه CDC باید در موارد تماس با نواحی از بدن بیمار که به طور طبیعی استریل هستند، از دستکش استریل استفاده نمود. در مواقع تماس با مخاط و یا فعالیت های آزمایشگاهی احتیاج به استفاده از دستکش استریل نمی باشد. همچنین در فواصل تماس با بیمار باید دستکش ها تعویض گردند.
ـ بهیچوجه نباید بوسیله دست سوزن های استفاده شده از سرنگ یکبار مصرف جدا گردد و یا در پوشش سرسوزن روی آن قرار گیرد
ادامه مطلب
آمیلاز که جزء آنزیم های هیدولاز محسوب می شود. در پانکراس برون ریز و غده های پاروتید ساخته می شوند وعمل آنها هیدورلیز نشاسته وتبدیل آن به مالتوز است. دو نوع آمیلاز وجود دارد.
الف)بتا آمیلاز یا آمیلاز باکتری ها که زنجیره های پلی ساکاریدی مانند نشاسته و گلیکوژن را از قسمت انتهایی احیا کننده ی آن ها هیدورلیز می کند و هربار یک مولکول مالتوز به وجود می آورد.
ب) آلفا آمیلاز که عمل هیدولیزر آن مرتب نبوده ودر قسمت های مختلف زنجیره اثر می کند.
دو ایزو آنزیم عمده آمیلاز مربوط به پانکراس (p) وغدد بزاقی (s) است. PH مطلوب برای این آنزیم حدود 7 می باشد .یون های کلر، برم، نیترات آن را فعال وسیترات واگز الات آن را مهار می کنند. در واقع آنزیم آمیلاز نشاسته را از محل پیوندهای 4-1 هیدورلیز می کند. آن را به مالتوز تبدیل می کند.
آلفا آمیلاز موجود در بزاق کمی از نشاسته را تبدیل می کند چون مدت توقف غذا در دهان ناچیز است ولی قسمت عمده فعالیت این آنزیم مربوط به آمیلاز پانکراس است. آمیلاز به طورطبیعی از سلول های آسینار پانکراس به مجرای پانکراس وسپس داوزدهه ترشح می گردد و در روده به تجزیه نشاسته به قندهای ساده تر تشکیل دهنده ی آن کمک می کند.
آسیب سلول های آسینار پانکراس نیز التهاب یا انسداد در هر قسمتی از مجاری پانکراس یا مجرای صفرا وی مشترک سبب برگشت آمیلاز به عقب، به داخل بافت پانکراس می شود.سپس آمیلاز از طریق ورید چه ه ا وعروق لنفاوی جذب خون می گردد. و سبب افزایش سطح آمیلاز در خون می شود. کلیه به سرعت آمیلاز را تصفیه می کند و در نتیجه سطح آمیلاز در ادار افزایش می یابد. سطح افزایش یافته ی آمیلاز در خون هیپر آمیلازی نامیده می شود. برای مثال در پانکراتیت حاد، مقدار آمیلاز سرم در مدت 12-2 ساعت شروع به افزایش می کند در مدت 72-12 ساعت به اوج می رسد. و در عرض 4-3 روز به علت تصفیه آن توسط کلیه ها به وضعیت طبیعی می گردد. در واقع سطح آمیلاز سرم 2-1 روز بعد از بهبود مرحله ی حاد بیماری به حد طبیعی برمی گردد اما در سطح آمیلاز ادرار 7-5 روز پس آغاز بیماری بالا باقی می ماند این امر به تشخیص پانکراست پس از بازگشت سطح سرمی آن به حالت طبیعی کمک می کند. آزمون آمیلاز ادرار هر دو آزمون های حساسی هستند اما برای اختلالات پانکراس اختصاصی نیستند، سایر بیماری های غیر پانکراسی هم می توانند سطح آمیلاز را در سرم وادرار بالا ببرند. برای مثال در التهاب حاد غدد پاروتید مانند اوریون ونیز در انفارکتوس کلیه، بارداری خارج رحمی، انسداد روده، سکته های مزانتر و اختلالات وخیم روده ای هم مقدار آمیلاز افزایش می یابد پس باید علاوه بر آن آزمون ها به علایم بیماری هم توجه ویژه داشت.
در افراد مبتلا به موکو ویسیدوز که یک بیماری مادر زادی پانکراس است سطوح آمیلاز سرم کاهش می یابد.
هدف : تعیین درصد لکوسیت ها در سلول
اهمیت این آزمایش
۱. افزایش درصد ائوزینوفیل ها درخون می تواند دلیلی برابتلا فرد به بیماریهای کرمی یا بیماریهای حساسیتی و… باشد.
۲. افزایش در صد نوتروفیلهای خون را نوتروفیلی گویند ودر بیماریهائی همچون آپاندیسیت حاد، پنومونی (سینه پهلو)، مننژیت چرکی، سپتیسمی میکروبی، دیفتری، تب های روماتیسمی... نوتروفیلی دیده می شود.
۳. افزایش در صد مونوسیت های خون را مونوسیتوز نامیده می شود و در بیماریهای توبرکولوزیس ( بیماری سل)، بروسلوز (بیماری تب مالت)، سیفلیس، تیفوس،مالاریا، عفونتهای قارچی و غیره دیده میشود.
۴. افزایش در صد لنفوسیت های خون لنفوسیتوز نامیده می شود و در بیماریهائی همچون سیاه سرفه، سرخک، اوریون، آبله مرغان، هپاتیت، سل، سیفلیس، حصبه، تب مالت... دیده میشود.

شمارش افتراقی گلبول های سفید خون در یک شخص بالغ نرمال به قرار ذیل است:
در صد تفکیک گلبول های سفید
نوتروفیل ۶۰
لنفوسیت ۳۲
مونوسیت ۵
ائو زینوفیل ۳
بازوفیل ۰
جمع ۱۰۰
درخون یک شخص نرمال ممکن است ۵ نوع گلبول سفید یافت شود. منوسیت ها, بازوفیل ها وائوزینوفیل ها کمترین درصد گلبول سفید خون را تشکیل میدهند. نوتروفیل ها ,لنفوسیت ها که بیشترین درصد گلبول سفید خون را دارا هستند.
منوسیت ها:
مونوسیتها بزرگترین سلول تک هسته ای در جریان خون است.مونوسیتها در عمل فاگوسیتوز نقش مهمی دارند.اندازه مونوسیت هابسیارمتفاوت است.قطر آنها ازده تا سی میکرون متغیراست .هسته مونوسیتها نعل اسبی (horse shoe ) یا به شکل کلیه (KIDNEY) و لوبیایی می باشد ,هستک در داخل هسته دیده نمی شود .کروماتین هسته مونوسیتها ظریف تور مانند مشبک (LACY) واسفنجی شکل است سیتوپلاسم آنها زیاد و آبی خاکستری تار که حاوی دانه های ریز فلفلی به نام دانه های Azurophilicخوانده میشوند.سیتوپلاسم دارای پاهای کاذب می باشد.مونوسیتها ممکن است حاوی واکوئل باشند .حدود نرمال مونوسیتها در خون محیطی دو تا هشت در صد گلبولهای سفید خون را تشکیل میدهد .
نوتروفیل:
نوتروفیل یک هسته چند لوبه دارد. بطوریکه لوب ها توسط یک رشته کروماتین بهم وصل می شوند هسته این سلول ها مثل حرف E انگلیسی است.
لنفوسیت:
اندازه اش کمی بزرگتراز گلبول های قرمزاست. یک هسته بزرگ ویک پارچه دارد.مثل اینکه تمام سلول را هسته پرکرده و سیتوپلاسم سلول خیلی کمه
بازوفیل ها:
یک هسته کم رنگ چند قسمتی دارند . ویژگی مهم این سلول وجود دانه های نسبتا زیاد سیاه رنگ در داخل سیتوپلاسم سلول که این دانه هاحتی روی هسته سلول را پوشانده است. بطوریکه هسته سلول به سختی دیده می شود. دانه های داخل سیتوپلاسم بازوفیل ها حاوی ماده هیستامین هستند. که نقش مهمی در واکنشهای آ لرژیک دارند.
ائوزینوفیل ها:
این سلول یک هسته دو قسمتی دارند.مشخصه این سلول وجود دانه های فراوان نارنجی درشت است. که دانه ها روی هسته را نمی پوشانند ائوزینوفیل ها دربعضی از بیماری انگلی (بیماری کرمی) وبیماری های حساسیتی در خون افزایش می یابد. تعداد طبیعی ائوزینوفیل ها در خون (۵-١)درصد گلبولهای سفید خون را تشکیل میدهد.
ادامه مطلب
( White Blood Cell Count (WBC
هدف: شمارش گلبول سفید در یک میلیمتر مکعب خون
وسایل مورد نیاز:
لام هموسیتومتر(بهتر است نئوبار باشد)، لامل سنگین، پیپت ملانژورسفید، لوله لاستیکی (مکنده)حدود ۲۵ سانتیمتر، محلول رقیق کننده ی مارکانو(۲ml اسید استیک+ ۹۸ml آب مقطر) ، محلول کریستال ویوله یا بلودومتیلن۱%، میکروسکوپ
لام نئوبار یا توما:
از دو مستطیل شفاف در وسط تشکیل شده است که دارای درجه بندی برای شمارش گلبول سفید و قرمز است. هر مستطیل در زیر میکروسکوپ به صورت یک مربع ۳ میلیمتری که به ۹ مربع ۱ میلیمتری تقسیم شده است مشاهده می شود. مربع هایی که در چهارگوشه قرار دارند مسئول شمارش گلبول سفید می با شند و مربعی که در وسط قرار دارد دارای تقسیم بندی ریزی است که برای شمارش گلبول قرمز می باشد
پیپت ملانژورسفید white bead in the bulb:
این پیپت برای رقیق کردن خون بکار میرود که درحباب آن یک مهره سفید وجود دارد، روی پیپت ملانژور سفید سه عدد ۵/۰ و ۱ و ۱۱ قرار دارد.

روش کار:
ابتدا نوک انگشت را توسط پنبه آغشته به الکل ضد عفونی میکنیم . بعد توسط یک ضربه لانست نوک انگشت را سوراخ کرده، خون جریان پیدا میکند و یک ملانژور سفید تمیز وخشک انتخاب می کنیم سپس ملانژور را افقی نگه میداریم و خون را تا علامت1داخل ملانژورمیکشیم (اگر خون به خوبی بالا نرفت لوله لاستیکی رابه ته ملانژور وصل میکنیم و سر دیگر لوله را دردهان میگذاریم نوک ملانژور را داخل خون میگذاریم و با دهان خون را بالا می کشیم).
مهم است که از ورود حباب هوا به داخل ملانژور جلوگیری به عمل بیاوریم به این منظور ملانژور را به طور کامل داخل خون میگذاریم .
خون نوک و اطراف ملانژور را با پنبه خوب پاک میکنیم
چند سی سی از محلول رقیق کننده (محلول مارکانو) را در یک شیشه ساعت میریزیم. نوک ملانژور را داخل محلول مارکانو قرار میدهیم و ماده رقیق کننده را تا ۱۱ به درون ملانژور میکشیم.
لوله لاستیکی را از ملانژور جدا میکنیم. سر و ته ملانژور را بین دو انگشت شست و سبابه نگه میداریم. به مدت ده دقیقه محتوی ملانژور را مخلوط میکنیم. سپس ملانژور را به مدت ۵ دقیقه روی شیکر(ویبراتور) قرار میدهیم.
توجه ! اگر بعد از این مدت محتوی ملانژو ر بلافاصله برای شمارش مورد استفاده قرارنگیرد مخلوط کردن مجدد قبل استفاده ضروری است
لام هموسیتومترتمیز را روی میز صاف و تراز قرار میدهیم، لامل سنگین تمیز را روی لام قرار میدهیم، ملانژور را عمودی میگیریم، ۱ تا۲ قطره اول محتوی ملانژور را دور میریزیم. با گذاشتن انگشت سبابه در ته ملانژور ریختن محتوی ملانژور را در اختیار میگیریم. یک قطره کوچک از محتوی ملانژور را توسط قراردادن نوک ملانژور در بین لام و لامل هدایت میکنیم بطوریکه مخلوط خون و ماده رقیق کننده به منطقه شمارش نفوذ کند، اگر ماده به درون شیارها نفوذ کند باید لام را شسته خشک کرده مجدداً مورد استفاده قرار میدهیم.
چند دقیقه لام را ثابت میگذاریم تا سلولها بیحرکت شوند. لام را زیر میکروسکوپ قرار میدهیم با عدسی 10xمورد مطالعه قرار میدهیم و چهار مربع بزرگ واقع در چهار گوشه صفحه مدرج را شمارش میکنیم.
محاسبه تعداد گلبولهای سفید:
هر ضلع مربع بزرگ ۱ میلیمتر است .لام و لامل را چنان دقیق وماهرانه ساخته اند بطوریکه وقتی لامل روی لام قرار میگیرد دقیقا ارتفاع(فاصله)لام تا لامل ۰.۱ میلی متر می شود بنابراین حجم واقع دریک مربع بزرگ میشود یکدهم میلی مترمکعب.
چون گلبولها را در چهار مکعب مستطیل شمارش کرده ایم حجم چهارمکعب مستطیل میشود چهاردهم میلی متر مکعب. ضریب رقت بوسیله ملانژور ۲۰/۱ است یعنی خون به نسبت یک به بیست رقیق میشود.
به عبارت دیگر ما گلبول های سفید خون رادرحجمی برابر با یک پنجاهم میلی متر مکعب حساب میکنیم در نتیجه واضح است باید تعداد کل گلبولهای شمارش شده در چهار مربع در عدد ۵۰ ضرب شود.
مثال: تعداد گلبولهای شمارش شده درچهار مربع بزرگ واقع در چهارگوشه ۱۸۵ عدد می باشد بنابراین تعداد کل گلبولهای سفید خون ۹۲۵۰ عدد در میلی مترمکعب میشود.
Red Blood Cell
هدف : شمارش گلبول قرمز در یک میلی متر مکعب خون
شرح آزمایش
وسایل آزمایش:
پنبه – الکل – لانست – ملانژور قرمز – محلول هایم نمکی - لام نئو بار
روش کار:
ابتدا نوک انگشت را توسط پنبه آغشته به الکل ضد عفونی میکنیم . بعد توسط یک ضربه لانست نوک انگشت را سوراخ کرده, خون جریان پیدا میکند و یک ملانژورقرمزتمیز وخشک انتخاب می کنیم سپس ملانژور را افقی نگهمیداریم و خون را تا علامت مانده داخل ملانژورمیکشیم (اگر خون به خوبی بالا نرفت لوله لاستیکی رابه ته ملانژور وصل میکنیم و سر دیگر لوله را دردهان میگذاریم نوک ملانژور را داخل خون میگذاریم و با دهان خون را بالا می کشیم.)
مهم است که ازورودحباب هوا به داخل ملانژور جلوگیری به عمل بیاوریم به این صورت که ملانژور را به طور کامل داخل خون میگذاریم . خون نوک واطراف ملانژور را با پنبه خوب پاک میکنیم
قبلا چند سی سی از محلول هایم را دریک شیشه ساعت میریزیم. نوک ملانژور را داخل محلول قرار میدهیم ماده هم غلظت را تا ۱۰۱ به درون ملانژور میکشیم لوله لاستیکی را از ملانژور جدا میکنیم. سر وته ملانژور رابین دو انگشت شست و سبابه نگه میداریم.۲ تا ۳ بار تکان می دهیم.
لام هموسیتومتر تمیز را روی میزصاف و تراز قرار میدهیم لامل سنگین تمیز را روی لام قرار میدهیم .ملانژور راعمودی میگیریم ۱ تا ۲ قطره اول محتوی ملانژور را دور میریزیم با گذاشتن انگشت سبابه در ته ملانژور ریختن محتوی ملانژور را در اختیار میگیریم.یک قطره کوچک از محتوی ملانژور را توسط قراردادن نوک ملانژور در بین لام و لامل هدایت میکنیم. بطوریکه مخلوط خون وماده رقیق کننده به منطقه شمارش نفوذکند. چند دقیقه لام را ثابت میگذاریم تاسلولهابیحرکت شوند.لام را زیر میکروسکوپ قرار میدهیم با عدسی ابژکتیو10xمورد مطالعه قرار میدهیم . مربع بزرگ واقع در وسط صفحه مدرج را شمارش میکنیم.

محاسبه تعداد گلبولهای قرمز:
نحوه شمارش مانند شمارش گلبول سفید می باشد
تاریخچه
اولین قدم در درک ژنتیک امراض هموگلوبین در سال ۱۹۴۹ بوسیله "نیل" (Neel) برداشته شد. او نشان داد مبتلایان به اختلالات خونی که به مرض سلولهای داسی شکل معروف است نسبت به یک ژن که همین اختلال با شدت کمتر را در هر دو والد هتروزیگوس بوجود میآورد، به صورت هموزیگوس هستند. چند سال بعد (Pauling) و همکارانش مرض سلولهای داسی شکل را به عنوان نخستین بیماری مولکولی که در آن هموگلوبین غیر طبیعی باعث نقص میشد، تشخیص دادند. سپس اینگرام (Ingram) متوجه شد نقص هموگلوبین در مرض سلول داسی شکل در اثر جایگزینی فقط یکی از ۲۸۷ اسید آمینه مولکول هموگلوبین است.
اطلاعات اولیه
تقریبا تمامی اکسیژنی که در خون حمل میگردد، به هموگلوبین موجود در گلبولهای قرمز خون متصل میباشد. گلبولهای قرمز طبیعی انسان ، دیسکهای مقعرالطرفین کوچک با قطر ۹ - ۶ میکرومتر میباشند. این سلولها از سلولهای بنیادی پیش ساز به نام هموسیتوبلاستها در مغز استخوان ساخته میشوند. در طی فرایند بالغ شدن گلبولها ، سلولهای بنیادی تولید سلولهای دختری مینمایند که مقادیر زیادی هموگلوبین ساخته و سپس اندامکهای داخل سلولی مانند هسته ، میتوکندری و ... را از دست میدهند. فعالیت اصلی گلبول قرمز ، حمل هموگلوبین است که با غلظت بالا به صورت محلول در سیتوزول وجود دارد.
اهمیت زیاد توالی اسید آمینهای در تعیین ساختمانهای دوم ، سوم و چهارم پروتئینهای کروی و بنابراین اعمال بیولوژیک آنها به خوبی در بسیاری از بیماریهای خونی مانند کم خونی داسی شکل در انسان قابل شرح میباشد. از لحاظ ژنتیکی ، بیش از ۳۰۰ نوع هموگلوبین شناخته شده در جمعیتهای انسانی وجود دارد. بیشتر این انواع ناشی از تفاوتهایی در یک ریشه اسید آمینه میباشند. در اغلب موارد این اثرات بر روی ساختمان و عملکرد جزئی بوده، ولی گاهی میتواند وخیم بوده و به بیماریهای خونی و کم خونی منجر شود.
ادامه مطلب
هدف: تعیین زمان سیلان خون از بریدگی به منظور انجام اعمال جراحی
وسایل مورد نیاز:
پنبه – الکل- لانست- کروند متر- کاغذ خشک کن
روش کار:
بدون هیچ تحریکی لاله کوش را استریل کرده , کرونومتر را زده و سپس لانست میزنیم و هر ۳۰ ثانیه یک بار خون جاری شده با کاغذ خشک کن به صورت قطره قطره و ضربه ای پاک میکنیم ; سپس تعداد لکه ها را شمرده و تقسیم بر ۲ میکنیم . عدد به دست آمده زمان سیلان است که به طور طبیعی ۱ الی ٣ دقیقه میباشد
٢/تعداد لکه ها = زمان سیلان
* این آزمایش درنوزادان در پاشنه پا و در بزرگسالان از نرمه گوش انجام میگیرد.
هدف:تعیین زمان انعقاد
وسایل لازم:
پنبه – الکل- لانست – کرونومتر – لام- plate - پنبه خیس - لوله موئینه غیر هپارینه
روش کار:
۱- استفاده از اسلاید یا لام مرطوب:
انگشت را استریل کرده , کرونومتر را میزنیم لانست میزنیم و یک قطره خون روی لام می چکانیم .۳۰ثانیه بعد نوک لانست را به قطره خون میزنیم و به سمت بالا میکشیم اگر رشته سفید رنگ فیبرین را دیدیم نشان دهنده انعقاد است و اگر ندیدیم هر ۳۰ ثانیه یک بار عمل بالا را تکرار میکنیم. زمان طبیعی۲ الی ۶ دقیقه میباشد.
* اگر در آزمایشگاه جریان هوا یا گرمی و خشکی هوا بود لام را داخل پلیت حاوی یک پنبه خیس میگذاریم و در آن را میگذاریم.
۲- استفاده از لوله موئینه غیر هپارینه:
انگشت را استریل کرده، کرونومتر را میزنیم لانست میزنیم و دو لوله موئینه را از خون پر میکنیم و ۱ دقیقه بعد ۱ سانتی متر اول آن را میشکنیم و به آرامی از هم جدا میکنیم اگر انعقاد صورت گرفته باشد رشته فیبرین بین دو قطعه قابل مشاهده است و اگر ندیدیم هر ۳۰ ثانیه یک بار عمل بالا راتکرار میکنیم.
پلاکتهای خون
خون مایعی لزج است که بخشی از آن را مایعی به نام پلاسما و بخش دیگری را عناصر جامد معلق در پلاسما تشکیل میدهد. بخش جامد خون شامل؛ اریتروسیتها(گویچههای قرمز خون)، لوکوسیتها(گویچههای سفید خون) و پلاکتها می باشد
پلاکتها عناصر پلاسمایی هستند به شکل کروی یا تخم مرغی که ۲ تا ۵ میکرون قطر دارند. پلاکتهای انسان و پستانداران فاقد هسته هستند و به همین دلیل بیشتر محققین آنها را تشکیلات غیر سلولی میپندارند. تعداد پلاکتها در خون انسان ۲۰۰ هزار تا ۴۰۰ هزار در هر میلیکمتر مکعب است که این تعداد نیز در طول شبانه روز دارای نوساناتی است.
پلاکتها در عمل انعقاد خون نقش دارند و در جلوگیری از خونریزی رگها بوسیله تشکیل توده پلاکتی و کمک به ترمیم جدار عروق میباشد.
ادامه مطلب


خاصی داشتید در حیطه ی موضوع وبلاگ میتونید در قسمت نظرات ذکر کنید و یا ایمیل بزنید.امیدوارم زود بهش جواب داده بشه.







